درباره نویسنده
EF9M
در آینده تنها دو نوع شرکت وجود خواهند داشت : آنهایی که کیفیت جامع را مستقر کرده اند. و آنهایی که از صحنه تجارت خارج شده اند. شما اجباری به پیاده سازی TQM ندارید : زنده ماندن اجباری نیست . ادوارد دمینگ
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • EF9M
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • مزایای بکارگیری مدل تعالی سازمان efqm
  • نمونه اظهار نامه تعالی سازمانی
  • آنچه که از تعالی انتظار داریم
  • سئوالات احتمالی ممیزی EFQM
  • سوالات گروه متمرکز - نمونه
  • الگو برداری - بهینه کاوی - بهین گزینی - هم سنجی - بنچ مارکینگ در تعالی سازمانی
  • آزمون فرآیند تربیت ارزیاب داخلی و ملی قسمت اول
  • مدیریت پاداش و تعالی سازمان
  • تعاریف تعالی سازمانی
  • تاریخچه جوایز کیفیت در ایران
  • تاریخچه جوایز کیفیت در جهان - تعالی سازمانی
  • نقش اظهارنامه در فرآیند اعطای جوایز
  • نخستین گام برای رسیدن به سازمان سرآمد
  • کوتاه و مختصر در مورد مدل تعالی سازمانی ای اف کیو ام EFQM
  • اصول و مبانی مدل تعالی سازمانی EFQM
  • نظریه های کیفیت درمدیریت وکاربست آن درنظام آموزشی
  • چرخه مدیریت بهره وری
  • ارائه مدل خودارزیابی تعالی آموزش کارکنان درسازمانها
  • ماموریت EFQM چیست؟
  • نمونه پرسشنامه تعالی سازمانی
  • ویرایش 2010 مدل تعالی سازمانی EFQM
  • نیروی انسانی در تعالی سازمانی
  • به دنبال تعالی سازمانی بنگاه های ایرانی
  • توانمند سازی شرکت‌ها
  • مدل تعالی سازمانی
  • تاریخچه مدل تعالی سازمانی EFQM
  • تاریخچه EFQM در شرکت ایران خودرو و شرکتهای تابعه
  • اصول و مبانی مدل تعالی ( سرآمدی ) سازمانی EFQM
  • مفاهیم و چگونگی تعالی سازمان
  • ماموریت EFQM چیست؟
کلمات کلیدی مطالب
  • efqm (۱٤)
  • efqm2010 (۱۳)
  • مدل تعالی سازمانی چیست ؟ (۱٠)
  • european foundation for quality management ) efqm (٦)
  • تاریخچه مدل تعالی سازمانی efqm (٦)
  • ماموریت efqm چیست ؟ (٥)
  • مدل سرآمدی (٤)
  • خودارزیابی (۳)
  • سازمان متعالی (۳)
  • راهنمای تدوین اظهارنامه تعالی سازمانی 2010 (٢)
  • اصول و مبانی مدل تعالی سازمانی efqm (٢)
  • efqm مخفف چه کلماتی است ؟! (٢)
  • european foundation for quality management ) efqm (٢)
  • به دنبال تعالی سازمانی بنگاه های ایرانی (٢)
  • مزایای بکارگیری مدل تعالی سازمان efqm (٢)
  • شیوه تدوین اظهارنامه برای دریافت جایزه تندیس تعالی (٢)
  • تاریخچه efqm (٢)
  • تاریخچه جوایز کیفیت در جهان (۱)
  • تاریخچه جوایز کیفیت در ایران (۱)
  • تعالی سازمانی efqm در ایران (۱)
  • تعاریف تعالی سازمانی (۱)
  • تعاریف efqm (۱)
  • برخی تعاریف مدل تعالی سازمانی (۱)
  • مدیریت پاداش و تعالی سازمان (۱)
  • نیروی انسانی در تعالی سازمانی (۱)
  • ویرایش 2010 مدل تعالی سازمانی efqm (۱)
  • نمونه پرسشنامه تعالی سازمانی (۱)
  • ماموریت efqm چیست؟ (۱)
  • ارائه مدل خودارزیابی تعالی آموزش کارکنان درسازمانه (۱)
  • کیفیت efqm (۱)
  • چرخه مدیریت بهره وری (۱)
  • نظریه های کیفیت درمدیریت (۱)
  • اصطلاح پارادیم (paradigm (۱)
  • ارزیابی عملکرد سازمان با استفاده از مدل efqm (ویرا (۱)
  • عارضه یابی (۱)
  • آزمون فرآیند تربیت ارزیاب داخلی و ملی (۱)
  • مسابقه تعالی سازمانی (۱)
  • مسابقه و جایزه efqm (۱)
  • الگو برداری - بهینه کاوی - بهین گزینی - هم سنجی - (۱)
  • بهینه کاوی (۱)
  • مقایسه با بهترین ها (۱)
  • الـگـوبـرداری لازمه تعالی سازمانی (۱)
  • سوالات گروه متمرکز - نمونه (۱)
  • سئوالات احتمالی ممیزی efqm (۱)
  • آنچه که از تعالی انتظار داریم (۱)
  • نمونه اظهار نامه تعالی سازمانی (۱)
  • کوتاه و مختصر در مورد مدل تعالی سازمانی ای اف کیو (۱)
  • مفاهیم و چگونگی تعالی سازمان (۱)
  • نخستین گام برای رسیدن به سازمان سرآمد (۱)
  • نقش اظهارنامه در فرآیند اعطای جوایز (۱)
  • راهنمای تدوین اظهارنامه ای اف کیو ام (۱)
  • جایزه کیفیت (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • دی ٩٠
  • آبان ٩٠
  • دی ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
دوستان من
  • سایت جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



آشنايي با مدل تعالي سازماني 2010 EFQM مدل ای اف کیو ام
آشنايي با مدل تعالي سازماني 2010 EFQM [اي.اف.کيو.ام]
کوتاه و مختصر در مورد مدل تعالی سازمانی ای اف کیو ام EFQM
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٥/٥

کوتاه و مختصر در مورد مدل تعالی سازمانی قسمت اول

EFQM ..... EFQM ..... EFQM .....

*   یک سازمان غیر انتفاعی است.

*   در سال 1988 توسط 14 مدیرعامل شرکت های اروپایی تاسیس شد.

*   بیش از 800 عضو در سطح اروپا و سازمان های صنعتی بزرگ دارد.

 

اعضای EFQM در سال 1988

 

*   BT plc

*   Robert Bosch GmbH

*   Bull SA

*   Ciba-Geigy AG

*   Dassault Aviation

*   AB Electrolux

*   Fiat Auto SpA

*   KLM Royal Dutch Airlines

*   Nestlé AG

*   Philips Electronics NV

*   Olivetti SpA

*   Renault

*   Sulzer AG

*   Volkswagen AG

ماموریت و چشم انداز EFQM

ماموریت:

*   نیروی محرکی برای سرآمدی پایدار در سازمان های اروپایی

چشم انداز:

*   دنیایی که در آن سازمان های اروپایی سرآمد هستند.

 

فعالیت های EFQM

 

*   روش های بهبود و پیشرفت برای مدیریت سرآمد

*   سازمان دهی دانش و پروژه های الگوبرداری

*   تبلیغات و ارائه EQA – جایزه کیفیت اروپاEFQM

 

جوایز بین المللی کیفیت

 

*   جایزه دمینگ

·       ابتدا در سال 1951 ارائه شد.

·       JUSE (همبستگی مهندسین و دانشمندان ژاپنی)

*   جایزه ملی کیفیت ماکولم بالدریج

·       در سال 1987 عرضه شد. این جایزه بر اساس برنامه کار بهبود زیر نظر رئیس جمهور وقت ریگان پایه گذاری شد.

*   جایزه کیفیت اروپا (EQA)

*   ابتدا در سال 1992 ارائه شد.

*   EFQM در مشارکت با EOQ و EU

 

اهداف جایزه کیفیت اروپا

*   در جهت شناسایی شرکت هایی که الگویی هستند برای تعالی (مدیریت و نتایج)

*   در جهت ترغیب اذهان عمومی سازمان برای استفاده از مدل در رسیدن به سرآمدی

 

ادامه دارد ...

نظرات ()



اصول و مبانی مدل تعالی سازمانی EFQM
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٤/٢٥
اصول و مبانی مدل تعالی سازمانی EFQM

اصول و مبانی مدل تعالی ( سرآمدی ) سازمانی EFQM


چکیده

امروزه بنگاههای اقتصادی کشور در فرایند جهانی شدن و پیوستن به منظومه تجارت جهانی با چالشهای بیشماری مواجه هستند. حضور در بازارهای جهانی وحتی باقی ماندن دربازارهای داخلی مستلزم رقابت با رقبای قدرتمند است و با توجه به گسترش و پیچیدگی اهداف ، فرایندها وساختار سازمانی درصحنه رقابت ، سازمانهایی می توانند به بقای خود ادامه دهند که نسبت به خواسته ها وانتظارات مشتریان و ذینفعان پاسخگو باشند، همچنین به سود آوری و ثروت آفرینی بعنوان شاخصهای کلیدی و برتر سازمانی توجه کنند.

مدلهای تعالی سازمانی یا سرآمدی کسب و کار بعنوان ابزار قوی برای سنجش میزان استقرار درسازمانهای مختلف به کار گرفته می شوند . با بکارگیری این مدلها سازمانها می تواند از یک سو میزان موفقیت خود را دراجرای برنامه های بهبود در مقاطع مختلف زمانی ارزیابی قراردهند و از سوی دیگر عملکرد خود را با سایر سازمانها به ویژه بهترین آنها مقایسه کنند. مدلهای سرآمدی کسب و کار پاسخی است به این سوال که سازمان برتر چگونه سازمانی است ؟ چه اهدافی و مفاهیمی را دنبال می کند و چه معیارهایی بر رقبای آنها حاکم هستند؟

امروز اکثر کشورهای دنیا با تکیه براین مدلها جوایزی را درسطح ملی و منطقه ای ایجاد کرده اند که محرک سازمانها و کسب و کار در تعالی ، رشد وثروت آفرینی است . مدلهای تعالی با محور قراردادن کیفیت تولید ( کالا یا خدمات ) و مشارکت همه اعضا سازمان می تواند رضایت مشتری را جلب و منافع ذینفعان را فراهم نموده و در عین حال یادگیری فردی و سازمانی را با تکیه بر خلاقیت و نوآوری تشویق و ترویج کنند.

در این مقاله اصول و مبانی مدل تعالی EFQM و وظابف کارکردی هر یک از اجزای مدل توصیف و تشریح می‌گردد.


1- مقدمه

دستاوردهای بالغ بر 50 سال تجربه برنامه ریزی توسعه ، شرایط خطیر کنونی اقتصاد ایران به ویژه ازنظر روند نگران کننده عرضه وتقاضای نیروی کار،روند نگران کننده و نزولی سرمایه گذاری در بخشهای مولد اقتصاد در کنار حجم عظیم منابع وامکانات موجود اما بلا استفاده در سطح کشور و بالاخره روند جهانی شدن اقتصاد هریک به نوعی و با منطق خاص خود نشان دهنده این واقعیت است که راه منحصر به فرد موفق برای رویایی فعال وثمر بخش با چالشهای موجود جهانی شدن ، سامان دادن برنامه چهارم توسعه کشور بر پایه اصول وموازین بهره وری است ، برنامه ای که در آن به جای اتخاذ رویکرد تزریق مستمر و فزایند ارز و ریال برکارآمد سازی نحوه استفاده از منابع تاکید می گردد و با توجه به این امر و همچنین نگرانی صنایع وسازمانهای اقتصادی کشور از پیوستن به تجارت جهانی وطرح سوالاتی که آیا سازمانهای صنعتی کشور ما توان رقابت دراین فضا را دارند ؟ در چه معیارهایی ضعیف هستیم ؟سازمان ما چگونه بایستی باشند که در رقابت پیروز میدان باشیم ؟ و تفاوت سازمان ما با یک سازمان سر آمد و متعالی در مقیاس جهانی چیست ؟ دلائلی است که موجب شد موسسات اقتصادی کشورمان به دنبال الگوهایی از سازمانهای موفق در امر کسب و کار باشند ، سازمانهایی که نیازهای اصلی جامعه را به بهترین نحو برآورده می کند و در این راه سرآمد دیگر سازمانها هستند و می دانند در فضای رقابتی برای رشد ، ماندگاری و برتری ، چگونه باید عمل کنند.

 در این راستا ، مطالعات متعددی در زمینه شناسایی و اشاعه عوامل کلیدی موفقیت سازمانها به منظور بهبود عملکرد آنها صورت گرفت که جوایز ملی کیفیت و مدلهای سرآمدی کسب و کار دمینگ ، بالدریج و EFQM و سازمانی حاصل این مطالعات و تحقیقات است. اگر چه مدلهای دمینگ ، بالدریج و EFQM معروف ترین مدلهای سرآمدی کسب و کار هستند ولی مدلهای خاص دیگری در کشورهای دیگر توسعه داده شده که از مدلهای فوق الذکر الهام گرفته است.

2- تعریف تعالی سازمانی

مدل تعالی ؛ ساختار مدیریتی است که با تکیه براصول و مفاهیم اساسی و توجه داشتن به معیارهای اصلی مدیریت کیفیت فراگیر و سیستم خودارزیابی موجبات پیشرفت و بهسازی را فراهم میکند.

مدل تعالی ؛ ابزاری جهت سنجش میزان  استقرار سیستمها در سازمان و خودارزیابی و راهنمایی است که مسیر فعالیت مدیران را برای بهبود عملکرد شناسایی و تعیین میکند . بنابراین پیام کلیدی مدل تعالی متکی بر پاسخ دادن به دو سوال است که چگونه این مدل بعنوان یک ساختار مدیریتی مناسب و منطقی شناسایی میشود و چه کسانی می توانند در این زنجیره ارتباط و تعاملات نقش اساسی را ایفا کند.  سطح اول این مدل اهداف کلی و در سطح بعدی اهداف کلی به درجات و مقیاس های کمی و قابل انداره گیری تجزیه و تبدیل میشود .

3- اصول و مفاهیم اساسی و بنیادین

  • نتیجه گرایی یعنی جهت یابی در اثر

تعالی ، دستیابی به نتایجی است که رضایت کلیه ذینفعان سازمان را در بر داشته باشد.

  • مشتری گرایی یعنی تمرکز بر مشتری ( مشتری محوری )

تعالی ، خلق ارزش های مطلوب مشتری است .

  • رهبری و ثبات در مقاصد

تعالی ، رهبری دوراندیش و الهام بخش ، همراه با ثبات در مقاصد است .

  • مدیریت بر مبنای فرآیندها و واقعیت ها

تعالی ، مدیریت سازمان از طریق مجموعه ای از سیستمها ، فرآیندها و واقعیت های مرتبط و به هم پیوسته است .

  • توسعه و مشارکت کارکنان

تعالی ، حداکثر نمودن مشارکت کارکنان از طریق توسعه و دخالت دادن آنها در امور است .

  • یادگیری ، نوآوری و بهبود مستمر

تعالی ، به چالش طلبیدن وضع موجود و ایجاد تغییر به منظور نوآوری و خلق فرصت های بهبود با استفاده از یادگیری است .

  • توسعه همکاری با شرکای تجاری

تعالی ، توسعه و حفظ همکاری هایی است که برای سازمان ارزش افزوده ایجاد می کند .

  • مسئولیت اجتماعی شرکت

تعالی ، فراتر رفتن از چاچوب حداقل الزامات قانونی است که سازمان در آن فعالیت میکند و تلاش برای درک و پاسخگویی به انتظارات ذینفعان سازمان در جامعه است .

4- مزایای مدل تعالی سازمانی

  1. این مدل از فرآیندهای سازمانی سیستماتیک و فراگیر برخوردار است .
  2. نسبت به تغییر و تحول و نیازهای ذی نفعان واکنش سریع دارد.
  3. به نتایج کسب شده توسط سازمان توجه ویژه ای دارد.
  4. ارزیابی مبتنی بر واقعیات است .
  5. مشارکت گسترده کارکنان در انجام امور را مد نظر قرار میدهد.
  6. نقاط قوت زمینه های بهبود پذیر در این مدل قابل شناسائی است .
  7. زبان مشترک مدیریت و کارکنان را فراهم میکند.
  8. تبادل تجربیات درون و بیرون سازمان با بکار گیری ابزار الگو برداری صحیح صورت میگیرد.
  9. به منظور  سر آمد کردن سازمان از روش خود ارزیابی استفاده می شود.
  10. محرکی برای یادگیری های فردی و سازمانی است.
  11. نشان دادن تصویری واقعی از کیفیت فعالیتهای سازمان
  12. شناسایی حوزه های تمرکز فعالیتهای بهبود
  13. ساماندهی طرحهای بهبود در چارچوبی واحد

5- تاریخچه مدلهای تعالی سازمانی

در سال 1950 موسسه UNION OF JAPANCSE SCIENTISTS AND ENGINEERS  آقای دکتر ادوارد دمینگ را برای انجام سخنرانی های مختلفی در زمینه کیفیت به ژاپن دعوت نمود و در سال 1951 این موسسه به پاس خدمات دکتر دمینگ در زمینه کیفیت جایزه ای به نام ایشان بنیان نهاد . مدلی که جایزه دمینگ بر اساس آن تهیه گردید و از دهه پنجاه میلادی در ژاپن به اجرا در آمد عمدتاً بر کیفیت محصولات و روش های کنترل کیفی استوار است به بیان دیگر مدل جایزه دمینگ بر این اصل استوار است که برای تولید محصولات وخدمات با کیفیت بالا نیاز به هماهنگی همه جانبه و فراگیر در سطح سازمان است . این مدل نگرش جدیدی در بحث کیفیت ایجاد کرد و همین تفکر نگرش فراگیر  منجر به ظهور «کنترل کیفیت فراگیر» در دهه 60 میلادی گردید.

مدیریت کیفیت فراگیر روشی است برای مدیریت و اداره سازمان جهت تعیین کیفیت با مشارکت همه اعضای سازمان که از طریق جلب رضایت مشتری و تامین منافع همه ذینفعان بدست می آید .

موفقیت ژاپن در بکارگیری روش های علمی کسب و کار تهدیدی جدی برای شرکت های آمریکائی ایجاد کرد بطوریکه در دهه 80 بسیاری از آنها با واگذار کردن بازار به رقبای ژاپنی در آستانه ورشکستگی قرار گرفتند این تهدیدات منجر گردید که شرکت های غربی در روش های کسب و کار خود تجدید نظر کرده و مدیریت کیفیت فراگیر را بطور گسترده بکار گیرند.

جایزه کیفیت و سرآمدی کاناداCANADIAN PUALITY AND BUSINESS EXCELLENCE AWARD  در سال 1983 و پس از آن در سال 1987 جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج  در آمریکا از اولین گام هایی بودند که برای بخشیدن دید فراگیر به مدل هایی که برای ارزیابی در موسسات صنعتی و غیر صنعتی مورد استفاده قرار می گرفتند برداشته شد و این مدلها  در واقع پوشش دهنده تمامی اجزای یک کسب و کار با در نظر گرفتن منافع تمامی ذینفعان بود .

به دنبال مدل مالکوم بالدریج (MBNQA) MALCOLM BALDRIGE NATIONAL QUALITY AWARD  در سال 1988 مدل تعالی سازمانی EFQM در پاسخ به نیاز بهبود رقابت پذیری سازمانهای اروپایی توسط چهارده کمپانی بزرگ اروپایی ( بوش ، رنو ، فیات ، بی تی ، بول ، الکترولوکس ، ک ال ام ، نستله ، اولیوتی ، فیلیپس ، سولزر ، فولکس واگن ، رازالت ، سیبا ) در کمیسیون اروپایی مورد توافق واقع و امضاء گردیده است . این اقدام متهورانه از شبکه قدرتمند مدیریت در حال حاضر دارای 800 عضو از 38 کشور جهان در بخش خصوصی و دولتی می باشد که در چارچوب یک جامعه اروپایی و در زمینه بهبود کیفیت در ادامه مدل مالکوم بالدریج از آمریکا و همچنین مدل دکتر دمینگ در ژاپن به پیش میرود.

مدل EFQM  در سال 1991 بعنوان مدل تعالی کسب و کار معرفی گردید که در آن چارچوبی برای قضاوت و خود ارزیابی سازمانی و نهایتا دریافت پاداش کیفیت اروپایی ارائه شد ، این اقدام در سال 1992 عملی گردید. این مدل نشان دهنده مزیت های پایداری است که یک سازمان متعالی باید به آنها دست یابد. این مدل به سرعت مورد توجه شرکت های اروپایی قرار گرفت و مشخص شد که سازمانهای بخش عمومی و صنایع کوچک هم علاقه دارند از آن استفاده کنند.

در سال 1995 ویرایش مربوط به بخش عمومی و در سال 1996 مدلی مربوط به سازمانهای کوچک توسعه داده شد .در سال 1999 مهمترین بازبینی مدل EFQM صورت گرفت . در سال 2001 مدل سرآمدی EFQM ویرایش سازمانهای کوچک و متوسط و درسال 2003 ویرایش جدیدتری از مدل EFQM ارائه شد که در زیر معیارها و نکات راهنما تغییرات قابل ملاحظه ای نسبت به ویرایش سال 1999 داشت .

مدل EFQM در اصل به مدل مالکوم بالدریج بسیار شبیه است و تفاوت اصولی در مفاهیم و مبانی با مدل مالکوم بالدریج ندارد. هر دو این مدلها در چارچوب مدیریت کیفیت جامع قرار میگیرند و ابزاری هستند برای استقرار سیستم در درون سازمانها و نیز ابزاری هستند برای سنجش اینک یک سازمان تا چه اندازه در جهت استقرار سیستم ها در چارچوب مدیریت کیفیت جامع موفق بوده است.تفاوت هایی که بین این دو مدل وجود دارد عمدتاًَ در حد تعداد معیارها ، امتیاز دهی و رویه های اجرائی است و         چار چوب کلی هر دو مدل در واقع یکی است. از میان سه مدل دمینگ و مالکوم بالدریج و EFQM که از معروف ترین مدلهای تعالی سازمانی هستند مدل EFQM عمومیت و استقبال بیشتری در سطح جهان یافته است .

اعضای کمیته مرکزی EFQM از مدیران عامل شرکت های اروپایی هستند که برای چهار سال انتخاب و برای 5 سال نیز بعنوان عضو ذخیره که هر سال یکبار انتخاب می شوند می باشند . کمیته اجرائی نیز مرکب از 20 عضو از همان سازمانها بوده که نه تنها بعنوان نماینده تام الاختیار در زمینه کیفیت جامع انجام وظیفه می نمایند بلکه گزارشات لازم را به کمیته مرکزی ارائه می نمایند. اعضای کمیته اجرائی EFQM در واقع نقش هدایت گر و پشتیبانی کننده استراتژیها طرحهای عملیاتی کسب و کار ، نظارت بر پیشرقت طرحها و نهایت تدوین جهت کلی مناسب برای تحقق اهدا ف این سازمانها را به عهده دارند. در حال حاضر 19 کشور اروپایی با EFQM مشارکت می نمایند.

6- معیارهای نه گانه مدل تعالی سازمانی

سازمانها جهت خودارزیابی و سنجش خود با دیگر سازمانها نیازمند ابزاری ویژه و مناسب و دارای ساختار مدیریتی میباشند که مدلهای تعالی دارای این ویژگی است .

این مدل دارای نه معیار است پنج معیار توانمندسازها: رهبری ، خط مشی و استراتژی ، کارکنان، مشارکتها و منابع ، فرآیندها  و چهار معیار نتایج : نتایج مشتریان ، نتایج کارکنان ، نتایج جامعه و نتایج کلیدی عملکرد

معیارهای توانمندساز ، آنچه را که یک سازمان انجام میدهد پوشش میدهند و عواملی هستند که سازمان را برای رسیدن به نتایج عالی توانمند می سازد و معیارهای نتایج ، نتایجی هستند که یک سازمان بدست می آورد و بیان کننده دستاوردهای حاصل از اجرای مناسب توانمندسازها هستند.

 

مدل تعالی سازمانی EFQM

 

6-1- معیار یک : رهبری ( Leadership )

رهبران متعالی آرمان و ماموریت سازمان را تدوین و دستیابی به آنها را تسهیل می کنند. آنها ارزش ها و سیستم های مورد نظر برای موفقیت پایدار سازمان را ایجاد کرده و با عمل و رفتار مناسب خود آنها را به اجرا در می آورند در دوران تغییر و تحولات سازمان ، ثبات در مقاصد دارند و هر کجا که لازم باشد قادر هستند جهت گیری سازمان را متحول ساخته و کارکنان را به پیروی آن ترغیب کنند.

6-1-1- رهبران ، ماموریت ، آرمان ، ارزشها و اخلاق سازمانی را ایجاد کرده و خود الگوی فرهنگ تعالی در سازمان هستند.

می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • ایجاد و توسعه مأموریت ، آرمان و فرهنگ سازمانی
  • ایجاد ، توسعه و. ایفای نقش الگو در ارزشها ، اخلاق سازمانی و مسئولیتهای اجتماعی به منظور حمایت از فرهنگ سازمانی
  • بازنگری و بهبود اثر بخشی رفتار های شخصی رهبری
  • مشارکت فعالانه در فعالیتهای بهبود
  • ترغیب و تشویق به توانمند سازی ( تفویض اختیاری) ، خلاقیت و. نو آوری ، بعنوان مثال از طریق تغییر ساختار سازمان ، سرمایه گذاری در اموزش و فعالیت های بهبود.
  • تشویق ، حمایت و عمل بر اساس یافته های فعالیت های یادگیری
  • اولویت بنمدی فعالیت های بهبود
  • ترغیب و تشویق همکاری های درون سازمانی

6-1-2- مشارکت برای اطمینان از ایجاد و استفاده از سیسستم های مدیریت و بهبود مستمر آنها، شخصا مشارکت میکنند.

می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • همسوسازی ساختار سازمان به منظور حمایت از پیاده سازی خط مشی و استراتژی .
  • تعمین مالکین شفاف برای فرآیندها.
  • اطمینان از ایجاد و استقرار فرایندی جهت توسعه ، جاری سازی و به روز آوری خط مشی و استراتژی
  • اطمینان از ایجاد و استقرار فرآیندی جهت اداره مؤثر سازمان
  • اطمینان از ایجاد و استقرار فرآیندی به منظور اندازه گیری ، بازنگری و بهبود نتایج کلیدی
  • اطمینان از ایجاد و استقرار فرآیند یا فرآیند هایی به منظور ترغیب ، شناسایی ، برنامه ریزی ، و استقرار برنامه بهبود در جهت توانمندسازی رویکردها ،بعنوان مثال از طریق خلاقیت ، نوآوری و فعالیت های یادگیری.

6-1-3- رهبران با مشتریان ، شرکای تجاری و نمایندگان جامعه در تعامل هستند.

می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • برآوردن ، درک و پاسخگویی به نیازها و انتظارات
  • برقراری شراکت های تجاری و مشارکت در آنها
  • برقراری فعالیتهای بهبود مشترک و مشارکت در آنها
  • قدردانی از افراد و تیم های ذینفع بخاطر همکاری در کسب و کار ، وفاداری و غیره
  • مشارکت در مجامع حرفه ای ، کنفرانس هخا و سمینارها ، به ویژه موارد مرتبط با ترویج و حمایت از تعالی
  • ترویج ، حمایت و مشارکت در فعالیتهایی با هدف بهبود محیط جهانی و. همکاری سازمان با جامعه یا با در نظر گرفتن احترام به حقوق و منافع نسلهای آتی

6-1-4- رهبران ، فرهنگ تعالی را بین کارکنان سازمان تقویت می کنند.

می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • تفهیم مأموریت ، آرمان ، ارزشها، خط مشی و استراتژی ، برنامه ها ، اهداف ومقاصد به کارکنان بطور شخصی
  • در دسترس کارکنان هستند به طور فعالانه و الهام بخش به سخنان آنان گوش می سپارند، آنان را متحد میکنند و پاسخگوی آنان هستند.
  • کمک وپشتیبانی از کارکنان جهت دستیابی آنها به برنامه ها ، اهداف و مقاصد خود.
  • انگیزش و توانمندسازی کارکنان به منظور مشارکت در فهالیهای بهبود
  • قدردانی به موقع و مناسب از تلاشهای فردی و تیمی در کلیه سطوح سازمان.
  • ترویج ترویج و تشویق فرصتهای برابر و تمایزات

6-1-5- رهبران تحولات سازمانی را شناسایی و ازآن حمایت می کنند.

می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • درک محرکهای درونی و بیرونی تحولات سازمانی
  • شناسایی تحولات مورد نیز در سازمان شامل مدل سازمانی و روابط بیرونی آن
  • رهبری ایجاد برنامه های تحول
  • ایجاد اطمینان و سرمایه گزاری و تخصص منابع و حمایت از تحول
  • مدیریت ریسک و ارائه مجموعه کلی برنامه های تحول
  • اطمینان از اعمال مؤثر تحولات و مدیریت ذینفعان
  • تفهیم تحولات سازمانی و دلایل اعمال آنها به کارکنان و سایر ذینفعان
  • حمایت و توانمندسازی کارکنان در مدیریت تحول
  • اندازه گیری و بازنگری اثر بخشی تحولات و تبادل دانش بدست آمده

6-2- معیار دو : خط مشی و استراتژی( Policy & Strategy )

سازمانهای متعالی ماموریت و آرمان خود را از طریق ایجاد و تدوین یک استراتژی و متمرکز بر منافع ذینفعان و با در نظر گرفتن بازار و بخشی که در آن فعالیت می کنند به اجرا در می آورند . خط مشی ها ، برنامه ها ، اهداف و فرآیندها به منظور تحقق استراتژی ها تدوین و جاری می شوند

6-2-1- خط مشی و استراتژی مبتنی بر نیاز و انتظارات حال و آینده ذینفعان است.

می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • جمع آوری و درک اطلاعات به منظور تعیین بازارها و بخشیهایی از بازار که سازمان در حال و آینده در آن فعالیت می کند.
  • شناسایی، درک و پیش بینی نیازها و انتظارات فعلی و آینده ذینفعان شامل مشتریان،کارکنان ،شرکاء جامعه و سهام داران
  • شناسایی ، درک و پیش بینی توسعه وضعیت بازار شامل فعالیتهای رقبا.

6-2-2- خط مشی و استراتژی مبتنی بر اطلاعات حاصل از اندازه گیری عملکرد ، تحقیقات، یادگیری و فعالیتهای بیرونی مرتبط است.

می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • تجزیه و تحلیل خروجی حاطل از شخص های عملکرد داخلی
  • تجزیه و تحلیل خروجی حاصل از فعالیتهای یادگیری
  • تجزیه و تحلیل تصویر بیرونی سازمان و داده های مرتبط با آگاهی از نام تجاری
  • تجزیه و تحلیل عملکرد رقبا و بهترین سازمانها در همان رده.
  • تجزیه و تحلیل داده های مرتبط با شایستگی های محوری شرکاء تجاری بالفعل و بالقوه
  • تجزیه وتحلیل داده های کوتاه مدت و بلند مدت موضوعات اجتماعی ، زیست محیطی ، ایمنی و قانونی.
  • تجزیه و تحلیل داده های اثرات و محصولات و خدمات در تمامی طول چرخه عمر آنها.
  • شناسایی و درک شاخص های اقتصادی و آماری جمعیت شناسی.
  • تجزیه و تحلیل داده ها به منظور تعیین تأثیر تکنولوژی و مدل های کسب و کار جدید در عملکرد سازمان.

5-2-3- خط مشی و استراتژی ، ایجاد ، بازنگری و به روز می شوند.

می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • ایجاد ، بازنگری و به روز آوری خط مشی و استراتژی سازگار با مأموریت و آرمان سازمانی و مفاهیم تعالی
  • ایجاد تعادل بین نیازها و انتظارات کوتاه مدت و بلند مدت ذینفعان
  • ارزیابی ریسکها و شناسایی راههای مقابله با آنها
  • شناسایی مزیتهای رقابتی حال و آینده
  • شناسایی نیازها و قابلیتهای محوری برای شراکتها و پیمان ها به منظور تحقق خط مشی و استراتژی
  • تاکید مجدد بر حضور در بازارهای فعلی و یا نیاز به تغییر در رویکرد بازار.
  • همسو کردن استراتژی سازمان با شرکاء تجاری و هم پیمانان.
  • شناسایی عوامل بحرانی موفقیت
  • همسو کردن و توسعه مستمر استانداردهای اجتماعی و زیست محیطی با شرکاء تجاری
  • ارزیابی تناسب و اثر بخشی و خط مشی و استراتژی

6-2-4- خط مشی و استراتژی تفهیم شده و از طریق چارچوب فرآیند های کلیدی جاری می شوند.

می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • شناسایی ، طراحی و تفهسم چارچوب فرآیندهای کلیدی مورد نیاز ، به منظور تحقق خط مشی و استراتژی سازمان.
  • تفهیم خط مشی و استراتژی به ذینفعان و ارزیابی آگاهی آنها از آن.
  • همسو کردن ، اولویت بندی ،توافق ، جاری سازی و تفهیم برنامه ها، اهداف و مقاصد و پیگیری دستاوردها.
  • ایجاد مکانیزم های گزارش دهی گسترده در تمام سازمان به منظور پیگیری مراحل پیشرفت.

6-3- معیار سه : کارکنان( People )

سازمانهای متعالی تمامی توان بالقوه کارکنان خود را در سطوح فردی ، تیمی و سازمانی اداره کرده توسعه بخشیده و از آن بهره می گیرند . آنها عدالت و برابری را ترویج کرده ، کارکنان را در امور مشارکت داده و به آنان تفویض اختیار میکنند. این سازمانها به گونه ای به کارکنان خود توجه کرده ، ارتباط برقرار ساخته و آنها را مورد تشویق و تقدیر قرار میدهند که در آنها انگیزه و تعهد برای استفاده از مهارت و دانش شان در جهت منافع سازمانی ایجاد شود .

6-3-1- منابع انسانی برنامه ریزی و مدیریت شده و بهبود می یابند.

این اجزاء معیار می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • ایجاد و توسعه خط مشی ها ، استراتژی ها و برنامه های منابع انسانی
  • مشارکت کارکنان و نمایندگان آنها در ایجاد و توسعه خط مشی ها ، استراتژیها و برنامه ریزی های منابع انسانی
  • همسو کردن برنامه های منابع انسانی با خط مشی ، استراتژی ، ساختار سازمانی و چارچوب فرآیندهای کلیدی
  • مدیریت استخدام، توسعه راه کاره شغلی و برنامه ریزی جانشین پروری
  • ترویج و اطمینان از وجود عدالت در تمامی شرایط استخدام شامل خط مشی ها ، استراتژی ها و برنامه ها به منظور ایجاد فرصتهای برابر.
  • استفاده از نظر سنجی کارکنان و سایر روشهای دریافت بازخور جچهت بهبود خط مشی ها ، استراتژیها و برنامه های منابع انسانی
  • استفاده از روشهای نوآورانه سازمانی به منظور بهبود روشهای انجام مار مانند: سازماندهی مجدد زنجیره تأمین و کار تیمی منعطف.

6-3-2- دانش و شایستگی کارکنان شناسایی شده ، توسعه یافته و نگهداری می شود.

این جزء معیار می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • شناسایی، دسته بندی و انطباق  دانش و شایستگی های کارکنان با نیزهای سازمان
  • ایجاد ، توسعه و استفاده از برنامه های آموزشی و توسعه جهت اطمینان از انطباق کارکنان با قابلیتهای مورد نیاز سازمان در حال و آینده.
  • توسعه هدایت و آموزش کلیه افراد به منظور کمک به تحقیق و دستیابی به تمامی توانایی های بالقوه خود.
  • طراحی و ترویج فرصتهای یادگیری فردی ، تیمی و سازمانی
  • توسعه کارکنان از طریق تجربه کاری.
  • توسعه مهارتهای کار تیمی
  • همسو کردن اهداف فردی و تیمی با مقاصد سازمان
  • بازنگری و به روز نمودن اهداف فردی و تیمی
  • ارزیابی عملکرد کارکنان و کمک به آنان جهت بهبود عملکردشان

6-3-3- کارکنان مشارکت داده شده و توانمند می شوند.

این جزء معیار می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • تشویق و حمایت و مشارکت فردی  و تیمی در فعالیتهای بهبود
  • تشویق وحمایت از مشارکت کارکنان ب عنوان مثال از طریق حضور در کنفرانسهای داخلی ، مراسم و پروژه های اجتماعی
  • ایجاد فرصتهای ترغیب کننده مشارکت و حمایت از رفتارهای نوآورانه و خلاقانه
  • آموزش مدیران به منظور ایجاد، توسعه و استقرار خطوط توانمندسازی کارکنان در انجام فعالیتهایشان
  • تشویق کارکنان به کار با یکدیگر به صورت تیمی

6-3-4- کارکنان و سازمان گفتگو دارند

این جزء معیار می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • شناسایی نیازهای ارتباطی
  • ایجاد و توسعه خط مشی ، استراتژی وبرنامه های ارتباطات بر اساس نیازهای ارتباطی
  • ایجاد ، توسعه و استفاده از کانالهخای ارتباطی بالا به پایین ، به بالا و افقی
  • شناسایی و اطمینان از فرصتهای تبادل تجارب و دانش

6-3-5- به کارکنان پاداش داده می شود، مورد تقدیر قرار می گیرند و به آنها توجه می شود.

این جزء معیار می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • همسو کردن پرداختها، آرایش مجدد، تعدیل نیرو و سایر امور استخدامی با خط مشی و استراتژی
  • تقدیر از کارکنان به منظور حفظ مشارکت و توانمندسازی آنها
  • ارتقاء آگاهی ها و مشارکت در امور بهداشتی ، ایمنی ، زیست محیطی و مسائل مرتبط با مسئولیتهای اجتماعی
  • تعیین سطوح مزایا از قبیل برنامه های بازنشستگی ، مراقبتهای بهداشتی از کودکان
  • شناسایی و توجه و تمایز و تفاوت در زمینه های فرهنگی به منظور ترویج فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی
  • فرآهم آوردن منابع و خدماتی که الزامات قانونی را برآورده نموده و در برخی موارد از این الزامات فراتر رود.

6-4- معیار چهار : شرکای تجاری و منافع  ( Partnership & Resources )

سازمانهای متعالی مشارکتها و همکاریهای تجاری بیرونی ، تامین کنندگان و منابع داخلی خود را به منظور پشتیبانی از خط مشی و استراتژی و اجرای اثر بخش فرآیندهایشان برنامه هایشان برنامه ریزی و مدییت می کنند

6-4-1- شراکت های بیرونی ، مدریت می شود

این جزء معیار می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • شناسایی فرصتهای کلیدی برای شراکت های سازمانی و. اجتماعی در راستای خط مشی، استراتژی و مأموریت سازمان
  • ساختار دهی شراکت و روابط با تأمین کنندگان به منظور ایجاد و حداکثر نمودن ارزش
  • شکل دهی شراکت های زنجیره تأمین  به منظور ایجاد ارزش افزوئه برای مشتریان
  • شناسایی و همتراز کردن شایستگی های محور همکاران تجاری و حمایت از توسعه های دو جانبه اطمینان از سازگاری فرهنگی و. تبادل دانش با سازمانهای همکار
  • ایجاد و حمایت از تفکر نوآور و اخلاق از طریق بکارگیری شراکت ها
  • ایجاد هم افزایی در کار با یکدیگر جهت بهبود فرآینها و ایجاد ارزش در زنجیره مشتری / تأمین کننده

6-4-2- منابع مالی ، مدیریت می شود.

این جزء معیار می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • ایجاد توسعه و استقرار استراتژی ها و فرآیندهای مالی به منظور استفاده از منابع مالی در حمایت از خط مشی و استراتژی کلان
  • طراحی سیستم برنامه ریزی و گزارش دهی به منظور جاری سازی انتظارات مالی ذینفعان در گسترده سازمان
  • تعیین و استقرار مکانیزم های گزارش دهی
  • ارزیابی میزان سرمایه گذاری و برداشت سرمایه از دارایی های مشهود و نامشهود
  • بکارگیری پارامترها و مکانیزم های مالی به منظور اطمینان از کارایی و اثر بخشی ساختار تخصصی منابع
  • ایجاد توسعه و معرفیر مکتدولوژی های مدیریت ریسک منابع مالی در کلیه سطوح متناسب سازمان
  • برقراری و استقرار فرآیندهای محوری اداره سازمان در کلیه سطوح متناسب

6-4-3- ساختمانها، تجهیزات و مواد، مدیریت می شود

و این جزء معیار می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • ایجاد و توسعه استراتژی به منظور مدیریت ساختمانها ، تجهیزات و مواد در حمایت از خط مشی و استراتژی سازمان
  • مدیریت نگهداری و استفاده از دارایی ها در جهت بهبود عملکرد آنها در کل چرخه عمر
  • مدیریت امنیت دارایی
  • اندازه گیری و مدیریت هر گونه تأثیر زیان آور و دارایی ها سازمان بر روی جامعه و کارکنان( از جمله مسائل ارگونومی، بهداشت و ایمنی )
  • استفاده از منابع به صورت مناسب و سازگار با محیط زیست در طول چرخه یک محصول
  • بهینه کردن موجودی های مواد
  • بهینه کردن استفده از خئدمات عمومی( مثل تلفن، برق و ...)
  • کاهش و بازیافت ضایعات
  • حداقل سازی هر گونه تأثیر زیان آور ناشی از محصولات و فرآیندهای تولید و خدمات
  • بهینه کردن کاربرد حمل و نقل

6-4-4- فناوری مدریت می شود:

این جزء معیار می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • ایجاد و توسعه استراتژی جهت مدیریت و فناوری به نحوی که خط مشی و استراتژی سازمان را حمایت کند.
  • شناسایی و ارزیابی فناوری های جایگزین و نو در راستای خط مشی و استراتژی و اثر آنها بر روی کسب و کار جامعه
  • مدیریت سرمایه گذاری در فن آوری شامل شناسایی و جایگزینی فناوریهای منسوخ
  • بکارانداختن و بهره برداری کامل از فناوریهای نوآورانه و سازگار با محیط( صرفه جویی در انرژی و منابع ، حداقل کردن ضایعات و آلودگی ها ، ترغیب به بازیافت و استفاده مجدد)
  • استفده از فناوریهای ارتباطات و اطلاعات در حمایت و بهبود عملیاتهای مؤثر سازمان
  • استفاده از فتاوری در حمایت از بهبود.

6-4-5- اطلاعات و دانش ، مدیریت می شود

این جزء معیار می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • ایجاد و توسعه یک استراتژی جهت مدیریت اطلاعات و دانش به نحوی که خط مشی و استراتژی سازمان را حمایت نماید.
  • شناسایی نیازهای اطلاعاتی و دانش سازمان
  • جمع آوری ، ساختاردهی و مدیریت اطلاعات و دانش در حایت از خط مشی و استراتژی
  • ایجاد دسترسی مطلوب برای استفاده کنندگان داخل و خارج سازمان به اطلاعات و دانش مرتبط با آنها
  • بهره گیری ازفناوری اطلاعات درحمایت ازارتباطات درون سازمانی ومدیریت دانش و اطلاعات
  • تضمین و بهبود اعتبار ، یکپارچگی و امنیت اطلاعات
  • پرورش ، توسعه و حفاظتن مناسب از دارایی های فکری انحصاری جهت پیشینه سازی ارزش برای مشتری
  • جستجو جهت دستیابی ، افزایش و استفاده از دانش به صورت مؤثر
  • ایجاد تفکر خلاق و نوآور در سازمان با استفاده از منابع اطلاعاتی و دانش مرتبط

6-5- معیار پنج : فرآیندها ( Processes )

سازمانهای متعالی فرآیندهای خود را به منظور کسب رضایت کامل و ایجاد ارزش فزاینده برای مشتریان و سایر ذینفعان طراحی نموده ، مدیریت کرده و بهبود می بخشند .

6-5-1- فرآیندها به طور نظام مند طراحی و مدیریت می شوند.

می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • طراحی فرآیند های سازمان ، شامل فرآیندهای کلیدی مورد میاز برای تحقق خط مشی و استراتژی
  • شناسایی ذینفعان فرآیندها و مدیریت مسائل مشترک در درون سازمان و با شرکای بیرونی ، به منظور مدیریت و مؤثر فرآینهای به هم مرتبط.
  • برقراری سیستم مدیریت فرآیندها.
  • به کارگیری استانداردهای سیستمی به منظور پوشش سیستمهایی مانند سیستمهای مدیریت کیفیت ، سیستم های زیست محیطی و سیستم های ایمنی و بهداشت شغلی در مدیریت فرآیند.
  • بکارگیری شاخص های فرآیند و تعیین اهداف عملکرد.
  • بازنگری اثر بخشی چارچوب فرآیندها در تحقق خط مشی و استراتژی.

6-5-2- فرآیند ها در صورت نیاز با استفاده از نوآوری به منظور کسب رضایت کامل و ایجاد ارزش زاینده برای مشتریان و سایر ذینفعان بهبود می یابند.

می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • شناسایی و اولویت بندی فرصتهای بهبود و سایر تغییرات اعم از تغییرات تدریجی و جهشی.
  • استفاده از نتایج عملکردی و ادراکی و اطلاعات به دست امده از فهعالیتهای یادگیری به منظور اولویت ها و اهداف بهبود و روشهای بهبود یافته عملیاتی
  • ترغیب و به ظهور رساندن استعدادهای خلاق و نوآور کارکنان، مشتریان و شرکای تجاری در بهبودهای تدریجی
  • کشف و به کار گیری طراحی های جدید فرآیند، فلسفه های عملیاتی و فناوری های توانمندساز.
  • برقراری روشهای مناسب برای استقرار تغییرات.
  • اجرای آزمایشی و کنترل استقرار فرآیندهای جدید یا تغییر یافته.
  • مطلع تمامی ذینفعان مرتبط از تغییرات فرآیندها
  • اطمینان از آموزش کارکنان برای اجرای فرآیندهای جدید یا تغییر یافته ، قبل از استقرار آنها.
  • اطمینان از دستیابی تغییرات فرآیند به نتایج پیش بینی شده

6-5-3- محصولات و خدمات بر اساس نیازها و انتظارات مشتری طراحی و ایجاد می شوند.

می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • استفاده از تحقیقات بازار ، نظرسنجی مشتریان و سایر باز خورها برای تعمین نیازهها و انتظارات حال مشتریان برای محصولات و خدمات
  • پیش بینی و شناسایی بهبودها با هدف بهتر کردن محصولات و خذمات در جهت برآورده کردن نیازها و انتظارات آینده مشتریان و سایر ذینفعان.
  • طراحی و ایجاد محصولات و خدمات جدید با همکاری مشتریان و شرکاء به منظور ایجاد ارزش افزوده برای مشتریان
  • درک و پیش بینی تأثیر و قابلیت فناوری های جدید بر محصولات و خدمات.
  • ایجاد محصولات و خدمات جدید برای بازار تثبیت شده فعلی و دستیابی به سایر بازارها.
  • به کارگیری خلایت ، نوآوری و شایستگی های کلیدی کارکنان درون سازمان و همکاری تجاری بیرون برای طراحی و ایجاد محصولات و خدمات رقابت پذیر.

6-5-4- محصولات و خدمات، تولیدی، تحویل و پشتیبانی می شوند.

میتواند شامل تکات زیر باشد:

  • تولید یا تأمین محصولات و خدمات هماهنگ با طراحی و توسعه.
  • بازاریابی و اطلاع رسانی ارزش ایجاد شده و فروش محصولات و خدمات به مشتریان بالفعل و بالقوه.
  • تحویل محصولات و خدمات به مشتریان.
  • ارائه خدمات بهتر محصولات و خدمات شامل بازیافت خدمات و محصولات در صورت نیاز.

6-5-5- ارتباط با مشتری مدیریت شده تقویت می شود.

می تواند شامل نکات زیر باشد:

  • تعیین و برآورده کردن خو.استه های ارتباطی روزانه مشتریان.
  • رسیدگی به بازخوری های دریافتی از ارتباط روزانه با مشتریان شامل شکایات.
  • مشارکت آینده نگر با مشتریان به منظور تبادل نظر و برآورده کردن نیازها، انتظارات و علایق آنان.
  • پیگیری و بررسی فروشها، پشتیبانی و سایر تماسها به منظور تعیین سطح رضایت مشتریان از محصولات ، خدمات و دیگر فرآیندهای مرتبط با مشتریان در زمینه فروش و پشتیبانی.
  • تلاش برای حفظ خلاقیت و نوآوری در روابط فروش و پشتیبانی با مشتریان.
  • شراکت با مشتریان ایجاد کننده ارزش افزوده در زنجیره تأمین.
  • بکار گیری نظرسنجی های منظم و سایر روشهای ساختاریافته جمع آوری داده ها و داده های جمع آوری شده در تماسهای روزانه با مشتریان به منظور تعیین و تقویت سطح رضایت روابط با مشتریان.
  • توصیه به مشتریان برای بکارگیری مسئولانه محصولات.

6-6- معیار شش : نتایج مشتریان ( Customer Results )

سازمانهای متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با مشتریان خود را اندازه گیری کرده و به آنها دست مییابند. در اینجا مشخص میگردد که سازمان در ارتباط با مشتریان بیرونی خود چه نتایجی بدست می آورد.

6-6-1- مقیاسهای ادراکی

این مقیاسها، بیانگر ادراک مشتریان از سازمان است. به عنوان مثال از نظرسنجی های مشتری ، گروههای نمونه ، رتبه بندی فروشندگان ، تقدیرها و شکایات به دست می آیند.

با توجه به ماهیت سازمان هایی ازاین مقیاسها می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • تصویر سازمان
  • قابلیت دسترسی
  • ارتباطات
  • شفافیت
  • انعطاف پذیری
  • رفتارآینده نگر
  • پاسخگویی
  • محصولات و خدمات
  • کیفیت
  • ارزش
  • قابلیت اطمینان
  • نوآوری در طراحی
  • تحویل
  • جنبه های زیست محیطی
  • فروش و پشتیبانی پس از فروش
  • توانایی ها و رفتا رکارکنان
  • توصیه و پشتیبانی
  • متون مستندات فنی تهیه شده برای برای مشتریان
  • رسیدگی به شکایات
  • آموزش بکارگیری محصول
  • زمان پاسخگویی
  • پشتیبانی فنی
  • تدارک گارانتی و ضمانت
  • وفاداری
  • تصمیم به خرید مجدد
  • تمایل به خرید سایر محصولات و خدمات سازمان
  • تمایل به معرفی و توصیه سازمان به دیگران

6-6-2- شاخص های عملکردی

این شاخص ها ، شاخص های داخلی هستند که توسط سازمان به منظور پایش ، درک و پیش بینی و بهبود عملکرد سازمان و پیش بینی ادراک مشتریان بیرونی بکار گرفته می شود.

با توجه به ماهیت سازمان نمونه ههایی از این مقیاسها می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • تصویر سازمان
  • تعداد تقدیر نامه های مشتریان و نامزدی برای جوایز
  • پوشش مطبوعاتی
  • محصولات و خدمات
  • رقابت پذیری
  • نرخ عیوب ، خطا و مرجوعی
  • مهرهای تأیید و برچسب های زیست محیطی
  • تدارک گارانتی و ضمانت
  • شکایات
  • شاخصهای لجستیکی
  • چرخه عمر محصول
  • نوآوری در طراحی
  • زمان ارائه محصول به بازار
  • فروش و پشتیبانی پس از فروش
  • تقاضا برای آموزش
  • رسیدگی به شکایات
  • نرخ پاسخگویی
  • وفاداری
  • طول مدت ارتباط
  • توصیه های مؤثر
  • تناوب/ ارزش سفارشات
  • ارزش طول مدت ارتباط
  • تعداد شکایات و قدردانی ها
  • کسب و کارهای جدید و یا از دست رفته
  • نگهداری مشتری

6-7- معیار هفت : نتایج کارکنان ( People Results )

سازمانهای متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با کارکنان خود را اندازه گیری کرده و به آنها دست مییابند. در اینجا مشخص میگردد که سازمان در ارتباط  با منابع انسانی خود چه نتایجی بدست می آورد.

6-7-1- مقیاس ادراکی

این مقیاسها، بیانگر ادراک کارکنان از سازمان است به عنوان مثال از طریق نظرسنجی ها، گروه های نمونه ، مصاحبه و ارزیابی های ساختار یافته بدست می آیند.

با توجه به ماهیت سازمان نمونه هایی از این مقیاسها میتواند شامل موارد زیر باشد:

  • انگیزش
  • توسیه کار راهه
  • ارتباطات
  • توانمند سازی
  • فرصتهای برابر
  • مشارکت رهبری
  • فرصتهای یادگیری و کسب موفقیت
  • قدردانی
  • تعیین اهداف و ارزیابی ها
  • ارزش های سازمانی، مأموریت، آرمان، خط مشی و استراتژی
  • آموزش و توسعه
  • رضایت
  • امور اداری سازمان
  • شرایط استخدام
  • تسهیلات و خدمات
  • شرایط ایمنی و بهداشتی
  • امنیت شغلی
  • حقوق و مزایا
  • روابط همکاران
  • مدیریت تحول
  • خط مشی و اثرات زیست محیطی سازمان
  • نقش سازمان در جامعه و اجتماع
  • شرایط محیط کار

6-7-2- شاخص های عملکردی

این شاخص ها، شاخصهای داخلی هستند که توسط سازمان به منظور پایش ، درک ، پیش بینی و بهبود عملکرد کارکنان سازمان و پیش بینی ادراک آنان به کار گرفته می شوند.

با توجه به ماهیت سازمان نمونه هایی ازاین مقیاسها می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • دستاوردها
  • شایستگی های مورد نیاز سازمان در مقایسه با شایستگی های مورد نیاز
  • بهره وری
  • نرخ موفقیت آموزش و توسعه کارکنان در دستیابی به اهداف
  • جوایز و تقدیر نامه های بیرونی
  • انگیزه و مشارکت
  • مشارکت در تیم های بهبود
  • مشارکت در نظام پیشنهادات
  • سطوح آموزش و توسعه، مزایای قابل اندازه گیری کار تیمی
  • قدردانی از اشخاص و تیمها
  • نرخ نظر سنجی های کارکنان
  • رضایت
  • سطوح غیبت و بیماری
  • میزان حوادث
  • گله مندیها
  • روند استخدام
  • میزان جذب و ترک سارمان و وفاداری کارکنان
  • اعتصاب ها
  • میزان استفاده از تسهیلات و مزایای ایجاد شده توسط سازمان.
  • خدمات مهیا شده برای کارکنان سازمان
  • دقت در امور اداری کارکنان
  • سرعت پاسخگویی به درخواستها
  • ارزیابی آموزشها

6-8- معیار هشت : نتایج جامعه ( Society Results )

سازمانهای متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با جامعه را اندازه گیری کرده و به آنها دست می یابند.

در اینجا مشخص میگردد که سازمان درارتباط با جامعه محلی ، ملی و بین المللی چه نتایجی بدست می آورد.

6-8-1- مقیاس ادراکی

این مقیاسها، بیانگر ادراک جامعه از سازمان است. به عنوان مثال از طریق نظرسنجی ها، گزارشها ف مقالات ، مطبوعات ، گردهمایی های عمومی و نمایندگان جامعه و مقامات دولتی به دست می آیند.

برخی از مقیاسها که به عنوان مقیاس ادراکی مطرح شده  قابل طرح در شاخص های عملکردی هستند و بالعکس.

با توجه به ماهیت سازمان نمونه هایی از این مقیاسها می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • تصویر سازمان
  • پاسخگویی به تماسها
  • به عنوان یک کارفرما
  • به عنوان یک عضو مسئول در جامعه
  • عملکرد به عنوان یک شهروند مسئول
  • انتشار اطلاعات مرتبط با جامعه
  • ایجاد فرصتهای برابر
  • تأثیر بر اقتصاد محلی، ملی و جهانی
  • ارتباط با مسئولین مرتبط
  • رفتار اخلاقی
  • مشارکت با مجامع محلی که سازمان درآن فعالیت می کند.
  • مشارکت در تحصیلات و آموزش
  • مشارکت در مجامع حرفه ای در فعالیتهای مرتبط
  • حمایت از تدارکات رفاهی و درمانی
  • حمایت از فعالیتهای ورزشی و تفریحی
  • کارهای داوطلبانه و بشر دوستانه
  • کاهش و پیش گیری اذیت و خسارت ناشی از عملیات سازمان و یا در طول چرخه عمر محصولات و خدمات
  • مخاطرات بهداشتی و سوانح
  • صدا و بوی نامطبوع
  • خطرات( ایمنی )
  • آلودگی و انتشار سموم
  • تحلیل و بررسی زنجیره تأمین
  • ارزیابی عملکرد زیست محیطی و ارزیابی دوره عمر محصول
  • گزارش دهی از فعالیتها به منظور کمک به حفاتظت و پایداری منابع
  • انتخاب روش حمل و نقل
  • پیامدهای زیست محیطی
  • کاهش و حذف ضایعات و بسته بندی
  • جایگزینی مواد اولیه و سایر ورودی ها
  • استفاده از خدمات عمومی نظیر گاز، آب و برق
  • بازیافت

6-8-2- شاخص های عملکرد یا این شاخص ها، شاخص هایی داخلی هستند که توسط سازمان به منظور پایش ، درک ، پیش بینی و بهبود عملکرد سازمان و پیش بینی ادراک جامعه به کار گرفته می شوند.

با توجه به ماهیت سازمان نمونه هایی از این مقیاسها می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • مدیریت تغییرات در سطوح استخدام
  • مراودات با مراجع رسمی در مسایل نظیر گواهینامه، تأییدیه ها، واردات یا صادرات، برنامه ریزی، ترخیص محصول، تقدیر نامه ها و جوایز دریافتی
  • تبادل اطلاعات مرتبط با بهترین تجارب در زمینه مسؤولیت اجتماعی ، ممیزها و گزارش به جامعه.

6-9- معیار نه : نتایج کلیدی عملکرد ( Key Performance Results )

سازمانهای متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با عناصر اصلی خط مشی و استراتژی را اندازه گیری کرده و به آنها دست می یابند. در اینجا مشخص میگردد که سازمان در ارتباط با عملکرد برنامه ریزی شده خود چه نتایجی بدست می آورد.

6-9-1- دستاوردهای کلیدی عملکرد

این شاخص ها، نتایج کلیدی تعریف شده توسط سازمان هستند که در خط مشی و استراتژی سازمان مورد تعلق قرار گرفته اند. با توجه به ماهیت واهداف سازمان برخی از مقیاسهای مورد اشاره در راهنمای دستاوردهای کلیدی عملکرد می توانند در شاخصهای کلیدی عملکرد به کار برده شوند و بالعکس.

دستاوردهای مالی می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • داده های عمومی و مرتبط با بازار( فروش، قیمت، سهام، سود سهام و ...)
  • سود آوری( حاشیه سود ناخالص، درآمد هر سهم، درآمدهای قبل از بهره و مالیات، حاشیه و ...)
  • اطلاعات مرتبط با سرمایه گذاری و دارایی ها( بازگشت سرمایه، بازگشت دارایی خالص، بازگشت سرمایه بکار گرفته شده و ...)
  • عملکرد بودجه ای ( عملکرد در کل سازمان و یا بودجه واحد)
  • دستاوردهای غیر مالی می تواند شامل موارد زیر باشد:
  • سهم بازار
  • زمان معرفی محصولات یا خدمات به بازار
  • نرخ موفقیت
  • حجم
  • عملکرد فرآیند

6-9-2- شاخص های کلیدی عملکرد

این شاخص ها، شاخص هایی عملیاتی هستند که به منظور پایش و درک فرآیندها و پیش بینی بهبود احتمالی دستاوردهای کلیدی عملکرد به کار گرفته می شوند.

با توجه به ماهیت سازمان نمونه هایی از این مقیاسها می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • مالی
  • جریان نقدینگی
  • استهلاک
  • هزینه های نگهداری و تعمیرات
  • هزینه های پروژه
  • میزان اعتبار
  • غیر مالی
  • فرآیندها ( عملکرد، ارزیابی ها، نوآوری ها، سازمان سیکل)
  • منابع بیرونی از جمله مشارکت ها ( عملکرد تأمین کنندگان ، تعداد و ارزش افزوده مشارکت ها ، تعداد و ارزش در نتیجه بهبودهای مشترک با شرکاء تجاری)
  • ساختمانها، تجهیزات و مواد( نرخ عیوب، گردش موجودی ها، نحوه اسفاده)
  • تکنولوژی ( نرخ نوآوری، ارزش دارایی های معنوی، ثبت اختراع ، حق مالکیت)
  • اطلاعات و دانش ( قابلیت دسترسی، یکپارچگی ، ارزش سرمایه های معنوی)

7- نحوه امتیاز دهی در مدل تعالی

کل امتیاز در مدل تعالی 1000 است که معیار های توانمند سازها 50 درصد ارزش کل معادل 500 امتیاز را به خود اختصاص میدهد که وزن زیر مجموعه 5 معیار آن عبارت است از : فرآیند ها 14 درصد ، رهبری 10 درصد ، مشارکت و منابع 9 درصد ، کارکنان 9 درصد و خط مشی و استراتژی 8 درصد

معیار های نتایج نیز از 50 درصد ارزش کل معادل 500 امتیاز برخودار است که وزن زیر مجموعه آن عبارتند از : نتایج مشتریان 20 درصد ، نتایج کارکنان 9 درصد ، نتایج جامعه 6 درصد و نتایج کلیدی عملکرد 15 درصد

8- خودارزیابی در مدل EFQM

خودارزیابی ، یک بازنگری منظم ، سیستماتیک و جامع از فعالیتهای سازمان و نتایج آن بر اساس یک مدل سرآمدی عملکرد مانند EFQM است. فرآیند خودارزیابی به سازمان اجازه میدهد بطور شفاف نقاط قوت و نیز حوزه های نیازمند بهبود را شناسایی کند .

8-1- فرآیند عمومی خودارزیابی

  • قدم اول : ایجاد و تعهد لازم در مدیریت ارشد سازمان برای انجام خودارزیابی
  • قدم دوم : ایجاد و جاری سازی استراتژی اطلاع رسانی
  • قدم سوم : طرح ریزی کل فرآیند خودارزیابی
  • قدم چهارم : انتخاب و آموزش تیم مدیریت کننده فرآیند
  • قدم پنجم : انجام خودارزیابی
  • قدم ششم : اولویت بندی یافته های خودارزیابی
  • قدم هفتم : تشکیل تیم های بهبود و تدوین و پیاده سازی اقدامات اصلاحی

8-2- روشهای خودارزیابی

  1. روش پرسشنامه : کم هزینه و سریع انجام میشود سوالات از اجزای معیارهای نه گانه میتواند به شکل ساده بصورت بله وخیر باشد . دقت ارزیابی در این روش پایین است .
  2. روش ماتریسی : این روش نیاز به آموزش کمی دارد. این روش همانند روش پرسشنامه بر اساس اعلام نظر افراد ارزیابی میکند.
  3. روش کارگاهی : اعضای تیم خودارزیابی اطلاعات را جمع آوری و در یک کارگاه به یکدیگر ارائه میکنند و از طریق بازنگری و پیشرفت برنامه های اجرایی و امتیاز دهی به یک نظر اجماع میرسند.
  4. روش پروفرما : بعلت درگیری افراد بیشتری از افراد در بخش های مختلف سازمان در امر جمع آوری اطلاعات از دقت بیشتری نسبت به روشهای دیگر است .
  5. روش شبیه سازی فرآیند اخذ جایزه : در این روش بر اساس فرآیند ی که جهت دریافت جایزه اروپایی کیفیت توصیه شده است صورت میگیرد.امتیاز دهی در این روش از دقت بالایی برخوردار است .

8-3- منطق رادار RADAR در چرخه خودارزیابی

استفاده از عناصر RADAR یکی از روشهای تعیین امتیاز دهی و ارزیابی میباشد . اساس این الگو بر پایه مفاهیم اصلی بهبود مستمر و چرخه  PDCA دمینگ ( برنامه PLAN ، اجرا DO ، بررسی CONTROL و عمل ACTION ) که یکی از ابزارهای مهم کنترل کیفیت و بهبود مستمر  میباشد بنا شده است.

RADAR از چهار جزء تشکیل شده است:

  1. نتایج    Results
  2. روش و رویکرد    Approch
  3. تسری یا جاری سازی    Deployment
  4. ارزیابی و بازنگری    Assessment & Review

9- سطوح تعالی در کسب جایزه

سطوح تعالی سازمانها را در دستیابی به تعالی متمایز میکند و میزان موفقیت آنها را در دستیابی به تعالی نشان میدهد.

  • سطح اول : دریافت گواهینامه

سازمانهایی که کوشش میکنند عملکرد فعلی خود را به کمک یک مدل تعالی سازمانی مانند مدل بالدریچ ، مدل EFQM و مدلهای دیگر خودارزیابی کرده و فعالیتهای سازمان را در قالب معیارهای 9 گانه دسته بندی نمایند.

  • سطح دوم : دریافت تقدیر نامه

سازمانهایی که سعی دارند اجزای معیارهای 9 گانه را پیاده سازی و اجرا نمایند و در صورت کسب حداقل 400 امیتاز در این سطح بصورت رسمی قرار میگیرند .

  • سطح سوم : تندیس بلورین

این نوع سازمانها بایستی طبق مدل به سرعت و منظم و براساس جداول و برنامه ریزی های از قبل حرکت کنند و در صورت کسب امتیاز بالای 550 بعنوان برگزیده جایزه کیفیت و دریافت تندیس بلورین معرفی میشود.

  • سطح چهارم : تندیس سیمین

این نوع سازمانها بصورت سریع فرآیندها را طی کرده و از اطلاعات جامع و معتبر و به موقع استفاده میکنند و با معیارهای کمی مورد سنجش قرار میگیرند.این سازمانها بایستی بیش از 630 امتیاز کسب کند تا بعنوان برگزیده و برنده جایزه تندیس سیمین معرفی شوند

  • سطح پنج : تندیس زرین

در این سازمانها معیارهای 9 گانه و اجزای آنها پیاده شده و بصو رت استاندارد و با سرعت و دقت اجرا و خودارزیابی نهادینه شده است . سازمانهایی که بتوانند حداقل 700 امتیاز کسب کنند بعنوان برنده جایزه کیفیت اروپا و دریافت تندیس زرین کیفیت معرفی میشوند.

10- مدل تعالی سازمانی در ایران

مدل تعالی سازمانی در شرایطی در ایران مطرح می شود که در جهان بیش از 70 مدل سرآمدی ملی و 90 جایزه کیفیت وجود دارد که عموماً بهره گرفته از مدل های EFQM و بالدریج بوده و بسوی یکدیگر همگرا شده اند . گویا زبان رقابت در همه جای دنیا یکی است که موسسات اقتصادی را از آموختن الفبای مدیریت فراگیر سازمانی گریزی نیست.

لزوم رقابت پذیرشدن بخش صنعت و معدن با رویکرد جهانی و توصیه های مشارکت ها و ادغام های صنعتی با جهان برای امکان دستیابی به بازار جهانی و ایجاد اعتبار جهانی برای این بخش باعث شد که در وزارت صنایع و معادن طراحی مدلی جهانی مورد توجه و اقدام قرار گیرد مدلهایی که چندین سال بود جوامع صنعتی جهانی آنها را پذیرفته و دنبال کرده بودند.

طی سالهای 1378 تا 1381 دو مدل اصلی مالکوم بالدریج و EFQM و تغییراتی که احیاناًُ برخی کشورهای دیگر روی این دو مدل صورت داده بودند توسط وزارت صنایع و معادن و موسسه مطالعات بهره وری و منابع انسانی مورد بررسی قرار گرفت . فرآیند انتخاب نیز با تشکیل گروههای کارشناسی و جمع آوری اطلاعات وانجام ارتباطات با موسساتی که این مدلها را دنبال می کردند و تهیه پیش نویس های لازم صورت گرفت پس  در جلسات متعدد کمیته های علمی مرکب از کارشناسان و متخصصین سیستمهای مدیریت این پیش نویس ها مطرح و در نهایت توسط کمیته علمی مدل تعالی سازمانی EFQM در تاریخ 10/3/82 به تصویب رسید.

با تصویب مدل EFQM از سال  1382  این مدل در زیر مجموعه های وزارت صنایع و معادن به اجرا در آمد و این وزارتخانه و موسسه مطالعات بهره وری و منابع انسانی مقدمات جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی را پی ریزی کردند که در طول دو دوره از برگزاری جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی تعدادی از شرکتهای بزرگ دولتی و تعداد محدودی از شرکتهای بخش خصوصی این مدل را دنبال کردند که پس از طی مرحله خودارزیابی موفق به پر کردن اظهار نامه جهت دریافت گواهینامه شدند.

منبع : http://bmsw.persianblog.ir/1388/3/23/

نظرات ()



نظریه های کیفیت درمدیریت وکاربست آن درنظام آموزشی
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٤/٢٥

 

بسمه تعالی

 

نظریه های کیفیت درمدیریت وکاربست آن درنظام آموزشی

نوشته:محمد علی حیاتی دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی

 

بافروکش کردن زبانه های آتش جنگ جهانی دوم وپاگذاری جهان درنیمه دوم قرن بیستم وپیدایش شرایط ومقتضیات جدید دردنیای صنعتی ، مدیران سازمانها را برآن داشت تانسبت به شرایط جدید انعطاف بیشتر ودرخورتوحهی نشان دهند.

ازسال 1950 میلادی مجموعه جامعه صنعتی اعم ازصنایع تولیدی وخدماتی پا به مراحل جدیدی ازحیات خود گذاشتند .افق دید جامعه صنعتی دنیا ازیک نگاه درون گرا به نگرشی مردم گرا ومبتنی برخواست مشتری تغییر یافت . زمانی بودکه جامعه صنعتی بانگرش تولید انبوه باتولید کالا وخدمات تنها به دنبال کمال خویش بودند بدون آنکه توقعات وانتظارات مصرف کننده واقعی کالا یا بعبارتی مشریان رادرنظر بگیرند .درمقابل هنگامی که یک مشتری خواهان کالا یاخدماتی خاص بود جز یک یاچند تولیدکننده خاص باسطح مشخصی ازکیفیت که لزومآ مطابق باانتظار وخواست مشتری هم نبود وحود نداشتند.

دیری نپائید که مدیران دریافتند که راهی جز هماهنگی وهمگامی باتغییرات وتحولات دنیای امروز نخواهند داشت .آنان دریافتندکه دیگر نمی توانند باتکیه برتکنیکها وافکار سنتی گذشته تنها انجام تکالیف ووظایف را ازکارکنان انتظار داشته باشند وانتظارات مشتریان ومصرف کنندگان کالا وخدمات خودرا نادیده بگیرند.

این دگرگونی افکار نخست موجب تغییراتی درنگرش مدیران درجامعه صنعتی پدیدآوردوغالبآرهبری بجای مدیریت نقش اصلی راایفا کرد.دراین تفکرجدید رهبری بجای تحکم وتصمیم ازبالا به پائین ، به نوعی همکاری وهمدلی  میان مدیران وکارکنان انجامید.دراین تفکر رهبرفردی است که بیشتر به عنوان یک هماهنگ کننده وتسهیلگردرسازمان عمل نموده وباتکیه بیشتر برفرصتها به جای موانع ومشکلات درقالب یک کارگروهی ، سازمان را در جهت کمال مطلوب که همان رضایت مشتری است سوق می دهد.

در مرحله بعد رهبران جامعه صنعتی به فکر توجه بیشتر به برآورده ساختن انتظارات مشتری بر آمده و از این رهگذر بهبود مستمر کیفیت کالا در دستور کار و برنامه ی سازمانها قرار گرفت که این امر موجب پیدایش نظریات جدید در مدیریت با تکیه بر کیفیت کالا گردید.

از میان نظریات متعدد کیفیت به چند نمونه از نظریات مدیریت کیفیت در سازمانها پرداخته می شود.

 

1-نظریه مدیریت کیفیت جامع(TQM)

تعریف:مدیریت کیفیت جامع TQM(Total Quality Management) عبارت است از فرایند مدیریت بهبود مستمر که در آن تلاش می شود که انتظارات مراجعان یا مشتریان به نحو احسن برآورده شود ویا مدیریت کیفیت جامع به مدیریتی اطلاق می شود که کاملا متعهد به کیفیت بالای نتایج کار و بهبود مستمر در تمامی ابعاد سازمان یا عملیات است.

ویا در جایی دیگر مدیریت کیفیت جامع اینگونه تعریف شده است:

مدیریت کیفیت جامع روش مدیریت مشتری مدار است که در آن کلیه افراد به شکل مستمر در جهت بهبود فرآیندهای کاری خود تلاش می کنند تا خدمات و کالاهایی با کیفیت مستمر در جهت بهبود فرآیندهای کاری خود تلاش می کنند تا خدمات و کالاهایی با کیفیت بهتر برای همه مشتریان خود فراهم سازند.

   بطور کلی در نگرش مدیریت کیفیت جامع توجه اصلی به کیفیت است.در تفکر مدیریت کیفیت جامع، به بهبود دائمی کالا و خدمات با توجه به نیازها و انتظارات مشتریان وبا مشارکت کلیه افراد مرتبط به سازمان توجه می شود.

 

*اصول حاکم بر مدیریت کیفیت جامع

در مجموع اصول مهم و کاری حاکم بر مدیریت کیفیت جامع را می توان در چند مرحله خلاصه کرد:

1- توجه زیاد به مشتری: در این نگرش توجه اصلی به خواسته ها و انتظارات مشتریان چه در داخل و چه در خارج سازمان معطوف می گردد.

2- توجه به بهبود مستمر: مطابق این نگرش کیفیت کالا و خدمات باید پیوسته و بصورت دائم بهبود یابد.

3- بهبود کنترل کیفیت: کنترل کیفیت کامل کالا و خدمات واژه وسیعی است که تنها به محصول نهایی اطلاق نمی شود بلکه به شیوه هایی اطلاق می شود که سازمان کالا را تحویل می دهد و یا سرعت رسیدگی به شکایات و نوع برخورد و رعایت در پاسخگویی مشتری را نیز شامل می شود.

4- سنجش و اندازه گیری دقیق: در این نگرش به کمک روش های آماری دقیق کنترل کیفیت فراگیر برای سنجش متغیرهای عملکرد در فعالیت های سازمان انجام می شود.

5- تفویض اختیار: در کنترل کیفیت فراگیر همه کارکنان و افرادی که وابسته به سازمان هستند باید در فرایند بهبود کیفیت مشارکت داشته باشند.

 

هدف مدیریت کیفیت جامع

به نظر کرازبی"Crosby" یکی از نظریه پردازان این نگرش هدف مدیریت کیفیت جامع(TQM) ایجاد یک سیستم و نظام مدیریتی است که از بروز نا رسایی ها و مشکلات در چرخه عملکرد سازمان و توسعه جلوگیری می کند.

برای تحقق این امر می بایست در مورد وضعیت هایی که در فعالیت سازمان ایجاد مشکل می نمایند بررسی و اقدام نمود.

بطور کلی هدف مدیریت کیفیت جامع برپایی یک سیستم مستمر بهبود و کیفیت می باشد که درجه این کیفیت را مشتریان، کارکنان، تامین کنندگان مواد اولیه و صاحبان سهام تعیین می کنند. در نگرش مدیریت کیفیت جامع بهبود مستمر بر پایه 3 اصل پی ریزی شده است:

الف) بهینه سازی فرآیندها

ب) تمرکز بر نیاز خریداران

ج) توانمند کردن کارکنان

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                              

      اصول چهارده گانه مدیریت کیفیت جامع از نظر دمینگ

 

ادوارد دمینگ (Edvards Deming ) یکی از پایه گزاران نظریه مدیریت کیفیت جامع 14 اصل برای مدیریت کیفیت به شرح زیر برشمرده است:

1-   ایجاد ثبات در هدف2- قبول یک فلسفه جدید 3- خودداری از اتکا به بازرسی زیاد 4- پایان دادن به خرید مواد تنها بر پایه قیمت 5- بهبود مستمر سیستم تولید و خدمات 6- آموزش حین انجام کار و آموزش مداوم ضمن خدمت 7- نهادینه کردن روش نوین رهبری 8- برطرف کردن ترس 9- بر داشتن مرزهای بین واحد های سازمانی 10- جلوگیری از شعار دادن 11- حذف نگرش تاکید بر حاکمیت 12- حذف موانع مرتبط با مهارت و توانایی 13- ایجاد برنامه قوی برای بهسازی خویش 14- بسیج همگانی افراد برای ایجاد تغییر و تحول و تعهد همیشگی مدیریت

 

 

2-نظریه مدیریت ناب(Lean Management)

 

در نگرش ناب تولید فقط به معنی ساختن یک محصول نیست چراکه با جمع آوری چند دستگاه و عده ای کارگر به سادگی این امر محقق می شود اما آنچه در این نظریه اهمیت پیدا کرده است این است که آنچه ساخته می شود مشتری با رضایت فراوان بخرد و در ضمن خود شرکت نیز به سود کافی برسد و محیط کار خود را ارتقاء بدهد.

بطور کلی در نگرش مدیریت ناب هدف کلی رضایت مشتری همراه با سود بیشتر شرکت است. در این نگرش رضایت و تحقق انتظارات مشتری که در نتیجه بهبود مستمر کیفیت تولید و خدمات انجام می شود مبنای اصلی کار سازمان را تشکیل می دهد و تنها از این رهگذر است که سازمان می تواند به سود بیشتر بیندیشد.

در واقع منشا و خاستگاه تولید ناب را باید در کشور ژاپن ودر شرکت تویوتا جستجو کرد زیرا ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم وضعیت اقتصادی بدی پیدا کرده بود و به همین دلیل تقریبا تمام صنایع این کشور به خصوص صنعت خودروسازی آن دچار صدمات زیادی شده و به حالت بحرانی رسیده بودند.در این زمان شرکت خودرو سازی تویوتا برای بازسازی مجدد خود و به دست آوردن سهمی از بازار تلاش می کرد شیوه و خط تولید یکی از موفق ترین خودروسازان آن زمان یعنی فورد را در شرکت خود پیاده کند اما تولی نکشید که ژاپنی ها دریافتند که روشهای تولید انبوه و نگرش شرکت فورد با خصوصیات خلق و خوی و فرهنگ ژاپنی ها و همچنین با شرایط و محیط آنجا سازگاری ندارد از اینروی متخصصین به این فکر افتادند که شرکت تویوتا را مطابق با ساختار و فرهنگ و شرایط محیطی ژاپن طراحی و محصولات آنرا مطابق با انتظارات ژاپنی ها تولید کنند.

شرکت تویوتا به زودی دریافت که روش تولید شرکت فورد که بر مبنای تولید انبوه صورت می گیرد و به خواسته ها و انتظارات مشتری توجهی نشان نمی دهد نمی تواند در ژاپن کوچک با جمعیت زیاد موفق شود.زیرا در سیستم انبوه همه افراد اطلاعات خود را از هم پنهان می کنند نه فروشنده درباره محصول اطلاعات درستی می دهد و نه مشتری به خواسته واقعیش می رسد. در این سیستم معمولا فروش محصول در نمایشگاه ها که فقط متخصصان فروش در آنجا حضور دارند و از متخصصان تولید خبری نیست انجام می شود.

شرکت تویوتا در نگرشی جدید بر خلاف شرکتهای انبوه ساز، مشتری را به داخل سیستم آورد یعنی دیگر فروشندگان خودرو جزئی از سیستم تولید به حساب آورد و سیستم ساخت سفارش مشتری را ایجاد کرد فروشندگان محصول تنها به فروش کالا بسنده نکردند و رضایت مشتریان از خرید و استفاده از کالا را جزئی از سیستم قلمداد کردند.

تفکر ناب در تویوتا در بسیاری از جنبه ها تفاوتهای بسیار زیادی ایجاد کرد.در واقع آنها با چند فرضیه اساسی یا چند گرایش ناب همه چیز را متحول کردند.

_ گرایش بر تفکر فرآیندی

_ گرایش بر حذف اتلاف

_ گرایش بر مشتری

تفکر فرآیندی باعث شد تا در تولید ناب عیوب از همان محل پیدایش از بین بروند و محل ایجاد کیفیت خود فرآیند باشد و همواره نوسان در فرآیند کاهش یابد.

گرایش به حذف اتلاف نیز باعث شد تا در تمام مراحل ساخت یک محصول یعنی از زمانی که ایده ساخت یک محصول به ذهن خطور می کند تا موقعی که محصول تولید می شود و به دست مشتری می رسد اتلافها یکی پس از دیگری از بین می رود.

گرایش به مشتری و خواسته های او نیز باعث شد تا مشتری به درون سازمان بیاید و در طراحی، تولید، تقویت، زمانبندی، فروش و حتی تعیین قیمت نهایی نقش داشته باشد.

مدل سیستم ناب

مدل سیستم ناب بر 4 ستون اصلی رهبری، فرهنگ، ساختار و تولید استوار است که همگی آنها بر رضایت و خواسته های ضینفعان مانند مشتری، کارکنان، تامین کگنندگان مواد اولیه و سهامداران متمرکز هستند.

رهبری ناب مشکلات را می یابد و دیگران را از آنها مطلع می سازد. با همفکری آنان اهدافی را برای فائق آمدن بر مشکلات ایجاد می کند و دیگران را آزاد می گذارد که راه حلی را برای مشکلات پیدا کنند.

فرهنگ ناب نیز چنین است که همه کارکنان سازمان متوجه چشم آنداز می باشند که شرکت از آینده خود ترسیم کرده و همه در آن نقش دارند خود چشم انداز نیز متمرکز بر مشتری و خواسته ها و انتظارات او می باشد.

ساختار ناب مشخصه های مختلفی دارد از جمله مهمترین آنها مسطح بودن سازمان و همکاریهای افراد به دور از دیوارها و حصارهای وظیفه ای می باشد.تشکیل تیمهای تخصصی مختلف از نتایج ساختار ناب است.

تولید ناب بزرگترین فعالیتی که تقریبا اکثر فعالیتهای دیگر به دنبال تقویت و یا کمک به آن می باشند فعالیتهای سیستم حذف اتلاف می باشد.این سیستم رفتاری سیستماتیک برای پیدا کردن اتلافهای کلی سازمان و از بین بردن آنها دارد.

 

3-     نظریه تعالی سازمان با مدل EFQM (بنیاد اروپائی مدیریت کیفیت )

 

ازجمله مفاهیم جدیدی که امروزه دربسیاری ازکشورهای جهان جایگاه قابل توجهی پیداکرده سازماندهی مدلهای سرآمدی کسب وکار وجوایزملی کیفیت است که براساس آن سازمانها وبنگاههای مختلف مورد ارزیابی ومقایسه قرارگرفته وباایجادفضای رقابتی حرکت به سمت بهبود وارتقا را درآنها تقویت می نماید.

گسترش فرهنگ تعالی سازمانی وعلاقمندی مدیران وکارشناسان عرصه صنعت وخدمات به بهبود مستمر ، منجر به افزایش تقاضا برای استقرار سیستم EFQM شده است.

بنیاد اروپائی مدیریت کیفیت مدل EFQM رابرای تعیین میزان رشد وتعالی سازمان وترمیم راه رسیدن به تعالی سازمانی تدوین کرده است .بااین مدل که بیشتر جنبه تشخیصی دارد نسبت به شناسائی وضعیت موجود سازمان درمقایسه بایک سازمان ایده آل اقدام می شود .با بکار گیری این مدل سازمانها می توانند نقاط قوت ، حوزه های قابل بهبودومیزان رشد سازمان رادرمسیر تعالی تعیین نمایند.

 

 سازمان متعالی :

 

معنی ومفهوم سازمان متعالی از منظر کسانیکه به نوعی باسازمان مرتبط می باشند قطعآ متفاوت است . ازنگاه یک کارمند بی تردید سازمان متعالی سازمانی است که به کارمندان خود حقوق مکفی بدهد، ازتلاش کارکنان تقدیر کند وامکانات رفاهی دراختیار آنان قراردهد.اما ازنگاه یک مدیر حتما سازمان متعالی سازمانی است که برای بلند مدت هدفهای مطلوبی راطرح ریزی کرده وراههای رسیدن به آنهانیز تبیین نماید . درحالیکه از دید یک مشتری سازمان متعالی سازمانی است که انتظارات وخواسته های اورا دردریافت کالا وخدمات به طورمناسب ودرزمان سریعتر برآورده کند .او انتظار دارد مورد احترام سازمان قرار گیرد وبه هنگام مرجعه برای او ارزش قائل شوند . از طرف دیگر سازمان دریک محیطی فعالیت می کند که فعالیتهای اوبرجامعه اثر می گذارد پس سازمان متعالی از این منظر سازمانی است که مسئولیت اجتماعی داشته ودرقبال جامعه به وظایف خود عمل نماید .

اما باید گفت سازمان متعالی علاوه بر رعایت موارد بالا به ارزشهای پایه ای یا اصول 8 گانه ارزشی نیز پایبند می باشد.

 

اصول هشتکانه مدیریت کیفیت

 

اصل اول : نتیجه گرائی : سازمان متعالی سازمانی است که قبل ازهرکونه اقدام به نتیجه آن بیندیشد.

اصل دوم : مشتری مداری : مشتری کسی است که درخصوص محصولات شرکت قضاوت می کند وباید رضایتمندیش تامین شود.

اصل سوم : رهبری وثبات درمقصد: پرهیز از مدیریت روزمره گی وثبات دراهداف ازطریق مشارکت کلیه مدیران وکارکنان وتهیه وتدوین مقاصد واهداف ازمعیارهای سازمانهای برتر است .

اصل چهارم : مدیریت برمبنای واقعیت ها ی وفرآیندها: سازمان متعالی سازمانی است که فرآیندهای خودرا براساس واقعیت ها ی موجود شناسائی کرده وآنها رابه صورت مستمر بهبود دهد.

اصل پنجم : مشارکت وتوسعه منابع انسانی : ازتوانمند ی افراد در راستای اهداف سازمان براساس مدیریت مشارکتی استفاده می شود.

اصل ششم : نوآوری وبهبود مستمر : سازمان متعالی سازمانی است که در آن فرهنگ یادگیری ، آموزش ، نوآوری وبهبود مستمر نهادینه شده است .

اصل هفتم : توسعه شراکتها : سازمان متعالی سازمانی است که درافزایش کیفیت شرکای خود مانند پیمانکاران ، شرکا، وتمامی ذینفعان سهیم باشد زیرا آنان می توانند نقش مؤثری دررسیدن سازمان به اهداف خود ایفا نمایند.

اصل هشتم : مسئولیتهای اجتماعی سازمان : سازمان متعالی سازمانی است که نیازهای جامعه راشناخته وبرای تامین آنها برنامه ریزی واقدام نماید.

 

 

مراحل ارزیابی کیفیت سازمان

 

ارزیابی ازکیفیت سازمان در دومرخله انجام می شود :

مرحله اول : خود ارزیابی سازمان

این مرحله توسط تیم ارزیاب سازمان مطابق یکی از روشهای خود ارزیابی انجام می شود .امتیازات کسب شده دراین ارزیابی صرفا نشانگر وضعیت موجود سازمان بوده ومبنای قضاوت ارزیابان ارشد دبیرخانه جایزه کیفیت نمی باشد.

مرحله دوم : ارزیابی توسط ارزیابان ارشد

این ارزیابی توسط ارزیابان ارشد دبیرخانه جایزه براساس اطلاعات ودرخواست سازمان متقاضی وبراساس اظهارنامه دریافت شده انجام می شود

 

معیارهای سنجش کیفیت درسازمان متعالی :

 

1 – رهبری :

 دراینگونه سازمانها رهبری ، موتور محرکه وهدایت کننده تمامی فعالیتهای کارکنان درمسیر تعالی سازمان است .رهبری زمینه های ابداع وخلاقبت کارکنان رافراهم آورده وفرهنگ سازمان رادرمسیر تعالی دست خوش تغییرات وتحولاتی می نماید که کارکنان به صورت خودجوش دربهبود مستمر مشارکت نمایند.

2 – خط مشی واستراتژی :

درسارمانهای متعالی خط مشی ها واستراتژی های آن را که مبتنی برنیازهای حال وآینده ذ ینفعان است توسط تکنولوژی اطلاعات تدوین وجاری کرده وبه صورت مستمر ارتقاء می دهند.

3 – کارکنان :

درسازمانها ی متعالی میان مدیران وکارکنان ارتباط صمیمانه وجود دارد. مدیران متعالی کارکنان را درامور سازمان مشارکت می دهند وایده های آنان ازطریق خلاقیت ونوآوری به روشهای نو تبدیل می کنند.

4 – منابع وشرکاء:

تعالی یک سازمان درگرو ارتباطات صحیح با تامین کنندگان ، شرکاء وپیمانکاران است .درسازمانهای متعالی از پیمانکاران بعنوان برده های سازمانی موظف به اجرای پیمان درقبال اجرت تعریف شده یاد برده نمی شود .بلکه کلیه تامین کنندگان ، شرکاء وپیمانکاران راحلقه های زنجیره تعالی خود می دانند.

5 – فرآیندها :

سازمانهای متعالی کلیه فعالیتهای خود رابا نگرش فرآیندی طراحی وانجام می دهند.این سازمانها برای اثر بخش بودن فعالیتهای خود نسبت به تجزیه وتحلیل خروجی فرآیندها بالحاظ کردن نظریات وانتظارات ذینفعان اقدام می کنند.

6 – مشتری :

درفرهنگ تعالی ، سازمان بدون مشتری وجود خارجی ندارد .درسازمانهای متعالی مشتری میزان تعالی را مشخص می کند.

 

4 – نظریه کایزن  ( Kayzen  ) :

 

کایزن به مفهوم بهبود مستمر یا تحولی دایمی است که می  تواند به عنوان یک فرهنگ فراگیر برخی ازعمده ترین مسائل بشری از اندیشه ،آموزش وتحقیق گرفته تا کار وتولید را درعرصه های مختلف فردی واجتماعی دربربگیرد . کایزن همان کلید رمزی است که کشور ژاپن را به یک قدرت بزرگ اقتصادی درجهان معاصر تبدیل کرده است .

فرهنگ کایزن وتعامل آن دربین لایه وسازمانهای ژاپن باعث شده تا کارخانه به دانشگاه ودانشگاه به کارخانه تبدیل شود.کارگر ازمدیر بیاموزد ومدیر از ایده ها یکارگر بهره مند گردد.

محتوای تئوریک وفلسفی کایزن ،آموزش مستمر ، تحول دائمی وتعامل تمام افراد وسازمانهای اجتماعی تولید است.

کایزن دارای نظام تفکر روند گرا درمقابل نظام تفکر نتیجه گرای غرب است .به همین خاطر یکی ازجنبه های با اهمیت کایزن ، تاکید بر روند است . کایزن شیوه تفکر روند گرا ونیز سیستم مدیریتی خلق کرده است که حامی ومشوق تلاشهای روندگرای افراد برای بهبود سازمان می باشد.این سیستم با سیستم غربی که کار افراد را صرفا براساس نتیجه می سنجد کاملا درتضاد است .

اساس استراتژی کایزن تاکید براین نکته است که اگر قرار باشد شرکتی پایدار بماند وکسب سود کند ،دروهله اول باید در صدد کسب رضایت مشتری وتحقق نیازهای او برآید. درکل پیام استراتژی کایزن می توان دراین جمله خلاصه کرد که حتی یک روز نیز نباید بدون ایجاد نوعی بهبود دریکی از بخشها ی شرکت یا سازمان سپری شود.

 

کایزن ومدیریت :

 

مدیریت کایزن از دو عنصر اساسی ترکیب یافته است : نگهداری و بهبود .

نگهداری به فعالیتهای تداوم بخش استانداردهای موجود درتکنولوژی ، مدیریت وعملیات اطلاق می شود . بهبود نیز به تدابیری اطلاق می شود که برای بهبود این استانداردها به کار گرفته می شوند. 

 

کایزن و  تقدم کیفیت برسود .

 

تقدم کیفیت برسود یکی دیگر از ماهیت کنترل کیفی جامع کایزن را روشن می سازد ، چون بیانگر کیفیت بخاطر کیفیت است .کنترل کیفی کایزن مسائلی چون تضمین کیفی ،کاهش هزینه کارائی  ، تحویل بموقع سفارشات وایمنی کالا رادربرمی گیرد .مدیران ژاپنی به این نتیجه رسیده اند که بهبود بخاطر نفس بهبود ، مطمئن ترین راه برای بالابردن قدرت رقابت همه جانبه شرکتها می باشد. اگر کیفیت مورد توجه قرارکیرد سود به خود ی خود حاصل خواهد شد.

 

5-کاربست نظریه های کیفیت در نظام آموزشی

 

در یک بررسی و نگاه کلی مشخص می شود که نگرش کلی و مبنای فکری تمامی این نظریه ها حول محور کیفیت بخشی و بهبود مستمر آن است. در تمامی این نظریات شرایط جدید و مقتضیات زمان، انتظارات و خواسته های مشتریان، کاهش هزینه ها و حذف اتلافها، و تقدم کیفیت بر سود پایه های نظری و عملی این طرز تفکر را شکل می دهد.

بنابر این با بررسی شکلی و محتوایی نظام آموزشی کشور در مقایسه با نظریات جدید کیفیت مشخص می شود که بطور قطع نظام آموزشی ما اعم از آموزش و پرورش و آموزش عالی دچار اشکالات عدیده ای می باشد.

الف):شرایط جدید و مقتضیات زمان

قرن بیستم اوج پیدایش نظریات گوناگون در مدیریت و از نیمه دوم این قرن بخصوص در دهه های پایانی آن شرایط بگونه ای پیش رفته است که مدیران سازمانها راهی بجز تطبیق وضعیت سازمان تابعه ی خود با شرایط محیطی، منطبق با نظریه های جدید مدیریتی نداشته اند. از همین روی دنیا شامل تحولات چشمگیری در زمینه مدیریت و کیفیت محصولات شرکتها بوده است.

اما در نظام آموزشی کشور ما بنظر می رسد شیوه ها، روشها، ابزار و تجهیزات و حتی آموزش و تربیت نیروی انسانی به دور از این تغییرات و شرایط محیطی و مقتضیات زمانی و بر اساس همان نظریات سنتی عمل می شود.

ب):انتظارات و خواسته های مشتریان

 

اگر بپذیریم که فارغ التحصیلان نظام آموزشی در واقع محصولات این نظام تلقی می شوند وبازار کار و اشتغال، مشتریان و خریداران آنان به حساب می آیند باید دید که تا چه حد ساخت و تربیت این فارغ التحصیلان مطابق با خواست و انتظارات مشتریان و خریداران آنان می باشد؟یا به عبارتی تا چه حد بازار کار و اشتغال ما در تولید محصولات نظام آموزشی نقش ایفا می کنند؟واقعیت این است که نه در آموزش و پرورش و نه در دانشگاه ها بطور اصولی و جدی مطابق با خواست بازار یا مشتریان ، فارغ التحصیلان دانش آموز یا دانشجو تربیت نمی شود و به جای اینکه آنان با شرایط جدید زمان پذیرش و تربیت شوند بیشتر بر اساس شرایط و امکانات خود اقدام می کنند به همین خاطر ملاحظه می شود که به وفور فارغ التحصیلان دانشگاه ها یافت می شوند که مدرک تحصیلی آنان هیچ تطابقی با نیاز مشتریان یا بازار کار ندارد.

ج):کاهش هزینه ها و حذف  اتلافها

 

در نظام آموزشی کشور به چیزی که اکنون به درستی اندیشه نمی شود هزینه کردهای فراوان برای تولید محصول خود است برای هزینه های  تربیت یک دانش آموز یا دانشجو هنوز به درستی ملاک و معیار مشخصی در دست نیست.معلوم نیست که قیمت نهایی یا تمام شده هزینه کرد یک فارغ التحصیل در پایان یک دوره چگونه و بر اساس چه معیارهایی و در چه فرآیند اقتصادی صورت گرفته است که با کنترل کیفیت و هزینه های آن بطور جدی از اتلاف آنها جلوگیری شود.

د): تقدم کیفیت بر سود

 

قطعا کیفیت یا چگونگی تولید و مرغوبیت کالا بر اساس نیازها، سلیقه ها و شرایط محیطی و انتظارات مصرف کنندگان شکل می گیرد.همانگونه که در بحث نظریه ها مطرح شد در مدیریت کیفیت امروزی چنانچه کیفیت حاصل شود خود به خود سود نیز حاصل خواهد شد.اما آیا در نظام آموزشی ما وضع به همینگونه است؟

بر اساس اهداف و وظایف نظام آموزشی منطبق با قانون اساسی کشور نظام تعلیم و تربیت ما موظف به تربیت انسانهای متعالی و خداگونه است یعنی بطور کامل ماموریت نظام آموزشی ما یک ماموریت کیفی است. در نظام آموزش اسلامی توقع و انتظار جامعه و بازار کار بر این است که اولا فارغ التحصیلان انسانهای متعالی باشند ثانیا متخصص و عالم مطابق با نیازها و شرایط روز جامعه باشند.

متاسفانه در بررسی وضعیت محصولات نظام آموزشی به دلیل تقدم منافع سازمان و نهاد آموزشی بر منافع محیطی بین آنچه که باید باشند با آنچه که هستند فاصله ی بسیار وجود دارد.

در هر حال انتظار می رود مدیران و مسولان آموزشی کشور ما نیز همانند بسیاری از صاحبان و مدیران سازمان های جهانی شرایط روز را درک کرده وبا کاربست نظریه های کیفیت در برنامه ها، سیاست ها، و خط مشی ها مطابق با نیازهای امروزی نظام آموزشی کشور را به نظامی پویا و کیفی تبدیل نمایند.

 

 

 

منابع:

1-      شریف زاده، فتاح،مدیریت کیفیت فراگیر،انتشارات ترمه،1379

2-      مشبکی،اصغر،مدیریت استراتژیک با رویکردی بر TQM،انتشارات ترمه،1385

3-      عاطفی،محمدرضا،مقدمه ای بر مدیریت ناب،انتشارات نگاه دانش،1384

4-      ایمایی،ماساکی،ترجمه سلیمی محمد حسین،کایزن کلید موفقیت رقابتی ژاپن،انتشارات دانشگاه صنعتی امیر کبیر،1384

5-      جلوداری ممقانی،بهرام،تعالی سازمان EFQM،انتشارات مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران،1384

6-      احمدی، مسعود،مبانی سازمان و مدیریت،انتشارات پژوهش های فرهنگی،1384

7-   حیدری تفرشی،غلامحسین و همکاران،نگرشی نوین به نظریات سازمان و مدیریت در جهان امروز،انتشارات فراشناختی اندیشه،1381

منبع : http://www.hayati314.blogfa.com/post-1.aspx

نظرات ()



چرخه مدیریت بهره وری
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٤/٢٥

ابزارهای کلان مدیریت و مهندسی صنایع - چرخه مدیریت بهره وری

Productivity Cycle

چرخه بهره وری

چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در سال 1404 :
ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بین المللی.

تمدن ایران زمین، بار دیگر بنا دارد تا برخیزد و افتخارات گذشته را تکرار نماید. این اولین برداشتی است که می توان با بررسی تلاش ها، سیاست گذاریها و انگیزه ها در سطح خرد و کلان کشور بدان رسید. مطمئناً صرف داشتن چنین تفکر و دیدگاهی، خود به تنهایی منشاء و انگیزه حرکت به سمت تعالی است، ولی از سویی بدیهی است که شرط لازم است و نه کافی. بهترین شاهد برای این مدعا، سیر نزول تمدن ها و ملل بزرگ و تاثیرگذار تاریخ زندگی بشر است. شاید بتوان گفت که تنها عاملی که امروزه از تمدن های بزرگ ایران، مصر، روم و ... تنها سابقه و خاطره ای بزرگ و افتخارآمیز در اذهان باقی گذاشته است، همین بی توجهی به تمامی عوامل تاثیرگذار در بقای بلندمدت آنها بوده است.

به جرات می توان ادعا کرد که هیچ تمدن بزرگی در دنیا بوجود نیامد و برای مدت طولانی باقی نماند، مگر با تکیه بر سازمانهای متعالی و برتر خود. اگر در بهترین حالت این موضوع را بطور کامل بپذیریم، در این صورت با مساله ای از نوع دیگر روبرو می شویم. آمار می گوید که از بین 100 شرکت برتر دنیا در قرن 19،‌ تنها یک شرکت در سال 2000 باقی مانده است و سایر شرکت ها از بین رفتند، تجزیه شدند و یا در سایر شرکت ها ادغام گردیدند. این نرخ مرگ و میر برای سازمان ها بسیار غیرطبیعی است. تقریبا نمی توان مورد مشابه ای پیدا کرد که فاصله بین حداکثر امید به زندگی و مرگ اینقدر کوتاه باشد. آیا بقاء در قله موفقیت اینقدر مشکل است؟ یا از سوی دیگر آمار داخلی کشور ما بیان می کند که متوسط عمر سازمانهای ایرانی به عددی کمتر از 10 سال یعنی نصف متوسط جهانی تقلیل یافته است؟ سئوال اینجاست که مجموعه دلایل عدم موفقیت سازمانهای متعالی در برتر باقی ماندن و همچنین عدم دستیابی بسیاری از شرکت ها به تعالی در کجاست؟

شرکت های موفق از این منظر بقای چندانی بر قله موفقیت ندارند، چون افق برنامه ریزی آنها تنها بر حفظ وضع موجود استوار بوده و تصور می کنند: مجموعه دلایلی که آنها را به این سطح از موفقیت رسانده است، قابلیت باقی نگه داشتن آنها در همین سطح و یا حتی ادامه روند پیشرفت آنها را نیز دارا می باشند. لذا شتاب تغییرات به سرعت آنها را از گردونه رقابت حذف خواهد کرد.

شرکت های ناموفق از این جهت در مسیر رشد و تعالی مناسب قرار ندارند، چون:
تاثیر عوامل غیرقابل کنترل را در موفقیت یا عدم موفقیت خود بسیار بیشتر از عوامل قابل کنترل می دانند.
به کل سازمان بعنوان یک بدنه یکپارچه نمی نگرند. بدنه و ساختار چنین سازمانهایی معمولاً نامتناسب است.

به گواه منطقی مدل های تعالی مانند EFQM، یک سازمان متعالی نخواهد بود، مگر اینکه در تمامی جنبه ها و حوزه های کسب و کار خود متعالی باشد. و این همان نکته ای است که در بسیاری از سازمانهای ناموفق، مورد بی توجهی و غفلت قرار می گیرد. مهمترین نتیجه چنین بی توجهی و رویکردی نسبت به جنبه های مختلف سازمان،‌ ایجاد سازمانی نامتناسب است که ناشی از آن،‌ توان حرکتی خود را از دست می دهد. کم نیستند مثال هایی از سازمانی که علیرغم وجود ضعف های شدید و مزمن در حوزه مدیریت، کارکنان و سیستم ها و روشها، اقدام به سرمایه گذاری در زمینه زیرساخت ها و تجهیزات می نماید،‌ بدین امید که در مسیر رشد و تعالی قرار گیرد‌ و عموماً تنها سرعت پیشرفت خود در منحنی زوال را تقویت می نماید.

چرخه بهره وری

پس براستی چه باید کرد؟ می توان به صراحت ادعا کرد که در دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم،‌ تنها آنهایی در کنار بوده اند،‌ هستند و خواهند بود که برای بودن، رقابت کرده اند. توجه ویژه به روندهای اقتصادی نشان می دهد که سازمانها در مقاطع مختلف از حیات اقتصادی بشر، به طرق مختلف رقابت پذیر بوده اند. یعنی در برهه ای دارای بیشترین قدرت تولید بوده اند. در زمانی دیگر با کیفیت ترین کالا را داشته اند. در عصر بعد از آن، علاوه بر کیفیت بر قیمت نیز تمرکز کرده اند و در عصر حاضر برای ذینفعان خود تولید ارزش می نمایند.

در این راستا بنظر میرسد تنها سازمانهایی قابلیت بقای درازمدت را خواهند داشت که بتوانند با حفظ تناسب خود در تمامی جنبه ها،‌ در راستای تولید ارزش برای مشتریان خود موفق عمل نمایند و این نیز محقق نخواهد شد مگر آنکه یک سازمان بصورت مستمر، به شناسایی و تحلیل عوامل ایجاد شکاف بین وضعیت موجود و وضعیت ایده آل خود اقدام ورزد. خروجی این تحلیل و بررسی،‌ سازمان را یاری خواهد نمود تا با رفع قدم به قدم نقاط ضعف و تمرکز بر روی نقاط قوت، به سمت چشم انداز تدوین شده حرکت نماید.

استقرار چرخه بهره وری

موردی که خبرگان صنعت و دانشگاه این مرز و بوم، بارها و بارها نسبت به آن اظهار نگرانی نموده اند،‌ وضعیت بهره وری کشور در تمامی شاخص های خرد و کلان بهره وری در جنبه های مختلف آنست. وضعیت کلی شاخص ها در مقایسه با استانداردها و بهترین های جهانی چنان فاصله زیادی را نشان می دهد که لزوم شروع حرکت بلادرنگ در جهت پر کردن شکاف موجود را قطعی می سازد. اما چیزی که بیشتر بر نگرانی می افزاید، عمکلرد مقایسه ای کشور در مقابل کشورهایی است که در نگاه اول از لحاظ سطح توسعه یافتگی بسیار ضعیف تر از ما بنظر می رسند.

راه حل در کجاست؟ بنظر میرسد که عدم توسعه یافتگی کشور ما در تمام سطوح فردی، سازمانی و کلان جامعه اصلی ترین عامل برای عملکرد غیرقابل انتظار سازمانهای ایرانی در مقایسه با رقبای خارجی آنها باشد. چیزی که در کشورهایی حتی به مراتب کوچکتر و محروم تر از کشور ما در زمینه ثروت های ملی مورد توجه قرار گرفته است و در نتیجه فرهنگ غلط افزایش سرمایه گذاری برای ایجاد هر توسعه ای، به فرهنگ صحیح ایجاد توسعه از طریق استفاده بهینه تر از ظرفیت های منابع موجود تغییر پیدا نموده است و این یعنی بهبود بهره وری.

خوشبختانه با تحلیل وضعیت بهره وری کشور، زنگ خطر در سطح کلان کشور به صدا در آمده است، بنحویکه سمت و سوی بسیاری از قانون گذاریها و هدایت منابع مالی و حمایتی دولتی، در راستای توسعه کشور از طریق بهبود بهره وری انجام گشته است. ماده 5 برنامه چهارم توسعه،‌ شاهدی بر این مدعاست.

در راستای اهداف توسعه اقتصادی و اجتماعی برنامه های سوم و چهارم توسعه کشور و تدوین قانون نوسازی صنایع، شرکت نوسازی صنایع ایران –وابسته به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران- تاسیس و با وظایف و اهداف بنیادی کمک به بهسازی و نوسازی صنایع کشور، ماموریت یافت نسبت به تهیه و تدوین و اجرای سیاست های کمک به بهسازی و نوسازی و بهبود بهره وری صنایع کشور اقدام نماید.

در راستای این اهداف بطور عام و همچنین ارتقاء شاخص های بهره وری کشور در سطح کلان و صنایع کشور بطور خاص، شرکت نوسازی صنایع ایران اقدام به تعریف، استاندارد سازی،‌ تربیت مشاور و حمایت از واحدهای صنعتی کشور برای استقرار چرخه مدیریت بهره وری نموده است.

چرخه مدیریت بهره وری
منبع : http://www.samanesaz.org/services/industrial-engineering-tools/productivity-cycle/
نظرات ()



ویرایش 2010 مدل تعالی سازمانی EFQM
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٤/٢۳

ویرایش 2010 مدل تعالی سازمانی EFQM

در ویرایش جدید مدل تعالی EFQM مفاهیم بنیادین به صورت محسوسی مورد بازنگری قرار گرفته اند و در حیطه معیارهای مدل آنچه که بیشتر خودنمایی می کند وزن معیارهاست که تغییرات زیادی را شامل شده است.
همچنین در منطق RADAR نیز تغییراتی اتفاق افتاده است که منجر به بهبود کلی آن شده است.

نظرات ()



نیروی انسانی در تعالی سازمانی
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٤/٢۱

  نیروی انسانی در تعالی سازمانی

 

مدل های تعالی سازمانی به عنوان چارچوبی برای ارزیابی عملکرد و سنجش میزان موفقیت سازمان ها در استقرار سیستم های نوین مدیریتی و مدیریت کیفیت جامع، کاربردهای روزافزونی پیدا کرده اند. این مدل ها به عنوان یک زبان مشترک برای مقایسه عملکرد و میزان موفقیت سازمان ها بکار می روند و به این لحاظ، مبنای طراحی جوایز متعددی قرار گرفته اند که در کشورهای پیشرفته صنعتی و کشورهای در حال توسعه به سازمان های برتر اعطاء می شود.
یکی از معیارهای مهم در ارزیابی مبتنی بر مدل های تعالی سازمانی، کارکنان و منابع انسانی می باشند. در واقع، سازمان ها با هدف گذاری های همسو با اهداف استراتژیک خود، در حوزه منابع انسانی و تعریف و اجرای رویکردها و فرآیندهای مناسب، تلاش می کنند تا در یک سیستم یکپارچه، به سمت تعالی حرکت کنند.
بسیاری از سیستم ها و ابزارهای مدیریتی که طی دهه های اخیر برای ارتقای سطح مدیریت به سازمان ها معرفی شده اند، روش هایی برای شناخت و ارزیابی به شمار می روند. برخی از آنها روی محصول یا بخش خاصی از سازمان متمرکز شده و برخی دیگر، فرآیند خاصی را مورد توجه قرار می دهند. برخی از سیستم ها نیز مدعی اند که بر تمامی ابعاد و زوایای سازمان اشراف داشته و آن را به طور فراگیر مورد ارزیابی قرار می دهند و شناخت جامعی از سازمان ارایه می کنند.
امروزه تمایل به بکارگیری یک سیستم جامع برای ارزیابی سازمان و بنا کردن برنامه های بهبود براساس شناخت حاصل از بکارگیری آنها روندی رو به افزایش نشان می دهد. یک نظام ارزیابی جامع دارای ویژگی هایی است که از آن جمله می توان به جامع بودن معیارها و شاخص ها و امکان پذیر بودن ارزیابی کمّی آنها، فرآیندگرایی و ارزیابی فرآیندها (به جای اینکه فقط به خروجی فرآیند بپردازد)، ارتباط منطقی و ساختاری متقابل معیارها، توجه به بهبود مستمر و حرکت به سمت تعالی اشاره کرد.


منابع انسانی در مدل تعالی سازمانی

معیار کارکنان از این زاویه به اهمیت نقش نیروی انسانی می نگرد که سازمان های متعالی تمامی توان بالقوه کارکنان خود را در سطوح فردی، تیمی و سازمانی اداره کرده، توسعه بخشیده و از آن بهره می گیرند. این سازمان ها عدالت و برابری را ترویج کرده، کارکنان را در اداره امور مشارکت داده و به آنها تفویض اختیار می کنند. در واقع، این سازمان ها به گونه ای به کارکنان خود توجه کرده، با آنها ارتباط برقرار ساخته و آنها را مورد تشویق و تقدیر قرار می دهند که در آنها انگیزه و تعهد برای استفاده از مهارت و دانششان در جهت منافع سازمانی ایجاد شود.
معیار نتایج کارکنان تأکید دارد که سازمان های متعالی به طور فراگیر، نتایج مهم مرتبط با کارکنان خود را اندازه گیری کرده و به آنها دست یابند. نتایج کارکنان به دو طریق اندازه گیری شده و مورد ارزیابی قرار می گیرند:

الف) مقیاس های ادراکی که بیانگر ادراکات کارکنان از سازمان هستند و به طور عمده از طریق نظرسنجی ها، گروه های نمونه، مصاحبه ها و ارزیابی ها به دست می آیند.
ب) شاخص های عملکردی که شاخص های داخلی بوده و توسط سازمان به منظور پایش، شناخت، پیش بینی و بهبود عملکرد کارکنان سازمان و پیش بینی نوع برداشت های آنها از سازمان بکار گرفته می شود.

فرآیندها و زیرفرآیندها

امروزه بسیاری از متفکران و سازمان های تخصصی، فرآیندهایی را که در توسعه منابع انسانی و مدیریت آن بکار گرفته می شوند، تعریف و دسته بندی کرده اند. لذا سازمان ها می توانند با در نظر گرفتن شرایط ویژه و فرهنگ سازمانی خود، نسبت به انتخاب و بکارگیری آنها اقدام نمایند. در ذیل، دسته بندی فرآیندها و زیرفرآیندها در حوزه توسعه و مدیریت منابع انسانی توسط مرکز بهره وری و کیفیت آمریکا آورده شده است.

ایجاد و مدیریت برنامه ریزی، خط مشی و استراتژی های منابع انسانی، شامل مدیریت، هم راستایی و ارایه استراتژی منابع انسانی، ایجاد، توسعه و استقرار برنامه های منابع انسانی و پایش و به روزرسانی برنامه ها.
جذب، شناسایی و انتخاب کارکنان که در این راستا، ایجاد و توسعه درخواست های استخدام، جذب داوطلبان، غربال و انتخاب داوطلبان، مدیریت تعیین صلاحیت قبل از بکارگیری، مدیریت بکارگماری نیروهای جدید و پیگیری از داوطلبان ضروری به نظر می رسد.


توسعه کارکنان و حمایت از آنها از طریق مدیریت ورود، تعیین موقعیت و استقرار کارکنان، مدیریت عملکرد کارکنان، مدیریت ارتباطات کارکنان، مدیریت توسعه کارکنان، آموزش و توسعه کارکنان و مدیریت استعداد وخلاقیت کارکنان.
جبران خدمات و حفظ کارکنان که براساس آن توسعه و مدیریت برنامه های انگیزش، تشویق و پاداش دهی، مدیریت و پرداخت مزایا، مدیریت، مساعدت و حفظ و نگهداشت کارکنان و مدیریت پرداخت حقوق طبق لیست حقوق بگیران می توانند نقش مؤثری در افزایش بهره وری نیروی کار داشته باشد.
بکارگماری مجدد و بازنشستگی کارکنان که مدیریت فرآیند و ارتقاء و تنزل، مدیریت ترک خدمت ها، مدیریت مرخصی ها، ایجاد و استقرار برنامه اخراج کارکنان، مدیریت آرایش و استقرار کارکنان، تعیین مجدد موقعیت کارکنان و مدیریت انتصاب ها، مدیریت بازنشستگی و کاهش تعداد کارکنان استخدامی، مدیریت کارکنان غیربومی و مدیریت فرآیند تعیین موقعیت مجدد کارکنان از مراحل و اقدامات مهم در این راستا به شمار می روند.
مدیریت اطلاعات کارکنان که عمدتاً به وسیله مدیریت فرآیندهای گزارش دهی، مدیریت فرآیند درخواست کارکنان، مدیریت و نگهداری داده های مرتبط کارکنان، مدیریت محتوای داده ها، مدیریت سیستم های اطلاعاتی منابع انسانی HRIS) (،ایجاد، توسعه و مدیریت شاخص های اندازه گیری کارکنان، ایجاد، توسعه و مدیریت زمان و حضور کارکنان و مدیریت ارتباط کارکنان صورت می گیرد.

منبع : http://www.iraneconomics.net/fa/articles.asp?id=1398&magno=80

نظرات ()



توانمند سازی شرکت‌ها
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٤/۱۸

بسمه تعالی

طرح پیشنهادی

 توانمند سازی شرکت‌ها و اتحادیه‌های  تعاونی

صدیقه خوشه چین بهار

رییس اداره تعاونیهای صنعتی
مقدمه:

در محیط رقابتی امروز توانمند سازی یکی از ابزارهای نوین برای کمک به مدیران در جهت تعالی سازمانها وتوسعه بازارهاست. توانمند سازی را می توان تقویت منابع ونیروهای انسانی در جهت اثر بخشی وکارآیی فعالیتهای سازمان تعریف نمود.توانمند سازی با واژه های ارتقاء،بهبود،تواناسازی وتوسعه مترادف است.ازجمله ابزارهای لازم جهت توانمند سازی اصلح ساختارهای مدیریت واخذ آموزشهای لازم وتلاش درجهت ارتقاء کیفیت وبهره وری وتعالی فعالیتهاست.

امروزه استانداردهای جدیدی که به  "مدیریت کیفیت" موسوم است فقط به نتیجه محصول نهایی بسنده نمی کند، بلکه یک خط تولید را از ابتدا تا انتها زیر نظر می گیرد. این  نوع مدیریت، برنامه ریزی، هدفمندی و پویایی را به بخش های سازمانی هدیه  می دهد.

اکنون استفاده از شیوه های نوین مدیریت برای واحدهای اقتصادی و سازمانها به یک ضرورت تبدیل شده و مدیریت کیفیت به عنوان مهمترین و فراگیرترین این شیوه‌ها، توانسته است با ارائه روشها و الگوهای مناسب،  سازمانها را در ارائه محصولات و خدمات با کیفیت بهتر و هزینه کمتر یاری کرده و در نتیجه ضرورت به کارگیری آنها هر چه بیشتر نمود یافته است.

مدیریت کیفیت طبق تعریف استاندارد ایزو 2000: 9000 به این شرح بیان می شود: "فعالیتهای هماهنگ شده جهت هدایت و کنترل یک سازمان از نظر کیفیت". هدایت و کنترل از نظر کیفیت عموماً شامل برقراری خط مشی کیفیت، اهداف کیفیت، طرح ریزی کیفیت، کنترل کیفیت، تضمین کیفیت و بهبود کیفیت می‌باشد.

در کنار اصلاح ساختارهای مدیریتی  تلاش جهت افزایش بهره وری ورشد وتعالی سازمانی از جمله عوامل موثر در توانمند سازی شرکتهاست.بهره وری ازنظر علمی به معنای انجام در ست کاردرست بطور مستمراست یعنی کارآیی واثر بخشی در انجام امور.

تعبیر عملیاتی بهره وری نیز مقایسه ستانده های سیستم  به نهاده های آن است. در واقع بهره وری استفاده موثر وبهینه از هریک از منابع مالی،مادی،انسانی وسرمایه است که منجر به کاهش هزینه‌ها، استفاده بهینه از زمان،افزایش کیفیت وبهبود کیفیت می شود.

مجموعه عوامل فوق منجر به افزایش سطح کیفیت محصول، رضایت مشتری،توسعه بازارها،افزایش درآمد وفروش،بهره برداری بهینه از نیروی کار،سرمایه،تجهیزات وداراییها وظرفیتهای بلااستفاده شده وبا کاستن از  کاهش قیمت تمام شده،کاهش ضایعات ودوباره کاریهاوبرگشت محصول و...موجب رشد وتوسعه فعالیت شرکتها می شود.

درواقع افزایش بهره‌وری و ارتقاء کیفیت محصولات و خدمات منجر به استفاده بهینه از منابع، ایجاد فرصت‌های شغلی جدید،  افزایش صادرات و درآمدهای ارزی کشور، توسعه بازار و تقویت و جلب سرمایه،‌کاهش هزینه‌ها و بهبهود کیفیت و ایجاد و امکان رقابت در سطوح مختلف داخلی و بین‌المللی خواهد شد.

با عنایت به مواردفوق توانمند سازی تعاونیها به سیستمهای مدیریت کیفیت به منظور شناخت مسایل ومشکلات شرکت  تعاونی وتحلیل وبررسی نقاط قوت ،نقاط ضعف، فرصتها وتهدیدها به منظور شناسایی عارضه ها، وانجام اقدامات لازم جهت بهبود کیفیت وبهره وری درآنها همچنین ارایه آموزشهای وارتقاء مهارتهای مدیریتی در آنهاضروری است.


ضرورت توانمندسازی:

 

ازجمله ابزارهای نوین برای کمک به مدیران در جهت تعالی سازمانها،توانمند نمودن آنها به دانش و مهارتهای مدیریتی وارایه آموزشهای لازم به آنهاست. یکی از موضوعاتی که موجب افزایش توان رقابتی می‌گردد سطح کیفیت محصول است. کیفیت بالاتر سازمان را قادر می‌سازد که رضایت مشتری را افزایش داده، سهم بازار و فروش و درآمد افزایش یافته و میزان خطا و دوباره کاریها و ضایعات تولید کاهش یابد.برنامه های بهبود کیفیت  از طریق مدیریت کیفیت منجر به کاهش قیمت تمام شده ،کاهش ضایعات،استفاده صحیح از داراییها ،کاهش ظرفیت بلا استفاده شده ومنجر به ایجاد ارزش افزوده ،بالا رفتن کیفیت محصول،ارتقاء درآمدها وافزایش فروش می شود.

بطور کلی دلایل عمده پایین بودن کیفیت محصولات و خدمات در کشور را می‌توان به شرح ذیل بیان نمود.

*        ساختار توسعه نیافته و وابسته ایران به نفت و وجود اقتصاد تک محصولی در کشور

*        درونگرایی شدید و توجه به تولیدات و ارائه خدمات جهت ارائه در بازارهای داخلی

*        عدم مدیریت نوین در روشهای تولید و ارائه خدمات

*        عدم رعایت استانداردهای مدیریتی و صنعتی در کلیه سطوح

*        سطح پایین مهارتهاواطلاعات در زمینه محصول،فرایند،مدیریت وبازاریابی

 از طرفی بدلیل آنکه اقتصاد کشور تحت تأثیر بخش عمومی قراردارد که در آن دولت نقش اصلی را در اقتصاد کشور ایفامی کند و با توجه به سهم بالای بخش عمومی دولت در تولید ناخالص داخلی و درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام، در مدیران انگیزه کافی برای بهره‌وری وجود ندارد.بهره‌وری استفاده مؤثر و بهینه از هریک از منابع مادی، مالی، انسانی و سرمایه است. می توان گفت اصلاح ساختارهای مدیریتی و افزایش بهره ور‌ی از جمله عواملی هستند که نه تنها موجب بهبود کیفیت محصولات و خدمات می‌گردد بلکه موجب بقاء و دستیابی به مزیتهای رقابتی برای شرکتها می‌گردد.ارتقاء کیفیت وبهره وری وتعالی سازمانی راهکار اساسی رقابت جهانی به شمار می‌روند .توفیق در پاسخگویی به نیاز های مشتریان در حوزه های قیمت،کیفیت،تنوع در محصول وارایه خدمت وتداوم این پاسخگویی نیازمند توانمند سازی وارتقاءوبهبود کیفیت وتوسعه سیستمهای مدیریتی است .

امروزه شرکتهایی موفق هستند که با توجه به پتانسیلها و توانائیهای بالقوه،‌ آگاهانه برای عبور از بحرانها و تهدیدهای پیش رو تصمیم‌گیری نمایند. شیوه‌های گوناگون مدیریت، افزایش بهره‌وری و کارآرایی و همچنین شیوه‌های متفاوت بازاریابی و بهبود خدمات رسانی به مشتریان و ارتباط با کارکنان نیازمند بازنگری و تغییر در روشهای سنتی مدیریت است.

از جمله اقدامات پیشنهادی در ابعاد مختلف می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

*        تغییر و متنوع سازی در بهره‌وری و توجه از تمرکز بر هزینه‌ها به کارآیی و فرآیندگرایی

*        استقرار روشهای مدرن بهره‌وری و بهبود کیفیت در تمامی فرآیندها با هدف بهبود مستمرودائم

*        علمی ـ کاربردی شدن مدیریت نویت در بخشهای مختلف تولیدی و حذف دیدگاههای سنتی و کهنه

*        رعایت الزامات کیفی و زیست محیطی و استانداردهای مربوطه و اخذ گواهینامه‌های مربوطه

*        استقرار چرخه بهره‌وری به منظور بهره‌برداری بهینه از منابع مادی، مالی، انسانی و سرمایه

*        حمایت از تولیدات از مرحله سرمایه‌گذاری تا مرحله بهره‌برداری و فروش صادرات با نگرش مقررات زدایی و رفع موانع

*        کمک به توسعه و نوآوری در تولید شامل طراحی و بسته‌بندی

*        اخذ آموزش ومهارتهای لازم توسط مدیران وکارکنان شرکتها

ارتقاء کیفیت و بهره‌وری در بخش تعاون:

 

با توجه به سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری جهت دستیابی بخش تعاون به 25 درصد اقتصاد کشور تا پایان برنامه پنجم توسعه و اینکه 6/3 درصد از رشد تولید ناخالص داخلی طی برنامه چهارم توسعه تعاون باید از طریق بهره‌وری حاصل شود ضرورت اجرای سیاستهای منطبق با اهداف مذکور ضروری است.

*        از جمله راهبردهای اشاره شده در سند توسعه بخش تعاون می‌توان به ارتقاء بهره‌وری و توسعه و بهبود مدیریت تعاونیها و تسهیل دسترسی آنها به دانش روز،‌ مهارتها و نیروی انسانی متخصص و توانمندسازی بخش تعاونی بر ایفای فعالیتهای گسترده و اداره بنگاههای اقتصادی بزرگ، ارتقاء ظرفیتها و توانمندیهای رقابتی تعاونیها در سطح ملی و بین‌المللی و حمایتهای لازم به منظور افزایش کارآمدی و توانمندسازی تعاونیها و حمایت از توسعه صادرات و ارتقاء کیفیت محصولات اشاره نمود.

*        ماده (5) قانون برنامه چهارم توسعه جهت تحقق اهداف و شاخصهای کمی مربوط به ارتقاء بهره‌وری کل عوامل تولید و تحول کشور از یک اقتصاد نهاده محور به یک اقتصاد بهره‌ور محور به نحوی که سهم بهره‌وری کل عوامل در رشد تولید ناخالص داخلی حداقل به 3/31 درصد برسد ، متوسط رشد سالانه بهره‌وری نیروی کار، سرمایه کل و عوامل تولید به مقدار حداقل 5/3، 1 . 5/2 درصد راتعیین نموده است.

*        بند (ب) ماده 102 قانون برنامه چهارم توسعه مبنی بر ارتقاء بهره‌وری و توسعه و بهبود مدیریت تعاونیها

*        وظایف دفتر تعاونیهای تولیدی در رابطه بامطالعه و بررسی در رابطه با  بهبود روش‌هاواقدامات لازم در جهت بهبود روش‌های انجام کار و افزایش کیفیت تولیدات تعاونیها

*        درسیاستهای راهبردی وزارت تعاون نیزجهت افزایش بهره وری در تعاونیهابرنامه اجرایی استانداردسازی مدیریت وحمایت از ارتقاءکیفیت مدیریت تعاونیهابا عناوین فعالیتهای اجرایی کمک به تدوین استقرارچرخه بهره وری در تعاونیها،برگزاری همایشها ودوره های ترویجی به منظور افزایش بهره وری در تعاونیها، کمک به عارضه یابی ورفع مشکلات مدیریتی تعاونیها،کمک به اخذ استانداردهای مدیریت کیفیت ایزو ومدلهای تعالی سازمانی  و...پیش بینی وابلاغ شده است.

دراین راستا دفتر تعاونیهای تولیدی طرح پیشنهادی توانمند سازی تعاونیها راجهت دسترسی به اهداف ذیل ارایه نموده است:

*        افزایش توان رقابت‌ پذیری شرکتهای تعاونی

*        ارتقاء کمی و کیفی محصولات و خدمات تعاونیها

*        تسهیل دسترسی به بازارهای هدف

*        افزایش بهره‌وری عوامل تولید در تعاونیها

*        پیاده سازی سیستم‌های مدیریت کیفیت مطابق با استانداردهای جهانی

*        عارضه‌یابی و رفع مشکلات مدیریتی تعاونیها

*        ارتقاء سطح دانش وارایه آموزشهای مدیریتی لازم به تعاونیها

 

 


طرح توانمند سازی تعاونیها:

 

اهمیت ارتقاء کیفیت و بهره‌وری در بسیاری از کشورها بعنوان یک ضرورت مطرح و جوایزی برای دستیابی شرکتها به اهداف متعالی آن پیش‌بینی شده است. از جمله جایزه ملی کیفیت مالکولم بالدریج در آمریکا که درخصوص شرکتهای ساخت و تولید، شرکتهای خدماتی و همچنین سازمانهای تجاری کوچک می‌باشد. جایزه کیفیت EFQM اروپا درخصوص تعالی سازمانی و همچنین جایزه ملی کیفیت ایران INQA می‌باشد.

 در سنوات گذشته بخشی از هزینه‌ اخذ استاندارهای ISO  توسط موسسه استاندارد پرداخت می‌شده است و سیاستهای وزارت تعاون نیز بر حمایت از شرکتهای تعاونی جهت ارتقاء کیفیت و بهره‌وری فعالیتها بوده که ازسال 80در وزارت تعاون شروع شده و در سال 84 منجر به انعقاد تفاهمنامه ها ی  مختلف با شرکت نوسازی صنایع ایران وشرکت بازرسی کیفیت واستاندارد ایران شده است.

وزارت تعاون با برقراری مشوقهای لازم برای تعاونیها از قبیل اعطاء کمکهای بلا عوض جهت استاندارد سازی مدیریت  واخذ استانداردهاوسیستمهای مدیریت کیفیت ایزو،عارضه یابی وبررسی بحرانها ومشکلات تعاونیها،استقرار چرخه بهره وری واجرای مدلهای تعالی سازمانی سیاست  توانمد سازی تعاونیها به ابزارها وسیستمهای نوین مدیریت راپیگیری می نماید.

ارتقاء کیفیت وبهره وری با هدف رقابت پذیری تعاونیها امری اجتناب ناپذیر است وضروری است در کنار توجه به افزایش کمی وگسترش تعداد تعاونیها به بعد کیفیت در آنها نیز توجه جدی شود.چراکه کم توجهی به این بحث موجب هدر رفتن سرمایه های مادی،مالی وانسانی وبیکار شدن جمعیت شاغل در این بخش خواهد شد.

 


مدل پیشنهادی:

 

مدلی که برای توانمند نمودن وحمایت از تعاونیها  پیشنهادشده عبارت است  از تشکیل "ستاد ارتقاء کیفیت وتوانمند سازی بخش تعاون"  جهت پیگیری امور مربوط به ارتقا کیفیت و بهره‌وری تعاونیها که به ریاست معاونت محترم نظارت وبهره برداری ودبیر خانه ای دفتر تعاونیهای تولیدی  وهمکاری مدیران کل محترم دفاتر تخصصی ستادی و استانها تشکیل خواهد شد.

اجرای طرحهای مختلف ارتقا کیفیت وبهره وری با همکاری شرکتهای صاحب صلاحیت انجام خواهد پذیرفت ودر صورت موافقت، نسبت به تعیین عامل چهارم برای اجرا وپیگیری امور واگذار شده از سوی ستاد اقدام خواهد شد.

در این راستا اخذ استانداردهای مدیریتی وسایر گواهینامه های بین المللی مرتبط از نتایج ملموس کار می باشد .همچنین ایجاد مراکز کلینیکال وهسته های مشاوره به تعاونیها وانعکاس نتایج آن به وزارت تعاون پیش بینی می شود برگزاری همایش ودوره های آموزشی جهت ارتقا سطح دانش مدیران تعاونیها وهمکاران در گیر موضوع نیز از سایر اقدامات می باشد.

 

اهداف ستاد:

اهدافی که برای  ستادارتقاء کیفیت وتوانمد سازی بخش تعاون درنظر گرفته شده به شرح ذیل می باشد:

1.     ارتقاء کیفیت  وتوانمند سازی تعاونیها

2.     ایجاد هماهنگی در فعالیتهای مربوط به ارتقاء کیفیت و توانمند سازی بخش تعاون

3.     استانداردسازی مدیریت تعاونیها

4.     استفاده بهینه از منابع مادی و نیروی انسانی در راستای استقرار چرخه بهره‌و ری در تعاونیها

5.     عارضه‌یابی و جلوگیری از بحرانهای وارده به تعاونیها

6.     تشویق، ترغیب و حمایت از فعالیت‌های ارتقاء کیفیت وتوانمند سازی تعاونیها

7.     افزایش آگاهی وحساس سازی مدیران تعاونیها

8.     استفاده از تسهیلات و امکانات سایر دستگاهها در ارتباط  با ارتقاء کیفیت و بهره‌وری

 

وظایف ستاد:

ازجمله اقدامات ووظایف در نظر گرفته شده برای ستاد موارد ذیل می باشد:

1.     سیاستگذاری و تعیین خط مشی‌ها و برنامه‌های ارتقاء کیفیت وتوانمند نمودن بخش تعاون

2.     بررسی توانمندیها و ظرفیتهای بخش تعاون جهت ارتقاء کیفیت و بهره‌وری در شرکتهای تعاونی

3.     تهیه و ارائه طرحهای ساختاری مناسب جهت افزایش کیفیت و توانمند سازی بخش تعاون

4.     تهیه و ارائه طرح جهت استفاده از تسهیلات و اعتبارات در اختیار بخش تعاون

5.     پیگیری جهت تخصیص اعتبارات به طرحهای ارتقاء کیفیت وتوانمد نمودن تعاونیها و اجرای پروژه‌های مذکور

6.     پیشنهاد تهیه و اجرای طرحهای تحقیقاتی و برنامه‌های آموزشی برای رشد، بهبود و ارتقاء کیفیت و توانمند سازی بخش تعاون

7.     برنامه ریزی لازم برای برگزاری همایش‌ها و کارگاههای آموزشی در زمینه‌های مرتبط

8.     هماهنگی و برنامه‌ریزی برای جلب مشارکت و تشویق شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی جهت اجرای طرحهای مرتبط در آنها

9.     برنامه‌ریزی و هماهنگی با ادارات کل تعاون استانها جهت اجرای مصوبات ستاد

10.                      پیشنهاد برنامه سالانه ارتقاء کیفیت وتوانمند سازی بخش تعاون

11.                      هماهنگی با سایر دستگاهها جهت استفاده از منابع در اختیار و انعقاد تفاهمنامه با آنها

12.                      بررسی پیشنهاد‌های واصله از شرکتها و تعیین عامل چهارم برای وزارت تعاون جهت اجرای پروژه‌های مزبور حسب مورد.

 

درذیل به برخی اقداماتی که از طریق ستاد قابل پیگیری است می پردازیم:

 

استقرار مدیریت کیفیت واخذ استانداردهای ملی وبین المللی:

استانداردها واستاندارد سازی  برپایه های دانش  و فناوری بنیانگذاری شده که این دو درپیشرفت صنعت واقتصاد نقش بسزایی دارند.دراین راستا باید تلاش نموددر افزایش سطح کیفیت محصولات به فناوریهای پیشرفته تولید محصول نایل آمد.سرمایه گذاری در جهت بهبود کیفیت کالاهای تولیدی برای پاسخ گویی به نیاز های مصرف کنندگان داخلی وراهیابی به بازارهای جهانی وکاهش واردات مهمترین اصل در خط مشی توسعه اقتصادی هر کشوراست. انگیزه ها و علل استقرار سیستم کیفیت از جمله عبارتند از :

1. جلب رضایت مشتری و برآورده کردن انتظارات روز افزون مشتریان

2. توسعه تجارت جهانی

3. دریافت گواهی نامه بعنوان ابزار بازاریابی بهتر

4. دستیابی به منافع بیشتر نسبت به رقبای اقتصادی

5.  بهبود مداوم کیفیت

6.  کاهش ضایعات

7. انجام به موقع تعهدات

8. افزایش انگیزه های کاری

دراین رابطه به برخی سیستمهای مدیریت کیفیت و استانداردهای داخلی مبتنی بر تطابق کیفیت محصولات وخدمات با استانداردهای مربوطه اشاره می کنیم:

  استقرار مدیریت کیفیت و اخذ استاندارد های ملی وبین المللی  ،اخذ استانداردهای ملی برای کالاهای مشمول استاندارد اجباری، پیاده سازی استانداردهای مدیریتی ISO9000 ،پیاده سازی استانداردهای زیست محیطی ISO14000، پیاده سازی استانداردهای صنعت خودرو ISOTS، پیاده‌سازی استانداردهای صنایع غذایی HACCP،پیاد سازی استاندارد های صنایع پزشکیISO13845، اجرای سیستم جامع نگهداری وتعمیرات،اجرای سیستم جامع فروش وخدمات پس از فروش،اجرای سیستم جامع برنامه ریزی تولید وکنترل موجودی،اجرای سیستم حسابداری ،اجرای سیستم کاهش قیمت تمام شده،اجرای سیستم مدیریت وکنترل پروژه، اجرای سیستم های بازار یابی، اجرای سیستم ارزیابی رضایت مشتری،اجرای سیستم اطلاعات مدیریت،مدل تعالی سازمانی،شش سیگما ، 5 اس، استقرار چرخه بهره وری و...سایر سیستمهای مدیریتی.

 

عارضه یابی:

 از جمله اقدامات قابل ارایه برای تعاونیهاعارضه یابی وارزیابی و بررسی مشکلات وعارضه‌های وارده بر تعاونیها وبررسی راهکارهای برون رفت از آن می باشد که با تجزیه وتحلیل نتایج عملکردی شرکت وشناسایی عارضه هادر حوزه های مختلف عملیاتی وانجام مطالعات محیطی وحوزه های مرتبط با کسب وکار ،روشهای اجرایی وراهکارهای لازم جهت رفع این عارضه ها ارایه خواهد شد. 

 

برگزاری همایشهای استانی:

برگزاری همایش‌های توجیهی استانی جهت ترغیب و تشویق تعاونیهاوآشنایی وجلب همکاری مدیران آنها به منظور اجرای طرحهای ارتقاء کیفیت و بهره‌وری با همکاری موسسات و شرکتهای خدمات مشاوره ای مورد تایید از دیگر اقدامات پیشنهادی می باشد.

 

اجرای کارگاهها ودوره های آموزشی:

در این خصوص نسبت به برگزاری کارگاههاودوره های آموزشی برای دوگروه مدیران  تعاونیها  وکارشناسان مربوطه جهت آشنایی با مفاهیم مربوطه وحساس سازی آنها اقدام میشود

برگزاری دوره‌های آموزشی در زمینه استانداردهای مدیریتی ایزو ، ومدلهای تعالی سازمانی‌، آموزش ابزارها وسیستمهای مدیریت و...حسب مورد انجام خواهد شد.

 

اخذ مشاوره و ایجادکلینیکهای مشاوره‌ای برای تعاونیها در تعدادی از استانهای منتخب کشور:

در این خصوص پیشنهاد می‌شود وزارت تعاون با انعقاد قرارداد با شرکتهای خدمات مشاوره‌ای توانمند نسبت به معرفی مراکزی به تعاونیها جهت مراجعه و اخذ مشاوره‌های لازم و ارائه راهکارهایی بصورت مقطعی جهت رفع مشکلات اقدام نماید.

در این رابطه تعاونیها به صورت موردی واختصاصی می توانند در زمینه مسایل ومشکلات تعاونی ویا عارضه یابی وارزیابی وراهکارهای رفع مشکلات ویا استقرارسیستمهای مدیریت کیفیت در واحد خود وکسب راهنمایی لازم اقدام نمایند

درقالب این مراکز تعاونیها قادر خواهند بودکه بدون نیاز به سرمایه گذاریهای سنگین  به صورت گروهی یا مشارکت جمعی نیز علاوه بر کسب مهارتهای لازم وتنظیم برنامه وفعالیتهای اجرایی نسبت به انتقال وتبادل دانش فنی وموفقیتها به اعضای دیگر گروه  بصورت مشترک از کارگاهها ی مشاوره وآموزشی لازم در موارد مورد نیاز بهره برداری نمایند

پیشنهاد می‌شود در تعدادی از  استانهای منتخب کشور بصورت منطقه‌ای نسبت به ارائه خدمات به تعاونیها از طریق مراکز مزبور اقدام شود.


 

نظرات ()



مدل تعالی سازمانی
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٤/۱۸

 

مدل تعالی سازمانی 

 چارچوبی  روشمند برای ارزیابی عملکرد  سازمان ها  در  دو  حوزه  فرآیند ها و  نتایج حاصل از این فرآیند ها است.  دستاوردهای حاصل از ارزیابی در این مدل عبارتست از  نقاط قوت سازمان و زمینه های قابل  بهبود  آن  که برای  دستیابی به  بهبودها  فهرستی از برنامه های اولویت بندی شده را نیز پیشنهاد می کند. بر اساس آموخته های مدیریت کیفیت جامع (TQM)، توجه به ارزش ها و مفاهیم بنیادین  هشت گانه به شرح زیر، لازمه موفقیت و ایجاد بهبود مستمر سازمان ها است :

    

• نتیجه گرایی
• مشتری مداری
• رهبری و ثبات در مقاصد
• مدیریت مبتنی بر فرآیندها و واقعیت ها
• توسعه و مشارکت کارکنان
• یادگیری، نوآوری و بهبود مستمر
• توسعه همکاری های تجاری
• مسؤولیت های اجتماعی سازمان

ارزش ها و مفاهیم هشت گانه فوق پایه های اصلی برنامه ریزی و استقرار سیستم ها را تشکیل می دهند و برای شناخت وضعیت عملکردی سازمان ها باید از معیارهایی بهره گرفت که ارتباط تنگاتنگی با مفاهیم فوق الذکر داشته باشند،    معیارهایی که توسط آنها، میزان تحقق هشت مفهوم    بنیادین و میزان موفقیت سازمان در دستیابی به نتایج را بتوان اندازه گیری کرد.

ارزش ها و مفاهیم بنیادین تعالی، که در ادامه تشریح خواهند شد، بدون توجه به نوع فعالیت  و اندازه سازمان ها، برای کلیه آنها قابل استفاده بوده و مدل تعالی سازمانی را پشتیبانی می کنند.

1- نتیجه گرایی

  تعالی دستیابی به نتایجی است که رضایت کلیه ذینفعان سازمان را در بر داشته باشد.

در محیط پر تغییر دنیای امروز، سازمان های متعالی همواره و به سرعت در برابر تغییر  نیازها و انتظارات ذینفعان، چابک، منعطف و پاسخگو هستند. سازمان های  متعالی    نیازها و انتظارات  ذینفعان خود را اندازه گیری و پیش بینی کرده، تجربیات و ادراکات آنها را   نظاره و عملکرد سایر سازمان ها را بررسی می کنند. در این سازمان ها، اطلاعات مربوط به ذینفعان    فعلی و آینده، جمع آوری شده  و به منظور تعیین، به کارگیری و بازنگری خط مشی ها، استراتژی ها، اهداف،   مقاصد، شاخص ها و  برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت مورد استفاده قرار می گیرد.  این اطلاعات  می تواند  در دستیابی به مجموعه متوازنی از نتایج مورد انتظار ذینفعان کمک کند.

2- مشتری مداری

تعالی، خلق ارزش های مطلوب مشتری است.سازمان های متعالی، مشتریان خود را می شناسند و آنها را به  خوبی درک می کنند،  زیرا مشتریان قضاوت کنندگان نهایی کیفیت محصولات و خدمات هستند.

همچنین درک می کنند که حصول به وفاداری، ماندگاری و سهم بازار، از طریق تمرکز بر  خواسته  ها و انتظارات فعلی و بالقوه مشتریان افزایش می یابد. این سازمان ها پاسخگوی خواسته ها   و  انتظارات فعلی مشتریان خود هستند. هر کجا که مناسب باشد، مشتریان خود را به منظور بهبود    اثر بخشی پاسگویی ها، تقسیم بندی و دسته بندی می کنند، فعالیت های رقبا را بررسی و نظاره کرده  و مزیت رقابتی خود را درک می کنند، به گونه ای موثر خواسته ها و انتظارات   آینده   مشتریان   را پیش بینی کرده و در جهت دستیابی و در صورت امکان ارتقاء و افزایش آنها اقدام می کنند. چنین سازمان  هایی تجربیات و ادراکات مشتریانشان را بررسی و بازنگری کرده و در صورتی که اشتباهی رخ  داده  باشد ، به سرعت به اصلاح موثر آن می پردازند. این  سازمانها به  برقراری و حفظ  رابطه ای  متعالی  با مشتریانشان اقدام می کنند.

3- رهبری و ثبات در مقاصد

تعالی، رهبری دور اندیش و الهام بخش، همراه با ثبات در مقاصد است.سازمان ها متعالی، رهبرانی دارند که سمت و سوهای روشنی برای سازمان خود  تعیین و  ارائه می کنند. این رهبران، سایر رهبران سازمان را متحد کرده و آنها را برای به  حرکت   در آوردن   مارکنانشان ترغیب می کنند. ارزش ها، اصول اخلاقی، فرهنگ و ساختار اداری را به گونه  ای در سازمان   مستقر می کنند که هویت و جذابیت واحدی در ذهن ذینفعان ایجاد کند. در سازمان های متعالی،   رهبران در سطوح مختلف، سایر کارکنان را بطور مداوم به سمت تعالی به حرکت  در می آورند،    بگونه ای که به عنوان الگویی شاخص برای رفتار و عملکرد شناخته می شوند. آنها با تقدیر از ذینفعان و همکاری با آنان در اجرای فعالیت های بهبود مشترک، به رهبری سازمان  می پردازند. در تلاطم ها با ثبات قدمی در قبال مقاصد سازمان اطمینان خاطر   ذینفعانشان را  جلب   می کنند. در چنین شرایطی، توانمندی های خود را در سازگار نمودن جهت گیری  های  سازمانی در  قبال تحرکات و تغییرات سریع محیط خارجی، نشان می دهند و کارکنانشان را با خود همراه می کنند.

4- مدیریت مبتنی بر فرآیندها و واقعیت ها

تعالی، مدیریت سازمان از طریق مجموعه ای از سیستم ها، فرآیندها و واقعیت های مرتبط و به هم پیوسته است.سازمان های متعالی، دارای سیستم مدیریت   مؤثری هستند که بر مبنای آن خواسته ها و  انتظارات کلیه ذینفعان برآورده می شود. اطمینان از    اجرای نظام مند خط مشی ها، استراتژی ها،  اهداف  و برنامه های سازمان، از طریق مجموعه ای شفاف و یکپارچه از فرآیندها تضمین می شود. این فرآیندها به گونه ای مؤثر جاری سازی و مدیریت شده و همواره بهبود می یابند. تصمیم گیری بر اساس اطلاعات واقعی و قابل اطمینان از عملکرد حال و مورد انتظار،    توانمندی های فرآیندها و سیستم ها، خواسته ها، انتظارات و تجربیات ذینفعان و همچنین عملکرد سایر سازمان ها  از جمله  رقبا، انجام می شود.ریسک ها و مخاطرات، بر اساس شاخص های مناسب عملکردی، شناسایی شده و به  شکلی مؤثر مدیریت می شوند. سازمان ها با روش های کاملا حرفه ای اداره می شوند و تمامی الزامات  بیرونی را ارضاء نموده و حتی از آن فراتر نیز می رود.شاخص های پیش گیرانه مناسب، تعریف و به کار گرفته  می شود  تا  اطمینان  خاطر  کلیه  ذینفعان تأمین و حفظ ش.د.

5- توسعه و مشارکت کارکنان

تعالی، حداکثر نمودن مشارکت کارکنان از طریق توسعه و دخالت دادن آنها در امور است. سازمان های متعالی  ، شایستگی  های  لازم  حال   و  آینده  جهت به اجرا در آوردن خط مشی ها، استراتژی ها، اهداف و برنامه ها را شناسایی و درک می کنند. آنها با جذب و توسعه کارکنانشان، به شایستگی های مورد نظر دست یافته و آنان را  فعالانه  و  مثبت ، به گونه ای  همه جانبه حمایت می نمایند، توسعه کارکنان را ترویح و حمایت کرده و آزادسازی کامل قابلیت هایشان را ممکن  می سازند. این سازمان ها کارکنان را به منظور مواجهه و تطبیق با تغییرات مورد نیاز عملیاتی و  قابلیت های فردی اماده می کنند. اهمیت فزاینده سرمایه های فکری شان را درک کرده و از دانش آنان در جهت   منافع سازمان بهره می گیرند. در جستجوی روشهایی برای توجه، پاداش دهی و تقدیر از   کارکنان  هستند که به ایجاد و اجرای ایده های بهبود استفاده می کنند.

6- یادگیری، نوآوری و بهبود مستمر

تعالی، چالش طلبیدن وضع موجود و ایجاد تغییر به منظور نوآوری و خلق فرصت های بهبود با استفاده از یادگیری است. سازمان های متعالی، همواره در حال یادگیری از فعالیت ها و  عملکرد خود  و   دیگران هستند.  بهینه کاوی داخلی و خارجی را جدی می گیرند. دانش  کارکنانشان را به  منظور حداکثر نمودن  یادگیری  در سراسر سازمان به کارگرفته و همگان را از آن بهره مند می کنند. ایده های کلیه ذینفعان، به خوبی مورد پذیرش و استقبال قرار  می گیرد و نگاه کارکنان به  ورای  زمان حال و قابلیت های کنونی، سوق داده می شود. آنها به دقت سرمایه های فکری خود  را حفظ کرده و ار آن برای دستاوردهای تجاری سازمان به صورت مناسب استفاده می کنند. کارکنان  آنها ، همواره  شرایط  فعلی  را  به چالش طلبیده و در جستجوی فرصت های نوآوری و  بهبود مستمر که به ارزش افزوده بیانجامد، هستند.

7- توسعه همکاری های تجاری

تعالی، توسعه و حفظ همکاری هایی است که برای سازمان ارزش افزوده ایجاد می کند. سازمان های متعالی،  تشخیص  می دهند در دنیای کنونی که  همواره  همراه  با  تغییؤات  و افزایش تقاضاست، دستیابی به موفقیت، بستگی کامل به توسعه همکاری ها دارد و بر این  اساس است که همواره در پی توسعه همکاری ها با دیگر سازمان ها هستند. این همکاری ها، آنها را به  ایجاد  ارزش افزونتر برای ذینفعانشان از طریق بهینه نمودن شایستگی ها  و صلاحیت های محوری قادر می سازد. این همکاری ها  می تواند  با  مشتریان،  جامعه ، تامین کنندگان و  حتی رقبا بر مبنای  بهره مندی دو جانبه ای که به روشنی، شناسایی و تعریف شده است، انجام پذیرد.  همکاران تجاری برای دستیابی به اهداف مشترک، با یدیگر همکاری کرده  و هر کدام،  دیگری را از طریق در  اختیار گذاشتن  تجربیات، منابع و دانش، پشتیبانی و بر مبنای احترام و اعتماد متقابل  و  صداقت،  ارتباط پایداری را بنا می کنند.

8- مسؤولیت اجتماعی سازمان

تعالی، فراتر رفتن از چارچوب حداقل الزامات قانونی است که سازمان در آن فعالیت  می کند و تلاش برای درک و پاسخگویی به انتظارات ذینفعان سازمان در جامعه است. سازمان های متعالی، به  عنوان  سازمان هایی  مسؤول  با  ایجاد شفافیت و پاسخگویی  مناسب به ذینفعانشان در قبال عملکرد خود، رویکردهایی اخلاقی اتخاذ می کنند،  به مسؤولیت اجتماعی و حفظ محیط زیست حال و آینده توجه نموده و فعالانه آن را ترویج می کنند.مسؤولیت های اجتماعی سازمان در ارزشهای سازمان بیان گردیده و باسایر فعالیتهای سازمان یکپارچه شده است. این سازمان ها  انتظارات  و  الزامات  قانونی،  اجتماعی،  محلی و حتی  منطقه ای  خود  را  از طریق مشارکت و فعالیتهای آزاد ذینفعان، برآورده می کنند. این سازمان ها، ضمن اینکه در مورد ریسک ها و مخاطرات، مدیریت صحیحی  را اعمال  می کنند ،  در تلاش برای اجرای  پروژه هایی  هستند  که هم  منافع سازمان  و هم  منافع  جامعه  را تامین نماید و اطمینان کامل کلیه ذینفعان را نیز در نظر دارند. آنها از تأثیرات حال و آینده سازمان بر جامعه آگاه  بوده و مراقبت های لازم را برای حداقل نمودن اثرات زیان بار اعمال می کنند.

معیارها                                                                                  

مدلی که جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی بر آن استوار است شده،  دارای نه معیار است. پنج معیار آن، توانمند سازها و چهار معیار دیگر نتایج هستند. تواندمندسازها : رهبری، خط مشی و استراتژی، کارکنان، مشارکتها و منابع، فرآیندها

نتایج : نتایج مشتریان، نتایج کارکنان، نتایج جامعه، نتایج کلیدی عملکرد

معیارهای ”توانمندساز“، آنچه را یک سازمان انجام می دهد پوشش می دهند و معیارهای نتایج، آنچه را که یک سازمان بدست می آورد. ”نتایج“ بر اثر اجرای ”توانمندسازها“ بدست می آیند و ”توانمندسازها“ با گرفتن بازخور از ”نتایج“ بهبود می یابند. شکل زیر، نمایی از مدل را  نشان  داده  که پویایی مدل در آن نمایان است. نوآوری و یادگیری کمک می کنند تا  توانمندسازها بهبود یافته  و بهبود توانمندسازها، بهبود نتایج را به دنبال خواهد داشت. هر یک از معیارهای نه گانه مدل جایزه ملی  بهره وری و تعالی  سازمانی  شامل چند جزء است  که ابعاد مختلف معیار را مشخص می سازد. در ادامه تعریف هر یک از  معیارهای مدل  و اجزای آنها آمده است.

معیار 1 : رهبری

رهبران متعالی، آرمان و مأموریت را تدوین و دستیابی به آنها ارزش ها و سیستم های  مورد  نیاز برای موفقیت پایدار سازمان را ایجاد کرده  و  با  عمل  و  رفتار  مناسب خود آنها را به اجرا در می آورند. در دوران تغییر و تحولات سازمان، ثبات در مقاصد دارند و هر    کجا  که  لازم  باشد  قادرند تا جهت گیری سازمان را متحول ساخته و کارکنان را به پیروی آن ترغیب کنند.

الف ) رهبران، مأموریت، آرمان، ارزشها و اصول اخلاقی سازمان را ایجاد کرده و نقش  الگو  در  فرهنگ تعالی را ایفا می کنند.
ب ) رهبران، شخصاً برای اطمینان یافتن از ایجاد، توسعه  و  استقرار  سیستم های  مدیریت  و  بهبود مستمر آنها، مشارکت دارند.
ج ) رهبران، با مشتریان، شرکای تجاری و نمایندگان جامعه تشریک مساعی می کنند.
د ) رهبران، در کارکنان ایجاد انگیزه نموده و از آنها حمایت و قدردانی می کنند.

معیار 2 : خط مشی و استراتژی

سازمان های متعالی مأموریت و آرمان خود را از طریق ایجاد و تدوین یک استراتژی   متمرکز  بر  منافع ذینفعان و با در نظر گرفتن بازار و بخشی که در آن فعالیت می کنند، به اجرا در می آورند.  خط مشی ها، اهداف و فرآیندها به منظور تحقق استراتژی ها تدوین و جاری می شوند.

الف ) خط مشی و استراژی بر اساس  خواسته ها  و  انتظارات حال  و آینده  ذینفعان پایه  ریزی  می شوند.
ب ) خط مشی و استراتژی بر اساس اطلاعات حاصل از اندازه گیری عملکرد، تحقیقات، یادگیری و فعالیتهای خلاقانه، پایه ریزی می شوند.
ج ) خط مشی و استراتژی، تدوین شده، مورد بازنگری قرار گرفته و به روز می شوند.
د ) خط مشی و استراتژی از طریق چارچوب فرآیندهای کلیدی جاری می شوند.
ه ) خط مشی و استراتژی اشاعه داده شده و به اجرا در می آیند.

معیار 3 : کارکنان

سازمان های متعالی تمامی توان بالقوه کارکنان خود را در سطوح فردی، تیمی و سازمانی اداره کرده، توسعه بخشیده و از آن بهره می گیرند. آنها عدالت و برابری را ترویج کرده، کارکنان را در امور مشارکت داده و به آنها تفویض اختیار می کنند. این سازمان ها به گونه ای  به  کارکنان  خود  توجه  کرده، ارتباط  برقرار  ساخته و آنها را مورد تشویق و تقدیر قرار می دهند که در آنها انگیزه و تعهد برای استفاده از مهارت و  دانششان  در  جهت  منافع سازمانی ایجاد شود.

الف ) منابع انسانی برنامه ریزی و مدیریت شده و بهبود می یابند.
ب )دانش و شایستگی کارکنان شناسایی شده، توسعه یافته و نگهداری می شود.
ج ) کارکنان مشارکت داده شده و به آنان تفویض اختیار می شود.
د ) کارکنان و سازمان گفتمان دارند.

کارکنان مورد تشویق و تقدیر قرار گرفته و به آنها توجه می شود.

معیار 4 : مشارکتها و منابع

سازمان های متعالی، مشارکتها و همکاری های تجاری بیرونی، تأمین کنندگان و منابع داخلی  خود را به منظور پشتیبانی از خط مشی و استراتژی . اجرای اثر بخش فرآیندهایشان  برنامه ریزی  و   مدیریت می کنند.

الف ) همکاری های تجاری بیرونی، مدیریت می شود.
ب ) منابع مالی، مدیریت می شود.
ج ) ساختمان ها، تجهیزات و مواد، مدیریت می شود.
د ) فناوری، مدیریت می شود.
ه ) اطلاعات و دانش، مدیریت می شود.

معیار 5 : فرآیندها

سازمان های  متعالی  فرآیندهای  خود را به منظور کسب رضایت  کامل و  ایجاد  ارزش  فزاینده  برای مشتریان و سایر ذینفعان طراحی نموده، مدیریت کرده و بهبود می بخشند.

الف ) فرآیندها به گونه ای نظام مند طراحی و مدیریت می شوند.
ب ) فرآیندها به منظور کسب رضایت کامل و ایجاد ارزش فزاینده برای مشتریان و سایر ذینفعان در صورت نیاز، با استفاده از نوآوری ها بهبود می یابند.
ج ) محصولات و خدمات بر اساس خواسته ها و انتظارات مشتری طراحی و ایجاد می شوند.
د ) محصولات و خدمات، تولید، تحول و پشتیبانی می شوند.
ه ) ارتباط با مشتری مدیریت شده و تقویت می شود.

معیار 6 : نتایج مشتری

سازمان های متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با مشتریان خود را  اندازه گیری  کرده  و  به  آنها دست می یابند.

الف ) مقیاس ادراکی

این مقیاس ها، بیانگر ادراکات مشتریان از سازمان است.     (به عنوان مثال این اندازه ها از طریق نظر سنجی های  مشتری  و گروه های  نمونه،  رتبه بندی های  فروشندگان،  تقدیرها و شکایات رسمی بدست می آیند.)

ب ) شاخص های عملکردی

این شاخص ها، شاخص هایی داخلی هستند که توسط سازمان به منظور پایش، درک، پیش بینی و بهبود عملکرد سازمان و پیش بینی ادراکات مشتریان بیرونی سازمان به کارگرفته می شوند.

معیار 7 : نتایج کارکنان

سازمان های متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با کارکنان خود را اندازه گیری کرده و به آنها دست می یابند.

الف ) مقیاس ها

بیانگر ادراکات کارکنان از سازمان است. (به عنوان مثال این اندازه از طریق  نظر سنجی ها،  گروههای نمونه، مصاحبه ها و ارزیابی های ساختار یافته به دست آیند.)

ب ) شاخص های عمکلردی

این شاخص ها، شاخص هایی داخلی هستند که توسط سازمان به منظور پایش، درک،  پیش بینی و بهبود عمکلرد کارکنان سازمان و پیش بینی ادراکات آنان با کارگرفته می شوند.

معیار 8 : نتایج جامعه

سازمان های متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با جامعه را اندازه گیری کرده و به آنها دست می یابند.

الف ) مقیاس های ادراکی

این مقیاس ها، بیانگر ادراکات جامعه از سازمان است.     (به عنوان مثال این اندازه ها    از طریق نظر سنجی ها، گزارش ها، نشریات، گردهمایی های عمومی و مراجع رسمی  و  دولتی  به  دست  می آیند)، برخی از اندازه ها که به عنوان مقیاس ادراکی  مطرح  شده  است  قابل  طرح در شاخص های عملکردی هستند و بالعکس.

ب ) شاخص های عملکردی

این شاخص ها، شاخص هایی داخلی هستند که توسط سازمان به منظور پایش،  درک ، پیش بینی و بهبود عملکرد سازمان و پیش بینی ادراکات جامعه به کارگرفته می شوند.

معیار 9 : نتایج کلیدی عملکرد

سازمان های متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با  عناصر اصلی  خط مشی  و استراتژی را اندازه گیری کرده و به آنها دست می یابند.

الف ) دستاوردهای کلیدی

این شاخص ها، نتایج کلیدی برنامه ریزی شده سازمان هستند  که  وابسته  به  اهداف  بلند  مدت و کوتاه مدت آن است.

ب ) شاخص های کلیدی عملکرد

این شاخص ها، شاخص هایس عملیاتی هستند که به منظور پایش و درک فرآیندها و پیش بینی و بهبود احتمالی دستاوردهای کلیدی عملکرد به کارگرفته می شوند.

امتیازها

معیارهای توانمندسازو معیارهای نتایج هر کدام پنجاه درصد ارزش کل وزن را در  مدل  دارند که این امر نشان دهنده ارزش یکسان مسیری که فعالیتهای بهبود در آن هدایت می شوند و نتایج به دست آمده است.

وزن هر یک از معیارها در تصویری که در پی می آید مشخص شده است.

در معیارهای توانمند ساز و نتایج، هر جزء معار ارزش وزن یکسان با دیگر اجزاء معیار  داردو  بطو ر مثال، جزء معیار (1-الف) یک چهارم امتیازی که به معیار 1 اختصاص دارد را کسب می کند. این امر در معیارهای ذیل مستثنی است :

1- جزء معیار 6-الف، 75% از کل وزن معیار 6 و جزء معیار 6-ب، 25% این وزن را به خود اختصاص  می دهد.
2- جزء معیار 7-الف، 75% از کل وزن معیار 7 و جزء معیار 7-ب، 25% این وزن را به خود اختصاص  می دهد.
3- جزء معیار 8-الف، 25% از کل وزن معیار 8 و جزء معیار 8-ب، 75% این وزن را به خود  اختصاص می دهد.

منطق امتیاز دهی

در بطن تعالی سازمانی، منطقی برای امتیاز دهی معیارها وجود دارد که شامل 4 عنصر زیر است :

• نتایج
• رویکرد
• جاری سازی
• ارزیابی و بازنگری

این منطق بیان می کند که یک سازمان نیازمند موارد زیر است :

• تعیین نتایج به عنوان بخشی از فرآیند تدوین خط مشی و استراتژی. این نتایج،  عملکرد  سازمان را از ابعاد مالی، عملیاتی و ادراکات ذینفعان پوشش می دهد.
• برنامه ریزی، ایجاد و توسعه مجموعه ای یکپارچه از رویکردهای منطقی و مطلوب  جهت دستیابی  به نتایج مورد نیاز حال و آینده.
• جاری سازی رویکردها به روشی نظام مند جهت اطمینان از اجرای کامل آنها.
• ارزیابی و بازنگری رویکردها و اجرای آن بر اساس  بررسی و  تحلیل  نتایج  بدست آمده  و  فعالیتهای یادگیری جاری، در نهایت با استفاده از این ارزیابی و بازنگری، شناسایی، اولویت بندی،  برنامه ریزی  و اجرای بهبودهای مورد نیاز انجام می شود.

هنگامی که مدل تعالی د ر یک  سازمان   استفاده می شو د بای د در  هر  یک  از اجزای  معیارهای توانمندساز، عناصر رویکرد، جاری سازی، ارزیابی و  بازنگری منطق امتیازدهی و  در  هر  یک  از  اجزای معیاهای نتایج، عنصر نتایج این منطق مورد بررسی قرار گیرد.

منطق امتیاز دهی می تواند به طرق مختلفی مورد استفاده واقع شود. عموما  از  ماتریس امتیازدهی در ارزیابی ها یا خودارزیابی ها استفاده می شود، هر چند  که کاربردهای دیگر نیز  می توان د داشته باشد.

تلفیق منطق امتیازدهی و اجزای  معیارهای  مدل  می تواند  در  برانگیختن  تفکر   و چگونگی  بررسی سازمان مورد استفاده قرار گیرد و منجر به بیان و جستجوی پرسش هایی چون،  چگونگی  رویکردهای مورد استفاده، چگونگی جاری سازی رویکردها و چگونگی اندازه گیری  اثربخشی مسیرهای  انتخابی، گردد. همچنین منطق امتیازدهی می تواند به عنوان روش تحلیل ساخت یافته مسائل مورد  استفاده قرار گیرد. عناصر منطق امتیاز دهی ساختاری را جهت  کار برروی  فرآیندها،  پروژه ها  یا  رویکردها  و شناسایی مشکلات آنها ارائه می دهد. نتایج، رویکرد، جاری سازی، ارزیابی و بازنگری، عناصر منطق امتیاز دهی هستند.  این  عناصر بایستی در کلیه اجزای معیارهای مدل به کارگرفته شوند. در ادامه به توضیح  و  تشریح  مفهو م هر  یک از این عناصر می پردازیم.

نتایج

این عنصر آنچه را که سازمان  بدست  کی آورد،  پوشش می دهد.  در  یک  سازمان  متعالی،  نتایج، روندهای  مثبت  و  یا  عملکرد  مطلوب  پایداری  را نمایش می دهد. اهداف به گونه ای مناسب تعیین شده، به آنها دست یافته و یا ارتقاء می یابند. عملکرد، با دیگر سازمانها،  خصوصا  بهترین  سازمانها  در زمینه  فعالیت  مشابه  و یا با بهترین در رده جهانی مقایسه می گردد. ارتباط  علت  و معلولی  بین رویکردها  اتخاذی  و نتایج  بدست آمده  به روشنی وجود داشته و بعلاوه، محدود نتایج در بردارنده نواحی مرتبط می باشد. به منظور کمک به درک و شناسایی فرصتهای  بهبود، نتایج به عنوان مثال براساس مشتری، واحد و ... تفکیک می شوند.

رویکرد

این عنصر آنچه را که سازمان برای اجرا، برنامه ریزی نموده است به همراه علت انجام آن پوشش  می دهد. سازمان های متعالی، رویکردهای  منطقی  و  مناسبی  دارند.  یک  رویکرد منطقی، مبنا  و پایه صحیح و روشنی دارد که بر نیازهای حال و آینده سازمان متمرکز است. این رویکردها از طریق فرآیند یا فرآیندهای مناسب و توسعه یافته ای، ایجاد شده و به روشنی بر خواسته های ذینفعا ن تمرکز  دارند. بعلاوه، رویکردها یکپارچه شده و این رویکردهای یکپارچه بر اساس  خط  مشی  و  استراتژی  سازمان تدوین گشته اند و ارتباط هر رویکرد با سایر رویکردها به گونه ای مناسب برقرار شده است.

جاری سازی

این عنصر آنچه را که سازمان به منظور جاری سازی رویکردها انجام  می دهد،  پوشش  می دهد.  در سازمان های متعالی، رویکردها در بخش های مرتبط به گونه ای نظام مند   به اجرا در می آیند.   برای اجرای نظام مند رویکردها ، برنامه ریزی  مناسبی  صورت  پذیرفته  و این اجرا با  روشی  مناسب  برای سازمان و رویکرد اتخاذ شده انجام می پذیرد.

ارزیابی و بازنگری

این عنصر آنچه را که سازمان  به  منظور  بازنگری،  بهبو د و  اجرای رویکردهای خود به اجرا درمی آورد، پوشش می دهد. در یک  سازمان  متعالی  رویکردها و اجرای   آنه ا  بطور منظم  اندازه  گیری   شده ، فعالیتهای یادگیری اجرا شده و خروجی حاصل از رویکردها و اجرای آنها  به منظور شناسایی، اولویت بندی، برنامه ریزی و اجرای بهبود، مورد استفاده قرار می گیرد.خودارزیابی یک بازنگری  جامع ،  روشمند  و  منظم از فعالیتها و دستاوردهای  یک سازمان  با استفاده از مدل تعالی سازمانی است.فرآیند خود ارزیابی،  تشخیص  صریح  نقاط قوت  و  زمینه هایی که قابل بهبود هستند را برای سازمان ممکن می‌سازد. در ارزیابی و خودارزیابی‌های اولیه،  سازمان روند  بهبود  را  طی  دوره‌های  عملیاتی متوالی در درون خود می‌سنجد و در  سطوح  بالاتر تعالی، این کار را از طریق  مقایسه  خود  با  رقبای محلی، سازمان‌های الگو و سازمان‌های  تراز اول  در  حرفة خود یا حرفه‌های مشابه در  جهان  صورت می‌دهد.

پنج رویکرد خودارزیابی که  سازمان‌ها  می‌توانند از  آنها یا از ترکیبی  از آنها برای ارزیابی عملکرد خود و دست‌یابی به نقاط قوت و زمینه های قابل بهبود استفاده کنند عبارتند از :

• رویکرد پرسشنامه‌ای
• رویکرد ماتریسی
• رویکرد کارگاهی
• رویکرد استفاده از پروفورما
• رویکرد شبیه سازی جایزه

 

1ـ رویکرد پرسشنامه ای

این رویکرد با صرف حداقل منابع و زمان، منجر به تکمیل پرسشنامه‌ای واقعی و مستدل می‌شود. برای جمع‌آوری اطلاعات درباره آگاهی و ادراکات کارکنان در درون سازمان، این  رویکرد  یک  رویکرد  عالی به حساب می‌آید.برخی از سازمانها به عنوان روشی برای گردآوری  داده‌ها  در  سطح وسیع  و با  هدف   پشتیبانی  از رویکردهای دقیقتر خودارزیابی، از پرسشنامه‌هایی با پاسخهای بلی یا خیر، ‌استفاده می‌کنند.

2ـ رویکرد ماتریسی

این رویکرد شامل ایجاد ماتریس دستاوردهای ویژه سازمان، در چهارچوب مدل تعالی سازمانی  است. این رویکرد عموماً شامل مجموعه‌ای از شرح دستاوردها، در قبال نمره‌ای از 1 تا 10 یا چیزی  شبیه آن است. اگر چه هر سازمانی با سازمان دیگر فرق دارد و ممکن است با موضوعات متفاوتی روبرو باشد، اما این ماتریس‌ها به درک معیارها به شیوه‌ای عملی‌تر کمک کرده و به گروههای عمل کننده وسیله‌ای را برای ارزیابی سریع و آسان میزان پیشرفت سازمان ارائه می‌کند. رویکرد ماتریس  را  می‌توان  در هر سطحی در درون سازمان توسط گروه مدیریت و یا کارکنان نماینده از واحد مورد ارزیابی به کار برد.

3ـ رویکرد کارگاهی

مزیت این رویکرد آنست که به مشارکت فعال  مدیرا ن و  افراد  کلیدی واحد اجرا کننده خودارزیابی نیاز دارد. این گروه مسئول جمع‌آوری داده‌ها و ارائه شواهد  جمع‌آوری  شده  در  کارگاه  به  همتایان خود می‌باشند. این کار آغازی برای دستیابی به اتفاق نظر در گروه مدیریت است.  تجربه نشان داده است که دو نفر از کارکنان که به عنوان ارزیاب، کاملاً آموزش دیده باشند، برای  تسهیل  این  فرآیند مورد نیاز هستند.مطلوب‌تر است که یکی از ارزیابان از واحدی باشد که مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و ارزیاب دیگر از   سایر بخشهای سازمان و یا سازمانی دیگر، مثلاً یکی از سازمان‌های مشاوره مدیریت انتخاب شود.پنج جزء فرآیند رویکرد کارگاهی عبارتند از : آموزش، جمع‌آوری داده‌ها، کارگاه نمره‌دهی،  توافق بر سر اقدامات اصلاحی و بازبینی پیشرفت در قبال برنامه های عملیاتی.

4ـ رویکرد استفاده از پروفورما

یکی از راههای کاهش   حجم کار ، در  مقایسه  با  رویکرد  شبیه سازی  جایزه ،  عبارتست  از ایجاد مجموعه‌ای از صورت وضعیت‌ها، به عنوان مثال، یک صفحه برای هر یک از اجزای معیارها  در  نظ ر گرفته وتوضیحات داده شده درباره اجزای معیارها در بالای صفحه و زمینه های مربوط به آن  در  زیر  توضیحات مزبور درج گردد. بقیه صفحه به بخشهایی برای ذکر موارد قوت و زمینه های قابل بهبود و شواهد عینی تقسیم می‌شود.مدارک خودارزیابی را می‌توان توسط افراد یا گروهها در درون سازمان تهیه کرده و توسط ارزیابان آموزش دیده مورد ارزیابی قرار داد و یا گروه مزبور می‌تواند فعالیت ارزیابی را بر اساس مسئولیت  هایش انجام دهد.برای  بازبینی  نتایج  خودارزیابی  می‌توان از  گروههای  خارج  از  سازمان  نی ز استفاده  نمود.   برای سازمان‌های بزرگتر که شامل چندین واحد هستند، می‌توان اطلاعات  واحدهای  مختلف  ر ا جمع‌آوری نموده و نقاط قوت و زمینه های قابل بهبود مشترک رامشخص نمود.از این به بعد می‌توان استراتژی جاری را مورد بازبینی قرارداده و برنامه های بهبود  در سطح سازمان را توسعه داد.

5ـ رویکرد شبیه سازی جایزه

این رویکرد  مبتنی  ب ر ارائه  مدارک کامل  در راستای ”  اظهار  نامه  جایزه  ملّی بهره وری  و  تعالی سازمانی“ به منظور انجام خودارزیابی است. پس از تهیه اظهارنامه، یک گروه آموزش دیده از ارزیابان آن را مورد ارزیابی قرار می‌دهند. برای ارزیابی یک واحد می‌توان  ارزیابان  را  از  سایر بخشها  یا واحدهای فرعی سازمان به کارگرفت. اگر کل سازمان مشمول ارزیابی قرار می‌گیرد، می‌توان از برخی از ارزیابان خارجی نیز استفاده کرد. مزیت کیفیت جامع (TQM)، توجه به ارزش ها و مفاهیم بنیادین  هشت گانه به شرح زیر، لازمه موفقیت و ایجاد بهبود مستمر سازمان ها است :

• نتیجه گرایی
• مشتری مداری
• رهبری و ثبات در مقاصد
• مدیریت مبتنی بر فرآیندها و واقعیت ها
• توسعه و مشارکت کارکنان
• یادگیری، نوآوری و بهبود مستمر
• توسعه همکاری های تجاری
• مسؤولیت های اجتماعی سازمان

ارزش ها و مفاهیم هشت گانه فوق پایه های اصلی برنامه ریزی و استقرار سیستم ها را تشکیل می دهند و برای شناخت وضعیت عملکردی سازمان ها باید از معیارهایی بهره گرفت که ارتباط تنگاتنگی با مفاهیم فوق الذکر داشته باشند،    معیارهایی که توسط آنها، میزان تحقق هشت مفهوم    بنیادین و میزان موفقیت سازمان در دستیابی به نتایج را بتوان اندازه گیری کرد. ارزش ها و مفاهیم بنیادین تعالی، که در ادامه تشریح خواهند شد، بدون توجه به نوع فعالیت  و اندازه سازمان ها، برای کلیه آنها قابل استفاده بوده و مدل تعالی سازمانی را پشتیبانی می کنند.

1- نتیجه گرایی

  تعالی دستیابی به نتایجی است که رضایت کلیه ذینفعان سازمان را در بر داشته باشد. در محیط پر تغییر دنیای امروز، سازمان های متعالی همواره و به سرعت در برابر تغییر  نیازها و انتظارات ذینفعان، چابک، منعطف و پاسخگو هستند. سازمان های  متعالی    نیازها و انتظارات  ذینفعان خود را اندازه گیری و پیش بینی کرده، تجربیات و ادراکات آنها را   نظاره و عملکرد سایر سازمان ها را بررسی می کنند. در این سازمان ها، اطلاعات مربوط به ذینفعان    فعلی و آینده، جمع آوری شده  و به منظور تعیین، به کارگیری و بازنگری خط مشی ها، استراتژی ها، اهداف،   مقاصد، شاخص ها و  برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت مورد استفاده قرار می گیرد.  این اطلاعات  می تواند  در دستیابی به مجموعه متوازنی از نتایج مورد انتظار ذینفعان کمک کند.

2- مشتری مداری

تعالی، خلق ارزش های مطلوب مشتری است. سازمان های متعالی، مشتریان خود را می شناسند و آنها را به  خوبی درک می کنند،  زیرا مشتریان قضاوت کنندگان نهایی کیفیت محصولات و خدمات هستند. همچنین درک می کنند که حصول به وفاداری، ماندگاری و سهم بازار، از طریق تمرکز بر  خواسته  ها و انتظارات فعلی و بالقوه مشتریان افزایش می یابد. این سازمان ها پاسخگوی خواسته ها   و  انتظارات فعلی مشتریان خود هستند. هر کجا که مناسب باشد، مشتریان خود را به منظور بهبود    اثر بخشی پاسگویی ها، تقسیم بندی و دسته بندی می کنند، فعالیت های رقبا را بررسی و نظاره کرده  و مزیت رقابتی خود را درک می کنند، به گونه ای موثر خواسته ها و انتظارات   آینده   مشتریان   را پیش بینی کرده و در جهت دستیابی و در صورت امکان ارتقاء و افزایش آنها اقدام می کنند. چنین سازمان  هایی تجربیات و ادراکات مشتریانشان را بررسی و بازنگری کرده و در صورتی که اشتباهی رخ  داده  باشد ، به سرعت به اصلاح موثر آن می پردازند. این  سازمانها به  برقراری و حفظ  رابطه ای  متعالی  با مشتریانشان اقدام می کنند.

3- رهبری و ثبات در مقاصد

تعالی، رهبری دور اندیش و الهام بخش، همراه با ثبات در مقاصد است.سازمان ها متعالی، رهبرانی دارند که سمت و سوهای روشنی برای سازمان خود  تعیین و  ارائه می کنند. این رهبران، سایر رهبران سازمان را متحد کرده و آنها را برای به  حرکت   در آوردن   مارکنانشان ترغیب می کنند. ارزش ها، اصول اخلاقی، فرهنگ و ساختار اداری را به گونه  ای در سازمان   مستقر می کنند که هویت و جذابیت واحدی در ذهن ذینفعان ایجاد کند. در سازمان های متعالی،   رهبران در سطوح مختلف، سایر کارکنان را بطور مداوم به سمت تعالی به حرکت  در می آورند،    بگونه ای که به عنوان الگویی شاخص برای رفتار و عملکرد شناخته می شوند. آنها با تقدیر از ذینفعان و همکاری با آنان در اجرای فعالیت های بهبود مشترک، به رهبری سازمان  می پردازند. در تلاطم ها با ثبات قدمی در قبال مقاصد سازمان اطمینان خاطر   ذینفعانشان را  جلب   می کنند. در چنین شرایطی، توانمندی های خود را در سازگار نمودن جهت گیری  های  سازمانی در  قبال تحرکات و تغییرات سریع محیط خارجی، نشان می دهند و کارکنانشان را با خود همراه می کنند.

4- مدیریت مبتنی بر فرآیندها و واقعیت ها

تعالی، مدیریت سازمان از طریق مجموعه ای از سیستم ها، فرآیندها و واقعیت های مرتبط و به هم پیوسته است. سازمان های متعالی، دارای سیستم مدیریت   مؤثری هستند که بر مبنای آن خواسته ها و  انتظارات کلیه ذینفعان برآورده می شود. اطمینان از    اجرای نظام مند خط مشی ها، استراتژی ها،  اهداف  و برنامه های سازمان، از طریق مجموعه ای شفاف و یکپارچه از فرآیندها تضمین می شود. این فرآیندها به گونه ای مؤثر جاری سازی و مدیریت شده و همواره بهبود می یابند. تصمیم گیری بر اساس اطلاعات واقعی و قابل اطمینان از عملکرد حال و مورد انتظار،    توانمندی های فرآیندها و سیستم ها، خواسته ها، انتظارات و تجربیات ذینفعان و همچنین عملکرد سایر سازمان ها  از جمله  رقبا، انجام می شود.ریسک ها و مخاطرات، بر اساس شاخص های مناسب عملکردی، شناسایی شده و به  شکلی مؤثر مدیریت می شوند. سازمان ها با روش های کاملا حرفه ای اداره می شوند و تمامی الزامات  بیرونی را ارضاء نموده و حتی از آن فراتر نیز می رود. شاخص های پیش گیرانه مناسب، تعریف و به کار گرفته  می شود  تا  اطمینان  خاطر  کلیه  ذینفعان تأمین و حفظ ش.د.

5- توسعه و مشارکت کارکنان

تعالی، حداکثر نمودن مشارکت کارکنان از طریق توسعه و دخالت دادن آنها در امور است. سازمان های متعالی  ، شایستگی  های  لازم  حال   و  آینده  جهت به اجرا در آوردن خط مشی ها، استراتژی ها، اهداف و برنامه ها را شناسایی و درک می کنند. آنها با جذب و توسعه کارکنانشان، به شایستگی های مورد نظر دست یافته و آنان را  فعالانه  و  مثبت ، به گونه ای  همه جانبه حمایت می نمایند، توسعه کارکنان را ترویح و حمایت کرده و آزادسازی کامل قابلیت هایشان را ممکن  می سازند. این سازمان ها کارکنان را به منظور مواجهه و تطبیق با تغییرات مورد نیاز عملیاتی و  قابلیت های فردی اماده می کنند. اهمیت فزاینده سرمایه های فکری شان را درک کرده و از دانش آنان در جهت   منافع سازمان بهره می گیرند. در جستجوی روشهایی برای توجه، پاداش دهی و تقدیر از   کارکنان  هستند که به ایجاد و اجرای ایده های بهبود استفاده می کنند.

6- یادگیری، نوآوری و بهبود مستمر

تعالی، چالش طلبیدن وضع موجود و ایجاد تغییر به منظور نوآوری و خلق فرصت های بهبود با استفاده از یادگیری است. سازمان های متعالی، همواره در حال یادگیری از فعالیت ها و  عملکرد خود  و   دیگران هستند.  بهینه کاوی داخلی و خارجی را جدی می گیرند. دانش  کارکنانشان را به  منظور حداکثر نمودن  یادگیری  در سراسر سازمان به کارگرفته و همگان را از آن بهره مند می کنند.ایده های کلیه ذینفعان، به خوبی مورد پذیرش و استقبال قرار  می گیرد و نگاه کارکنان به  ورای  زمان حال و قابلیت های کنونی، سوق داده می شود. آنها به دقت سرمایه های فکری خود  را حفظ کرده و ار آن برای دستاوردهای تجاری سازمان به صورت مناسب استفاده می کنند. کارکنان  آنها ، همواره  شرایط  فعلی  را  به چالش طلبیده و در جستجوی فرصت های نوآوری و  بهبود مستمر که به ارزش افزوده بیانجامد، هستند.

7- توسعه همکاری های تجاری

تعالی، توسعه و حفظ همکاری هایی است که برای سازمان ارزش افزوده ایجاد می کند.سازمان های متعالی،  تشخیص  می دهند در دنیای کنونی که  همواره  همراه  با  تغییؤات  و افزایش تقاضاست، دستیابی به موفقیت، بستگی کامل به توسعه همکاری ها دارد و بر این  اساس است که همواره در پی توسعه همکاری ها با دیگر سازمان ها هستند. این همکاری ها، آنها را به  ایجاد  ارزش افزونتر برای ذینفعانشان از طریق بهینه نمودن شایستگی ها  و صلاحیت های محوری قادر می سازد. این همکاری ها  می تواند  با  مشتریان،  جامعه ، تامین کنندگان و  حتی رقبا بر مبنای  بهره مندی دو جانبه ای که به روشنی، شناسایی و تعریف شده است، انجام پذیرد.  همکاران تجاری برای دستیابی به اهداف مشترک، با یدیگر همکاری کرده  و هر کدام،  دیگری را از طریق در  اختیار گذاشتن  تجربیات، منابع و دانش، پشتیبانی و بر مبنای احترام و اعتماد متقابل  و  صداقت،  ارتباط پایداری را بنا می کنند.

8- مسؤولیت اجتماعی سازمان

تعالی، فراتر رفتن از چارچوب حداقل الزامات قانونی است که سازمان در آن فعالیت  می کند و تلاش برای درک و پاسخگویی به انتظارات ذینفعان سازمان در جامعه است. سازمان های متعالی، به  عنوان  سازمان هایی  مسؤول  با  ایجاد شفافیت و پاسخگویی  مناسب به ذینفعانشان در قبال عملکرد خود، رویکردهایی اخلاقی اتخاذ می کنند،  به مسؤولیت اجتماعی و حفظ محیط زیست حال و آینده توجه نموده و فعالانه آن را ترویج می کنند.مسؤولیت های اجتماعی سازمان در ارزشهای سازمان بیان گردیده و باسایر فعالیتهای سازمان یکپارچه شده است.

این سازمان ها  انتظارات  و  الزامات  قانونی،  اجتماعی،  محلی و حتی  منطقه ای  خود  را  از طریق مشارکت و فعالیتهای آزاد ذینفعان، برآورده می کنند.این سازمان ها، ضمن اینکه در مورد ریسک ها و مخاطرات، مدیریت صحیحی  را اعمال  می کنند ،  در تلاش برای اجرای  پروژه هایی  هستند  که هم  منافع سازمان  و هم  منافع  جامعه  را تامین نماید و اطمینان کامل کلیه ذینفعان را نیز در نظر دارند. آنها از تأثیرات حال و آینده سازمان بر جامعه آگاه  بوده و مراقبت های لازم را برای حداقل نمودن اثرات زیان بار اعمال می کنند.

معیارها                                                                                  

مدلی که جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی بر آن استوار است شده،  دارای نه معیار است. پنج معیار آن، توانمند سازها و چهار معیار دیگر نتایج هستند.

تواندمندسازها : رهبری، خط مشی و استراتژی، کارکنان، مشارکتها و منابع، فرآیندها

نتایج : نتایج مشتریان، نتایج کارکنان، نتایج جامعه، نتایج کلیدی عملکرد

معیارهای ”توانمندساز“، آنچه را یک سازمان انجام می دهد پوشش می دهند و معیارهای نتایج، آنچه را که یک سازمان بدست می آورد. ”نتایج“ بر اثر اجرای ”توانمندسازها“ بدست می آیند و ”توانمندسازها“ با گرفتن بازخور از ”نتایج“ بهبود می یابند. شکل زیر، نمایی از مدل را  نشان  داده  که پویایی مدل در آن نمایان است. نوآوری و یادگیری کمک می کنند تا  توانمندسازها بهبود یافته  و بهبود توانمندسازها، بهبود نتایج را به دنبال خواهد داشت.هر یک از معیارهای نه گانه مدل جایزه ملی  بهره وری و تعالی  سازمانی  شامل چند جزء است  که ابعاد مختلف معیار را مشخص می سازد. در ادامه تعریف هر یک از  معیارهای مدل  و اجزای آنها آمده است.

معیار 1 : رهبری

رهبران متعالی، آرمان و مأموریت را تدوین و دستیابی به آنها ارزش ها و سیستم های  مورد  نیاز برای موفقیت پایدار سازمان را ایجاد کرده  و  با  عمل  و  رفتار  مناسب خود آنها را به اجرا در می آورند. در دوران تغییر و تحولات سازمان، ثبات در مقاصد دارند و هر    کجا  که  لازم  باشد  قادرند تا جهت گیری سازمان را متحول ساخته و کارکنان را به پیروی آن ترغیب کنند.

الف ) رهبران، مأموریت، آرمان، ارزشها و اصول اخلاقی سازمان را ایجاد کرده و نقش  الگو  در  فرهنگ تعالی را ایفا می کنند.
ب ) رهبران، شخصاً برای اطمینان یافتن از ایجاد، توسعه  و  استقرار  سیستم های  مدیریت  و  بهبود مستمر آنها، مشارکت دارند.
ج ) رهبران، با مشتریان، شرکای تجاری و نمایندگان جامعه تشریک مساعی می کنند.
د ) رهبران، در کارکنان ایجاد انگیزه نموده و از آنها حمایت و قدردانی می کنند.

معیار 2 : خط مشی و استراتژی

سازمان های متعالی مأموریت و آرمان خود را از طریق ایجاد و تدوین یک استراتژی   متمرکز  بر  منافع ذینفعان و با در نظر گرفتن بازار و بخشی که در آن فعالیت می کنند، به اجرا در می آورند.  خط مشی ها، اهداف و فرآیندها به منظور تحقق استراتژی ها تدوین و جاری می شوند.

الف ) خط مشی و استراژی بر اساس  خواسته ها  و  انتظارات حال  و آینده  ذینفعان پایه  ریزی  می شوند.
ب ) خط مشی و استراتژی بر اساس اطلاعات حاصل از اندازه گیری عملکرد، تحقیقات، یادگیری و فعالیتهای خلاقانه، پایه ریزی می شوند.
ج ) خط مشی و استراتژی، تدوین شده، مورد بازنگری قرار گرفته و به روز می شوند.
د ) خط مشی و استراتژی از طریق چارچوب فرآیندهای کلیدی جاری می شوند.
ه ) خط مشی و استراتژی اشاعه داده شده و به اجرا در می آیند.

معیار 3 : کارکنان

سازمان های متعالی تمامی توان بالقوه کارکنان خود را در سطوح فردی، تیمی و سازمانی اداره کرده، توسعه بخشیده و از آن بهره می گیرند. آنها عدالت و برابری را ترویج کرده، کارکنان را در امور مشارکت داده و به آنها تفویض اختیار می کنند. این سازمان ها به گونه ای  به  کارکنان  خود  توجه  کرده، ارتباط  برقرار  ساخته و آنها را مورد تشویق و تقدیر قرار می دهند که در آنها انگیزه و تعهد برای استفاده از مهارت و  دانششان  در  جهت  منافع سازمانی ایجاد شود.

الف ) منابع انسانی برنامه ریزی و مدیریت شده و بهبود می یابند.
ب )دانش و شایستگی کارکنان شناسایی شده، توسعه یافته و نگهداری می شود.
ج ) کارکنان مشارکت داده شده و به آنان تفویض اختیار می شود.
د ) کارکنان و سازمان گفتمان دارند.

کارکنان مورد تشویق و تقدیر قرار گرفته و به آنها توجه می شود.

معیار 4 : مشارکتها و منابع

سازمان های متعالی، مشارکتها و همکاری های تجاری بیرونی، تأمین کنندگان و منابع داخلی  خود را به منظور پشتیبانی از خط مشی و استراتژی . اجرای اثر بخش فرآیندهایشان  برنامه ریزی  و   مدیریت می کنند.

الف ) همکاری های تجاری بیرونی، مدیریت می شود.
ب ) منابع مالی، مدیریت می شود.
ج ) ساختمان ها، تجهیزات و مواد، مدیریت می شود.
د ) فناوری، مدیریت می شود.
ه ) اطلاعات و دانش، مدیریت می شود.

معیار 5 : فرآیندها

سازمان های  متعالی  فرآیندهای  خود را به منظور کسب رضایت  کامل و  ایجاد  ارزش  فزاینده  برای مشتریان و سایر ذینفعان طراحی نموده، مدیریت کرده و بهبود می بخشند.

الف ) فرآیندها به گونه ای نظام مند طراحی و مدیریت می شوند.
ب ) فرآیندها به منظور کسب رضایت کامل و ایجاد ارزش فزاینده برای مشتریان و سایر ذینفعان در صورت نیاز، با استفاده از نوآوری ها بهبود می یابند.
ج ) محصولات و خدمات بر اساس خواسته ها و انتظارات مشتری طراحی و ایجاد می شوند.
د ) محصولات و خدمات، تولید، تحول و پشتیبانی می شوند.
ه ) ارتباط با مشتری مدیریت شده و تقویت می شود.

معیار 6 : نتایج مشتری

سازمان های متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با مشتریان خود را  اندازه گیری  کرده  و  به  آنها دست می یابند.

الف ) مقیاس ادراکی

این مقیاس ها، بیانگر ادراکات مشتریان از سازمان است.     (به عنوان مثال این اندازه ها از طریق نظر سنجی های  مشتری  و گروه های  نمونه،  رتبه بندی های  فروشندگان،  تقدیرها و شکایات رسمی بدست می آیند.)

ب ) شاخص های عملکردی

این شاخص ها، شاخص هایی داخلی هستند که توسط سازمان به منظور پایش، درک، پیش بینی و بهبود عملکرد سازمان و پیش بینی ادراکات مشتریان بیرونی سازمان به کارگرفته می شوند.

معیار 7 : نتایج کارکنان

سازمان های متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با کارکنان خود را اندازه گیری کرده و به آنها دست می یابند.

الف ) مقیاس ها

بیانگر ادراکات کارکنان از سازمان است. (به عنوان مثال این اندازه از طریق  نظر سنجی ها،  گروههای نمونه، مصاحبه ها و ارزیابی های ساختار یافته به دست آیند.)

ب ) شاخص های عمکلردی

این شاخص ها، شاخص هایی داخلی هستند که توسط سازمان به منظور پایش، درک،  پیش بینی و بهبود عمکلرد کارکنان سازمان و پیش بینی ادراکات آنان با کارگرفته می شوند.

معیار 8 : نتایج جامعه

سازمان های متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با جامعه را اندازه گیری کرده و به آنها دست می یابند.

الف ) مقیاس های ادراکی

این مقیاس ها، بیانگر ادراکات جامعه از سازمان است.     (به عنوان مثال این اندازه ها    از طریق نظر سنجی ها، گزارش ها، نشریات، گردهمایی های عمومی و مراجع رسمی  و  دولتی  به  دست  می آیند)، برخی از اندازه ها که به عنوان مقیاس ادراکی  مطرح  شده  است  قابل  طرح در شاخص های عملکردی هستند و بالعکس.

ب ) شاخص های عملکردی

این شاخص ها، شاخص هایی داخلی هستند که توسط سازمان به منظور پایش،  درک ، پیش بینی و بهبود عملکرد سازمان و پیش بینی ادراکات جامعه به کارگرفته می شوند.

معیار 9 : نتایج کلیدی عملکرد

سازمان های متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با  عناصر اصلی  خط مشی  و استراتژی را اندازه گیری کرده و به آنها دست می یابند.

الف ) دستاوردهای کلیدی

این شاخص ها، نتایج کلیدی برنامه ریزی شده سازمان هستند  که  وابسته  به  اهداف  بلند  مدت و کوتاه مدت آن است.

ب ) شاخص های کلیدی عملکرد

این شاخص ها، شاخص هایس عملیاتی هستند که به منظور پایش و درک فرآیندها و پیش بینی و بهبود احتمالی دستاوردهای کلیدی عملکرد به کارگرفته می شوند.

امتیازها

معیارهای توانمندسازو معیارهای نتایج هر کدام پنجاه درصد ارزش کل وزن را در  مدل  دارند که این امر نشان دهنده ارزش یکسان مسیری که فعالیتهای بهبود در آن هدایت می شوند و نتایج به دست آمده است. وزن هر یک از معیارها در تصویری که در پی می آید مشخص شده است. در معیارهای توانمند ساز و نتایج، هر جزء معار ارزش وزن یکسان با دیگر اجزاء معیار  داردو  بطو ر مثال، جزء معیار (1-الف) یک چهارم امتیازی که به معیار 1 اختصاص دارد را کسب می کند. این امر در معیارهای ذیل مستثنی است :

1- جزء معیار 6-الف، 75% از کل وزن معیار 6 و جزء معیار 6-ب، 25% این وزن را به خود اختصاص  می دهد.
2- جزء معیار 7-الف، 75% از کل وزن معیار 7 و جزء معیار 7-ب، 25% این وزن را به خود اختصاص  می دهد.
3- جزء معیار 8-الف، 25% از کل وزن معیار 8 و جزء معیار 8-ب، 75% این وزن را به خود  اختصاص می دهد.

منطق امتیاز دهی

در بطن تعالی سازمانی، منطقی برای امتیاز دهی معیارها وجود دارد که شامل 4 عنصر زیر است :

• نتایج
• رویکرد
• جاری سازی
• ارزیابی و بازنگری

این منطق بیان می کند که یک سازمان نیازمند موارد زیر است :

• تعیین نتایج به عنوان بخشی از فرآیند تدوین خط مشی و استراتژی. این نتایج،  عملکرد  سازمان را از ابعاد مالی، عملیاتی و ادراکات ذینفعان پوشش می دهد.
• برنامه ریزی، ایجاد و توسعه مجموعه ای یکپارچه از رویکردهای منطقی و مطلوب  جهت دستیابی  به نتایج مورد نیاز حال و آینده.
• جاری سازی رویکردها به روشی نظام مند جهت اطمینان از اجرای کامل آنها.
• ارزیابی و بازنگری رویکردها و اجرای آن بر اساس  بررسی و  تحلیل  نتایج  بدست آمده  و  فعالیتهای یادگیری جاری، در نهایت با استفاده از این ارزیابی و بازنگری، شناسایی، اولویت بندی،  برنامه ریزی  و اجرای بهبودهای مورد نیاز انجام می شود.

هنگامی که مدل تعالی د ر یک  سازمان   استفاده می شو د بای د در  هر  یک  از اجزای  معیارهای توانمندساز، عناصر رویکرد، جاری سازی، ارزیابی و  بازنگری منطق امتیازدهی و  در  هر  یک  از  اجزای معیاهای نتایج، عنصر نتایج این منطق مورد بررسی قرار گیرد. منطق امتیاز دهی می تواند به طرق مختلفی مورد استفاده واقع شود. عموما  از  ماتریس امتیازدهی در ارزیابی ها یا خودارزیابی ها استفاده می شود، هر چند  که کاربردهای دیگر نیز  می توان د داشته باشد. تلفیق منطق امتیازدهی و اجزای  معیارهای  مدل  می تواند  در  برانگیختن  تفکر   و چگونگی  بررسی سازمان مورد استفاده قرار گیرد و منجر به بیان و جستجوی پرسش هایی چون،  چگونگی  رویکردهای مورد استفاده، چگونگی جاری سازی رویکردها و چگونگی اندازه گیری  اثربخشی مسیرهای  انتخابی، گردد. همچنین منطق امتیازدهی می تواند به عنوان روش تحلیل ساخت یافته مسائل مورد  استفاده قرار گیرد. عناصر منطق امتیاز دهی ساختاری را جهت  کار برروی  فرآیندها،  پروژه ها  یا  رویکردها  و شناسایی مشکلات آنها ارائه می دهد.نتایج، رویکرد، جاری سازی، ارزیابی و بازنگری، عناصر منطق امتیاز دهی هستند.  این  عناصر بایستی در کلیه اجزای معیارهای مدل به کارگرفته شوند. در ادامه به توضیح  و  تشریح  مفهو م هر  یک از این عناصر می پردازیم.

نتایج

این عنصر آنچه را که سازمان  بدست  کی آورد،  پوشش می دهد.  در  یک  سازمان  متعالی،  نتایج، روندهای  مثبت  و  یا  عملکرد  مطلوب  پایداری  را نمایش می دهد. اهداف به گونه ای مناسب تعیین شده، به آنها دست یافته و یا ارتقاء می یابند. عملکرد، با دیگر سازمانها،  خصوصا  بهترین  سازمانها  در زمینه  فعالیت  مشابه  و یا با بهترین در رده جهانی مقایسه می گردد. ارتباط  علت  و معلولی  بین رویکردها  اتخاذی  و نتایج  بدست آمده  به روشنی وجود داشته و بعلاوه، محدود نتایج در بردارنده نواحی مرتبط می باشد. به منظور کمک به درک و شناسایی فرصتهای  بهبود، نتایج به عنوان مثال براساس مشتری، واحد و ... تفکیک می شوند.

رویکرد

این عنصر آنچه را که سازمان برای اجرا، برنامه ریزی نموده است به همراه علت انجام آن پوشش  می دهد. سازمان های متعالی، رویکردهای  منطقی  و  مناسبی  دارند.  یک  رویکرد منطقی، مبنا  و پایه صحیح و روشنی دارد که بر نیازهای حال و آینده سازمان متمرکز است. این رویکردها از طریق فرآیند یا فرآیندهای مناسب و توسعه یافته ای، ایجاد شده و به روشنی بر خواسته های ذینفعا ن تمرکز  دارند. بعلاوه، رویکردها یکپارچه شده و این رویکردهای یکپارچه بر اساس  خط  مشی  و  استراتژی  سازمان تدوین گشته اند و ارتباط هر رویکرد با سایر رویکردها به گونه ای مناسب برقرار شده است.

جاری سازی

این عنصر آنچه را که سازمان به منظور جاری سازی رویکردها انجام  می دهد،  پوشش  می دهد.  در سازمان های متعالی، رویکردها در بخش های مرتبط به گونه ای نظام مند   به اجرا در می آیند.   برای اجرای نظام مند رویکردها ، برنامه ریزی  مناسبی  صورت  پذیرفته  و این اجرا با  روشی  مناسب  برای سازمان و رویکرد اتخاذ شده انجام می پذیرد.

ارزیابی و بازنگری

این عنصر آنچه را که سازمان  به  منظور  بازنگری،  بهبو د و  اجرای رویکردهای خود به اجرا درمی آورد، پوشش می دهد. در یک  سازمان  متعالی  رویکردها و اجرای   آنه ا  بطور منظم  اندازه  گیری   شده ، فعالیتهای یادگیری اجرا شده و خروجی حاصل از رویکردها و اجرای آنها  به منظور شناسایی، اولویت بندی، برنامه ریزی و اجرای بهبود، مورد استفاده قرار می گیرد. خودارزیابی یک بازنگری  جامع ،  روشمند  و  منظم از فعالیتها و دستاوردهای  یک سازمان  با استفاده از مدل تعالی سازمانی است.فرآیند خود ارزیابی،  تشخیص  صریح  نقاط قوت  و  زمینه هایی که قابل بهبود هستند را برای سازمان ممکن می‌سازد. در ارزیابی و خودارزیابی‌های اولیه،  سازمان روند  بهبود  را  طی  دوره‌های  عملیاتی متوالی در درون خود می‌سنجد و در  سطوح  بالاتر تعالی، این کار را از طریق  مقایسه  خود  با  رقبای محلی، سازمان‌های الگو و سازمان‌های  تراز اول  در  حرفة خود یا حرفه‌های مشابه در  جهان  صورت می‌دهد.پنج رویکرد خودارزیابی که  سازمان‌ها  می‌توانند از  آنها یا از ترکیبی  از آنها برای ارزیابی عملکرد خود و دست‌یابی به نقاط قوت و زمینه های قابل بهبود استفاده کنند عبارتند از :

• رویکرد پرسشنامه‌ای
• رویکرد ماتریسی
• رویکرد کارگاهی
• رویکرد استفاده از پروفورما
• رویکرد شبیه سازی جایزه

1ـ رویکرد پرسشنامه ای

این رویکرد با صرف حداقل منابع و زمان، منجر به تکمیل پرسشنامه‌ای واقعی و مستدل می‌شود. برای جمع‌آوری اطلاعات درباره آگاهی و ادراکات کارکنان در درون سازمان، این  رویکرد  یک  رویکرد  عالی به حساب می‌آید.برخی از سازمانها به عنوان روشی برای گردآوری  داده‌ها  در  سطح وسیع  و با  هدف   پشتیبانی  از رویکردهای دقیقتر خودارزیابی، از پرسشنامه‌هایی با پاسخهای بلی یا خیر، ‌استفاده می‌کنند.

2ـ رویکرد ماتریسی

این رویکرد شامل ایجاد ماتریس دستاوردهای ویژه سازمان، در چهارچوب مدل تعالی سازمانی  است. این رویکرد عموماً شامل مجموعه‌ای از شرح دستاوردها، در قبال نمره‌ای از 1 تا 10 یا چیزی  شبیه آن است. اگر چه هر سازمانی با سازمان دیگر فرق دارد و ممکن است با موضوعات متفاوتی روبرو باشد، اما این ماتریس‌ها به درک معیارها به شیوه‌ای عملی‌تر کمک کرده و به گروههای عمل کننده وسیله‌ای را برای ارزیابی سریع و آسان میزان پیشرفت سازمان ارائه می‌کند. رویکرد ماتریس  را  می‌توان  در هر سطحی در درون سازمان توسط گروه مدیریت و یا کارکنان نماینده از واحد مورد ارزیابی به کار برد.

3ـ رویکرد کارگاهی

مزیت این رویکرد آنست که به مشارکت فعال  مدیرا ن و  افراد  کلیدی واحد اجرا کننده خودارزیابی نیاز دارد. این گروه مسئول جمع‌آوری داده‌ها و ارائه شواهد  جمع‌آوری  شده  در  کارگاه  به  همتایان خود می‌باشند. این کار آغازی برای دستیابی به اتفاق نظر در گروه مدیریت است.  تجربه نشان داده است که دو نفر از کارکنان که به عنوان ارزیاب، کاملاً آموزش دیده باشند، برای  تسهیل  این  فرآیند مورد نیاز هستند.مطلوب‌تر است که یکی از ارزیابان از واحدی باشد که مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و ارزیاب دیگر از   سایر بخشهای سازمان و یا سازمانی دیگر، مثلاً یکی از سازمان‌های مشاوره مدیریت انتخاب شود.پنج جزء فرآیند رویکرد کارگاهی عبارتند از : آموزش، جمع‌آوری داده‌ها، کارگاه نمره‌دهی،  توافق بر سر اقدامات اصلاحی و بازبینی پیشرفت در قبال برنامه های عملیاتی.

4ـ رویکرد استفاده از پروفورما

یکی از راههای کاهش   حجم کار ، در  مقایسه  با  رویکرد  شبیه سازی  جایزه ،  عبارتست  از ایجاد مجموعه‌ای از صورت وضعیت‌ها، به عنوان مثال، یک صفحه برای هر یک از اجزای معیارها  در  نظ ر گرفته وتوضیحات داده شده درباره اجزای معیارها در بالای صفحه و زمینه های مربوط به آن  در  زیر  توضیحات مزبور درج گردد. بقیه صفحه به بخشهایی برای ذکر موارد قوت و زمینه های قابل بهبود و شواهد عینی تقسیم می‌شود.مدارک خودارزیابی را می‌توان توسط افراد یا گروهها در درون سازمان تهیه کرده و توسط ارزیابان آموزش دیده مورد ارزیابی قرار داد و یا گروه مزبور می‌تواند فعالیت ارزیابی را بر اساس مسئولیت  هایش انجام دهد.برای  بازبینی  نتایج  خودارزیابی  می‌توان از  گروههای  خارج  از  سازمان  نی ز استفاده  نمود.   برای سازمان‌های بزرگتر که شامل چندین واحد هستند، می‌توان اطلاعات  واحدهای  مختلف  ر ا جمع‌آوری نموده و نقاط قوت و زمینه های قابل بهبود مشترک رامشخص نمود.از این به بعد می‌توان استراتژی جاری را مورد بازبینی قرارداده و برنامه های بهبود  در سطح سازمان را توسعه داد.

5ـ رویکرد شبیه سازی جایزه

این رویکرد  مبتنی  ب ر ارائه  مدارک کامل  در راستای ”  اظهار  نامه  جایزه  ملّی بهره وری  و  تعالی سازمانی“ به منظور انجام خودارزیابی است. پس از تهیه اظهارنامه، یک گروه آموزش دیده از ارزیابان آن را مورد ارزیابی قرار می‌دهند. برای ارزیابی یک واحد می‌توان  ارزیابان  را  از  سایر بخشها  یا واحدهای فرعی سازمان به کارگرفت. اگر کل سازمان مشمول ارزیابی قرار می‌گیرد، می‌توان از برخی از ارزیابان خارجی نیز استفاده کرد.

 

منبع :

گروه مشاورین کارآفرین

http://iso9000isots.iranblog.com

نظرات ()



تاریخچه مدل تعالی سازمانی EFQM
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٤/۱۸

1 - تاریخچه مدل تعالی سازمانی EFQM

مدل
EFQM   در سال 1991 بعنوان مدل تعالی کسب و کار معرفی گردید که در آن چارچوبی برای قضاوت و خود ارزیابی سازمانی و نهایتا دریافت پاداش کیفیت اروپایی ارائه شد ، این اقدام در سال 1992 عملی گردید. این مدل نشان دهنده مزیت های پایداری است که یک سازمان متعالی باید به آنها دست یابد. این مدل به سرعت مورد توجه شرکت های اروپایی قرار گرفت و مشخص شد که سازمانهای بخش عمومی و صنایع کوچک هم علاقه دارند از آن استفاده کنند.

در سال 1995 ویرایش مربوط به بخش عمومی و در سال 1996 مدلی مربوط به سازمانهای کوچک توسعه داده شد .در سال 1999 مهمترین بازبینی مدل EFQM صورت گرفت . در سال 2001 مدل سرآمدی EFQM ویرایش سازمانهای کوچک و متوسط و درسال 2003 ویرایش جدیدتری از مدل EFQM ارائه شد که در زیر معیارها و نکات راهنما تغییرات قابل ملاحظه ای نسبت به ویرایش سال 1999 داشت .

اعضای کمیته مرکزی EFQM از مدیران عامل شرکت های اروپایی هستند که برای چهار سال انتخاب و برای 5 سال نیز بعنوان عضو ذخیره که هر سال یکبار انتخاب می شوند می باشند . کمیته اجرائی نیز مرکب از 20 عضو از همان سازمانها بوده که نه تنها بعنوان نماینده تام الاختیار در زمینه کیفیت جامع انجام وظیفه می نمایند بلکه گزارشات لازم را به کمیته مرکزی ارائه می نمایند. اعضای کمیته اجرائی EFQM در واقع نقش هدایت گر و پشتیبانی کننده استراتژیهای طرحهای عملیاتی کسب و کار ، نظارت بر پیشرفت طرحها و نهایتا" تدوین جهت کلی مناسب برای تحقق اهداف این سازمانها را به عهده دارند. در حال حاضر 19 کشور اروپایی با EFQM مشارکت می نمایند.

مدل تعالی سازمانی در شرایطی در ایران مطرح می شود که در جهان بیش از 70 مدل سرآمدی ملی و 90 جایزه کیفیت وجود دارد که عموماً بهره گرفته از مدل های EFQM و بالدریج بوده و بسوی یکدیگر همگرا شده اند . گویا زبان رقابت در همه جای دنیا یکی است که موسسات اقتصادی را از آموختن الفبای مدیریت فراگیر سازمانی گریزی نیست.

لزوم رقابت پذیرشدن بخش صنعت و معدن با رویکرد جهانی و توصیه های مشارکت ها و ادغام های صنعتی با جهان برای امکان دستیابی به بازار جهانی و ایجاد اعتبار جهانی برای این بخش باعث شد که در وزارت صنایع و معادن طراحی مدلی جهانی مورد توجه و اقدام قرار گیرد مدلهایی که چندین سال بود جوامع صنعتی جهانی آنها را پذیرفته و دنبال کرده بودند.

طی سالهای 1378 تا 1381 دو مدل اصلی مالکوم بالدریج و EFQM و تغییراتی که احیاناًُ برخی کشورهای دیگر روی این دو مدل صورت داده بودند توسط وزارت صنایع و معادن و موسسه مطالعات بهره وری و منابع انسانی مورد بررسی قرار گرفت . فرآیند انتخاب نیز با تشکیل گروههای کارشناسی و جمع آوری اطلاعات وانجام ارتباطات با موسساتی که این مدلها را دنبال می کردند و تهیه پیش نویس های لازم صورت گرفت سپس در جلسات متعدد کمیته های علمی مرکب از کارشناسان و متخصصین سیستمهای مدیریت این پیش نویس ها مطرح و در نهایت توسط کمیته علمی مدل تعالی سازمانی EFQM در تاریخ 10/3/82 به تصویب رسید.

با تصویب مدل EFQM از سال  1382  این مدل در زیر مجموعه های وزارت صنایع و معادن به اجرا در آمد و این وزارتخانه و موسسه مطالعات بهره وری و منابع انسانی مقدمات جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی را پی ریزی کردند که در طول دو دوره از برگزاری جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی تعدادی از شرکتهای بزرگ دولتی و تعداد محدودی از شرکتهای بخش خصوصی این مدل را دنبال کردند که پس از طی مرحله خودارزیابی موفق به پر کردن اظهار نامه جهت دریافت گواهینامه شدند.

2- معیارهای نه گانه مدل تعالی سازمانی

سازمانها جهت خودارزیابی و سنجش خود با دیگر سازمانها نیازمند ابزاری ویژه و مناسب و دارای ساختار مدیریتی میباشند که مدلهای تعالی دارای این ویژگی است .

این مدل دارای نه معیار است پنج معیار توانمندسازها: رهبری ، خط مشی و استراتژی ، کارکنان، مشارکتها و منابع ، فرآیندها  و چهار معیار نتایج : نتایج مشتریان ، نتایج کارکنان ، نتایج جامعه و نتایج کلیدی عملکرد معیارهای توانمندساز ، آنچه را که یک سازمان انجام میدهد پوشش میدهند و عواملی هستند که سازمان را برای رسیدن به نتایج عالی توانمند می سازد و معیارهای نتایج ، نتایجی هستند که یک سازمان بدست می آورد و بیان کننده دستاوردهای حاصل از اجرای مناسب توانمندسازها هستند.

معیار یک : رهبری ( Leadership )
رهبران متعالی آرمان و ماموریت سازمان را تدوین و دستیابی به آنها را تسهیل می کنند. آنها ارزش ها و سیستم های مورد نظر برای موفقیت پایدار سازمان را ایجاد کرده و با عمل و رفتار مناسب خود آنها را به اجرا در می آورند در دوران تغییر و تحولات سازمان ، ثبات در مقاصد دارند و هر کجا که لازم باشد قادر هستند جهت گیری سازمان را متحول ساخته و کارکنان را به پیروی آن ترغیب کنند.

معیار دو : خط مشی و استراتژی( Policy & Strategy )
سازمانهای متعالی ماموریت و آرمان خود را از طریق ایجاد و تدوین یک استراتژی و متمرکز بر منافع ذینفعان و با در نظر گرفتن بازار و بخشی که در آن فعالیت می کنند به اجرا در می آورند . خط مشی ها ، برنامه ها ، اهداف و فرآیندها به منظور تحقق استراتژی ها تدوین و جاری می شوند.

معیار سه : کارکنان( People )
سازمانهای متعالی تمامی توان بالقوه کارکنان خود را در سطوح فردی ، تیمی و سازمانی اداره کرده توسعه بخشیده و از آن بهره می گیرند . آنها عدالت و برابری را ترویج کرده ، کارکنان را در امور مشارکت داده و به آنان تفویض اختیار میکنند. این سازمانها به گونه ای به کارکنان خود توجه کرده ، ارتباط برقرار ساخته و آنها را مورد تشویق و تقدیر قرار میدهند که در آنها انگیزه و تعهد برای استفاده از مهارت و دانش شان در جهت منافع سازمانی ایجاد شود .

معیار چهار : شرکای تجاری و منافع  ( Partnership & Resources )
سازمانهای متعالی مشارکتها و همکاریهای تجاری بیرونی ، تامین کنندگان و منابع داخلی خود را به منظور پشتیبانی از خط مشی و استراتژی و اجرای اثر بخش فرآیندهایشان برنامه هایشان برنامه ریزی و مدیریت می کنند.

معیار پنج : فرآیندها ( Processes )
سازمانهای متعالی فرآیندهای خود را به منظور کسب رضایت کامل و ایجاد ارزش فزاینده برای مشتریان و سایر ذینفعان طراحی نموده ، مدیریت کرده و بهبود می بخشند .

معیار شش : نتایج مشتریان ( Customer Results )
سازمانهای متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با مشتریان خود را اندازه گیری کرده و به آنها دست مییابند. در اینجا مشخص میگردد که سازمان در ارتباط با مشتریان بیرونی خود چه نتایجی بدست می آورد.

معیار هفت : نتایج کارکنان ( People Results )
سازمانهای متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با کارکنان خود را اندازه گیری کرده و به آنها دست مییابند. در اینجا مشخص میگردد که سازمان در ارتباط  با منابع انسانی خود چه نتایجی بدست می آورد.

معیار هشت : نتایج جامعه ( Society Results )
سازمانهای متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با جامعه را اندازه گیری کرده و به آنها دست می یابند. در اینجا مشخص میگردد که سازمان درارتباط با جامعه محلی ، ملی و بین المللی چه نتایجی بدست می آورد.

معیار نه : نتایج کلیدی عملکرد ( Key Performance Results )
سازمانهای متعالی به طور فراگیر نتایج مهم مرتبط با عناصر اصلی خط مشی و استراتژی را اندازه گیری کرده و به آنها دست می یابند. در اینجا مشخص میگردد که سازمان در ارتباط با عملکرد برنامه ریزی شده خود چه نتایجی بدست می آورد.

3- نحوه امتیاز دهی در مدل تعالی
کل امتیاز در مدل تعالی 1000 است که معیار های توانمند سازها 50 درصد ارزش کل معادل 500 امتیاز را به خود اختصاص میدهد که وزن زیر مجموعه 5 معیار آن عبارت است از : فرآیند ها 14 درصد ، رهبری 10 درصد ، مشارکت و منابع 9 درصد ، کارکنان 9 درصد و خط مشی و استراتژی 8 درصد
معیار های نتایج نیز از 50 درصد ارزش کل معادل 500 امتیاز برخودار است که وزن زیر مجموعه آن عبارتند از : نتایج مشتریان 20 درصد ، نتایج کارکنان 9 درصد ، نتایج جامعه 6 درصد و نتایج کلیدی عملکرد 15 درصد

4- خودارزیابی در مدل EFQM
خودارزیابی ، یک بازنگری منظم ، سیستماتیک و جامع از فعالیتهای سازمان و نتایج آن بر اساس یک مدل سرآمدی عملکرد مانند EFQM است. فرآیند خودارزیابی به سازمان اجازه میدهد بطور شفاف نقاط قوت و نیز حوزه های نیازمند بهبود را شناسایی کند .

4-1- فرآیند عمومی خودارزیابی

                   قدم اول : ایجاد و تعهد لازم در مدیریت ارشد سازمان برای انجام خودارزیابی

                 قدم دوم : ایجاد و جاری سازی استراتژی اطلاع رسانی

                 قدم سوم : طرح ریزی کل فرآیند خودارزیابی

                    قدم چهارم : انتخاب و آموزش تیم مدیریت کننده فرآیند

                 قدم پنجم : انجام خودارزیابی

                   قدم ششم : اولویت بندی یافته های خودارزیابی

                   قدم هفتم : تشکیل تیم های بهبود و تدوین و پیاده سازی اقدامات اصلاحی

4-2- روشهای خودارزیابی

1.  روش پرسشنامه : کم هزینه و سریع انجام میشود سوالات از اجزای معیارهای نه گانه میتواند به شکل ساده بصورت بله وخیر باشد . دقت ارزیابی در این روش پایین است .

2.  روش ماتریسی : این روش نیاز به آموزش کمی دارد. این روش همانند روش پرسشنامه بر اساس اعلام نظر افراد ارزیابی میکند.

3.  روش کارگاهی : اعضای تیم خودارزیابی اطلاعات را جمع آوری و در یک کارگاه به یکدیگر ارائه میکنند و از طریق بازنگری و پیشرفت برنامه های اجرایی و امتیاز دهی به یک نظر اجماع میرسند.

4.  روش پروفرما : بعلت درگیری افراد بیشتری از افراد در بخش های مختلف سازمان در امر جمع آوری اطلاعات از دقت بیشتری نسبت به روشهای دیگر است .

5.  روش شبیه سازی فرآیند اخذ جایزه : در این روش بر اساس فرآیندی که جهت دریافت جایزه اروپایی کیفیت توصیه شده است صورت میگیرد.امتیاز دهی در این روش از دقت بالایی برخوردار است .

4-3- منطق رادار RADAR در چرخه خودارزیابی
استفاده از عناصر RADAR یکی از روشهای تعیین امتیاز دهی و ارزیابی میباشد . اساس این الگو بر پایه مفاهیم اصلی بهبود مستمر و چرخه  PDCA دمینگ ( برنامه PLAN ، اجرا DO ، بررسی CONTROL و عمل ACTION ) که یکی از ابزارهای مهم کنترل کیفیت و بهبود مستمر  میباشد بنا شده است.

RADAR از چهار جزء تشکیل شده است:

1.     نتایج     Results

2.     روش و رویکرد    Approach

3.     تسری یا جاری سازی     Deployment

4.     ارزیابی و بازنگری    Assessment & Review

5- سطوح تعالی در کسب جایزه
سطوح تعالی سازمانها را در دستیابی به تعالی متمایز میکند و میزان موفقیت آنها را در دستیابی به تعالی نشان میدهد.

§    سطح اول : دریافت گواهینامه

سازمانهایی که کوشش میکنند عملکرد فعلی خود را به کمک یک مدل تعالی سازمانی مانند مدل بالدریچ ، مدل EFQM و مدلهای دیگر خودارزیابی کرده و فعالیتهای سازمان را در قالب معیارهای 9 گانه دسته بندی نمایند.

§    سطح دوم : دریافت تقدیر نامه

سازمانهایی که سعی دارند اجزای معیارهای 9 گانه را پیاده سازی و اجرا نمایند و در صورت کسب حداقل 400 امیتاز در این سطح بصورت رسمی قرار میگیرند .

§    سطح سوم : تندیس بلورین

این نوع سازمانها بایستی طبق مدل به سرعت و منظم و براساس جداول و برنامه ریزی های از قبل حرکت کنند و در صورت کسب امتیاز بالای 550 بعنوان برگزیده جایزه کیفیت و دریافت تندیس بلورین معرفی میشود.

§    سطح چهارم : تندیس سیمین

این نوع سازمانها بصورت سریع فرآیندها را طی کرده و از اطلاعات جامع و معتبر و به موقع استفاده میکنند و با معیارهای کمی مورد سنجش قرار میگیرند.این سازمانها بایستی بیش از 630 امتیاز کسب کند تا بعنوان برگزیده و برنده جایزه تندیس سیمین معرفی شوند

§    سطح پنجم : تندیس زرین

در این سازمانها معیارهای 9 گانه و اجزای آنها پیاده شده و بصورت استاندارد و با سرعت و دقت اجرا و خودارزیابی نهادینه شده است . سازمانهایی که بتوانند حداقل 700 امتیاز کسب کنند بعنوان برنده جایزه کیفیت اروپا و دریافت تندیس زرین کیفیت معرفی میشوند.


فعالیتهای شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران :

در راستای پیاده سازی مدل تعالی سازمانی EFQM، نه کارگروه متشکل از مدیران و کارشناسان ادارات و مدیریتها تشکیل و شروع به فعالیت کردند که نه گروه عبارتند از :

1-      گروه خط مشی و رهبری

2-      گروه فرآیندها

3-      گروه جامعه

4-      گروه دانش و منابع انسانی

5-      گروه شرکا

6-      گروه مشتری

7-      گروه فناوری اطلاعات

8-      گروه مالی

9-      گروه دارایی

 

1-       گروه خط مشی و رهبری

این کارگروه به ریاست مدیر عامل محترم و مدیران ارشد سازمان و رؤسای بلافصل و اعضای کمیته راهبردی و مدیر تعالی سازمان برگزار می گردد . تعداد جلسات تشکیل شده توسط این کارگروه 7 جلسه میباشد که حاصل عملکرد گروه به شرح ذیل است :

 

1-      تدوین سند چشم انداز شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران

2-      تصویب اهداف کلان و خرد شرکت

3-      اولویت بندی اهداف کلان و خرد شرکت

 

2-  گروه فرآیندها

این کارگروه به ریاست آقای صالح رئیس اداره تنظیم اهداف و خط مشی ها در مدیریت برنامه ریزی برگزار می گردد که تا کنون تعداد 26 جلسه تشکیل شده و حاصل عملکرد گروه به شرح ذیل می باشد :

 

1-      تصویب فرآیندهای مستند شده گروه های 9 گانه

2-      تهیه شناسنامه فرآیندهای گروه های 9 گانه

 

3- گروه جامعه

این کارگروه به ریاست آقای ناصری رئیس روابط عمومی تشکیل شده و تعداد 47 جلسه برگزار شده است . تعداد  فرآیندهای ارائه شده 10 فرآیند بوده که تا کنون 8 فرآیند در کارگروه فرآیندها تصویب گردیده است .

 

4- گروه دانش و منابع انسانی(کارکنان)

این کارگروه به ریاست  آقای قاسمی مدیرامور اداری و به معاونت آقای حسینعلیپور تشکیل می گردد . تعداد جلسات برگزار شده این گروه 55 جلسه بوده که تعداد 14 فرآیند به گروه فرآیندها ارائه شده وتا کنون 2 فرآیند به تصویب رسیده است .

 

5- گروه شرکا

این کارگروه به ریاست آقای یزدی از مدیریت تامین و توزیع تشکیل می گردد و تعداد جلسات برگزار شده 32 جلسه می باشد و تعداد فرآیندهای ارائه شده به گروه فرآیندها 13 فرآیند می باشد که تا کنون 1 فرآیند به تصویب گروه فرآیندها رسیده است .

 

6- گروه مشتری  

این کارگروه به ریاست آقایان شادمانی و کرمی از مدیریت بازرگانی تشکیل می شود و تعداد جلسات تشکیل شده 14 جلسه است . تعداد فرآیندهای ارائه شده و تصویب شده توسط این گروه 7 فرآیند می باشد .

 

7- گروه فناوری اطلاعات (ICT)   

این کارگروه به ریاست جنا ب آقای فرشاد از مدیریت برنامه ریزی تشکیل گردیده که تا کنون تعداد 2 جلسه برگزار شده است و هیچ فرآیندی توسط این کارگروه ارائه نگردیده است .

 

8- گروه مالی

این کارگروه به ریاست آقای عباسی از حسابداری مدیریت تشکیل می گردد . تعداد 5 جلسه برگزار شده است و تعداد فرآیندهای ارائه شده و تصویب شده توسط گروه 8 فرآیند می باشد . 

 

9- گروه دارایی

این کارگروه به ریاست آقای تکلو از مدیریت عملیات تشکیل می گردد . تعداد 29 جلسه برگزار شده و تعداد فرآیندهای ارائه شده و تصویب شده توسط این گروه 12 فرآیند می باشد .

 

نظرات ()



تاریخچه EFQM در شرکت ایران خودرو و شرکتهای تابعه
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٤/۱۸

تعالی سازمانی

تغییرات به وجود آمده در اقتصادجهانی و تلاش های انجام شده توسط سازمان جهانی ( WTO ) در راستای جهانی کردن اقتصاد و افزایش رقابت ، کشورهای مختلف اعم از توسعه یافته و یا در حال توسعه را به این باور رسانده است که برای حضور و بقا در بازارهای منطقه ای ، جهانی و حتی داخلی باید توان و قابلیت رقابت پذیری صنایع و سازمان و سازمان های خود را افزایش دهند . مدل های تعالی سازمانی یا سرآمدی کسب و کار ، بعنوان ابزارهای قوی برای سنجش میزان استقرار سیستم ها در سازمان های مختلف به کار گرفته می شوند . با بکار گیری اینگونه مدل ها ، ضمن اینکه یک سازمان میزان موفقیت خود را در اجرای برنامه های بهبود در مقاطع مختلف زمانی مورد ارزیابی قرار می دهد ، می تواند عملکرد خود را با سایر سازمان ها و به ویژه بهترین آنها مقایسه نماید .

امروزه اکثر کشورهای دنیا با تکیه بر این مدل ها ، جوایزی را در سطح ملی و منطقه ای ایجاد کرده اند که محرک سازمان ها و کسب و کارها در تعالی ، رشد و ثروت آفرینی است . در سه قطب بزرگ اقتصادی سده اخیر ( ژاپن – آمریکا – اروپا ) اصلی ترین نمونه این جوایز عبارتنداز : جایزه دمینگ درژاپن ، جایزه بالدریج در آمریکا ، جایزه اروپایی کیفیت که توسط بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت ایجاد شده و به مدل EFQM معروف است و عمومیت و استقبال بیشتری در سطح جهان کسب نموده است دیدگاه سیستماتیک قوی ، توجه دقیق به مدیریت مبتنی بر فرآیندهای سازمانی و نتیجه گرایی مدل EFQM برای سازمان های ایرانی که معمولاً در این حوزه ها با مشکلات جدی روبرو هستند ، بسیار آموزنده و اجرایی است . جهانی شدن از مهمترین مباحث مطرح در دنیای امروز است که گروه صنعتی ایران خودرو ، خواسته و یا ناخواسته در مسیر آن قرار دارد . برای ورود به عرصه رقابت جهانی خودرو شرایطی لازم است که باید آن را در مجموعه ایران خودرو فراهم نمود . این امر علاوه بر نیازمندی برعزم و اراده راسخ مستلزم اجرای یکسری برناه های منسجم در مقوله کاهش هزینه ، بهبود کیفیت ، توجه به خواست مشتریان ، بازاریابی نوین ، توسعه صادرات و چالاک شدن کلیه بخش های گروه صنعتی ایران خودرو می باشد. در روند جهانی شدن ، کسب رضایت مشتریان و کارکنان بعنوان یک مبنای اساسی لحاظ می شود . امروزه برای رقابت در عرصه جهانی باید به دانش فردا مجهز شد ، تا بتوان به سمت پیشرفت و تعالی حرکت نمود.

دلایل انتخاب مدل تعالی سازمانی

تحقق رویکردهای متعالی شرکت ایران خودرو در مباحث جهانی شدن از طریق کسب رضایت مشتریان ، بازاریابی نوین ، بهبود کیفیت و سایر مقولات تعریف شده مستلزم تدارک بستری مناسب برای حرکت سریع و پرشتاب مجموعه فعالیت ها و فرآیندهای عملیاتی در قالبی هدفمند و سنجش اثر بخشی و ارزیابی نحوه عملکرد فرآیند ها با هدف ترسیم چرخه بهبود مستمر و بهره مندی از نتایج حاصله بصورت یک فعالیت یادگیری مستمر در اصلاح رویکردسازمان ، درک نقاط قوت و ضعف آن بصورت چرخه ای دائمی از طریق انجام ارزیابی های مستمر و ارائه اقدامات اصلاحی و پیشگیرانه می تواند مسیر تعالی سازمان ها و حرکت آنها به جلو را تسهیل و تسریع نماید.

مدل تعالی سازمانی EFQM بعنوان الگویی جامع در سنجش توان عملکردی سازمان ها از طریق طراحی و اجرای نظام ارزیابی عملکرد سازمان ها ، میزان تحرک هوشمندانه آنها را در طراحی مطلوب مسیر حرکتی ،اجرای بهینه اهداف ، بررسی نتایج حاصله و سنجش اثر بخشی اقدامات انجام شده ، را موردتحلیل قرار داده و سطح کامیابی سازمان ها را در نیل به تعالی مشخص می سازد. انتخاب این مدل به منظور استقرار در شرکت ایران خودرو و نیل به تحقق هرچه بهتر اهداف عالیه شرکت در راستای جهانی شدن می باشد . بدیهی است تعریف فعالیت های خود ارزیابی بصورت مستمر و تعیین نقاط قوت و ضعف و انجام پروژه های مطالعاتی برای تقویت نقاط مثبت و مرتفع نمودن نقایص و کاستی ها می تواند در گذر زمان و با حمایت و تعهد مسئولین سازمان ، دسترسی چشم انداز تعیین شده را محقق ساخت .

ارزش ها و مفاهیم بنیادی

مدل تعالی سازمانی چارچوبی روشمند برای ارزیابی عملکرد سازمان ها در دو حوزه فرآیند ها و نتایج حاصل از این فرآیند ها است. دستاوردهای حاصل از ارزیابی در این مدل عبارتست از نقاط قوت سازمان و زمینه های قابل بهبود آن که برای دستیابی به بهبودها فهرستی از برنامه های اولویت بندی شده را نیز پیشنهاد می کند. بر اساس آموخته های مدیریت کیفیت جامع (TQM)، توجه به ارزش ها و مفاهیم بنیادین هشت گانه به شرح زیر، لازمه موفقیت و ایجاد بهبود مستمر سازمان ها است :

  • نتیجه گرایی
  • مشتری مداری
  • رهبری و ثبات در مقاصد
  • مدیریت مبتنی بر فرآیندها و واقعیت ها
  • توسعه و مشارکت کارکنان
  • یادگیری، نوآوری و بهبود مستمر
  • توسعه همکاری های تجاری
  • مسؤولیت های اجتماعی سازمان

ارزش ها و مفاهیم هشت گانه فوق پایه های اصلی برنامه ریزی و استقرار سیستم ها را تشکیل می دهند و برای شناخت وضعیت عملکردی سازمان ها باید از معیارهایی بهره گرفت که ارتباط تنگاتنگی با مفاهیم فوق الذکر داشته باشند، معیارهایی که توسط آنها، میزان تحقق هشت مفهوم بنیادین و میزان موفقیت سازمان در دستیابی به نتایج را بتوان اندازه گیری کرد.

تاریخچه EFQM در شرکت ایران خودرو و شرکتهای تابعه

  • حدود 10 نفر از پرسنل مرکز مطالعات منابع انسانی و مدیریت آموزش دوره ارزیابی EFQM را در سازمان مدیریت صنعتی در بهمن سال 1382 گذرانده اند .
  • سمینار EFQM و مدیریت منابع انسانی درابتدای سال 1382 در ایران خودرو برگزار شده است .
  • شرکت ساپکو از چند سال پیش با مدل بالدریج شروع به فعالیت نموده و از ابتدای سال 82 مدل EFQM را ملاک تعالی قرار داده و اظهار نامه تدوین شده را برای دبیر خانه جایزه ملی ارسال کرده اند.
  • شرکت ایساکو نیز از سال گذشته مدل EFQM را ملاک تعالی قرارداده و اظهار نامه نیز تدوین کرده اند.
  • شکل گیری پروژه در معاونت خدمات مدیریت و سیستم ها:
  • تشکیل تیم اجرایی پروژه
  • ایجاد ارتباط با مشاورین برجسته
  • دعوت از نمایندگان واحدها و ارائه آموزش اولیه
  • جمع آوری اطلاعات از سطح شرکت با کمک نمانیدگان معرفی شده توسط واحدها ( حدود 30 واحد ) برای تدوین اظهار نامه .
  • تهیه اظهار نامه با توجه به گستردگی شرکت و وقت بسیار اندکی که در دسترسی بوده است .
  • ثبت نام جهت فرایند جایزه ملی و ارسال اظهار نامه به دبیرخانه جایزه ملی
  • سازماندهی اولیه پروژه با تشکیل کمیته عالی تعالی سازمانی ، تکمیل تیم اجرایی پروژه ( تسهیل گران ) و نمایندگان واحدهای مختلف شرکت .
  • برنامه ریزی ارزیابی ها و خود ارزیابی
  • نگارش ویراش دوم اظهار نامه
  • تهیه پروژه های بهبود بر اساس ارزیابی قبلی
  • انجام خودارزیابی به روش مشابه سازی جایزه
  • ارایه آموزشی های لازم سطوح مختلف شرکت حدود یک هزار نفر روز .

برنامه های آتی

توسعه مرکز تعالی ایران خودرو با هدف استقرار مدل تعالی ایران خودرو در شرکتهای تابعه و ایجاد رقابت در آنها

  انجام بهینه کاری (BENCHMARKING) و تبادل تجارت با سازمانهای برتر.

  انجام مطالعات و تحقیقات کاربردی تهیه ، انتشار و توزیع کتب و بسته های آموزشی در سطح گروه صنعتی ایران خودرو به منظور توسعه فرهنگی تعالی .

  تهیه و تدوین سیستم ها ، نظام ها ، روش ها و استانداردهای لازم جهت تسهیل در استقرار مدل تعالی ایران خودرو.

  کسب تندیس زوبین جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی و گواهینامه IBEC که نشان دهنده تکامل سطح تعالی سازمانی ایران خودرو خواهد بود

اقدامات انجام شده در ارتباط با مدل EFQM

  • تشکیل تیم اجرایی پروژه ( آذر 82)
  • تعیین نمایندگان واحدها در شرکت ( دی 82 )
  • ارائه آموزش های لازم در سطوح مختلف مدیریت و کارشناسی ( از دی ماه 82 تاکنون )
  • تدوین اولین اظهار نامه وارائه به موسسه مطالعات بهره وری و منابع انسانی
  • دریافت گواهینامه تعهد به تعالی اسفند ماه (82 )
  • خود ارزیابی سازمان فروش ( بهار 83 )
  • تدوین دومین اظهار نامه جهت ارائه به موسسه استاندار و تحقیات صنعتی خرداد و تیر 83
  • اقدام به خودارزیابی سواری سازی ( از اول تیر ماه 83 )

 منبع :refah.rai.ir/skin/refah/articles/efqm.doc

نظرات ()



ارزیابی عملکرد سازمان با استفاده از مدل EFQM (ویرایش 2010)
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٤/٥

ارزیابی عملکرد سازمان با استفاده از مدل EFQM (ویرایش 2010) .

 آیا تاکنون به این فکر کرده اید که عملکرد سازمانتان چگونه است؟

  EFQM ابتدای کلمات European Foundation for Quality Management به معنی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت است. این بنیاد در سال 1988 توسط 14 شرکت بزرگ اروپایی تأسیس گردید و درحال حاضر 600 سازمان بزرگ و کوچک عضو آن می باشند. مدل سرآمدی EFQM در اروپا، بعنوان چهارچوبی جهت ارزیابی و سنجش عملکرد سازمان هایی که قصد شرکت در برنامه ی "جوایز ملی اروپایی تعالی سازمانی" را داشتند عرضه گردید. امروزه این مدل فراگیرترین چهارچوب سازمانی مورد استفاده سازمانها بمنظور شرکت در مسابقات تعالی سازمانی در اروپا مانند "جوایز تعالی اروپایی" (EEA) می باشد. این مدل به تازگی از سوی اعضای EFQM (لیست اعضاء را از پایین همین صفحه دانلود کنید) و ارزیابان آن مورد بازبینی قرار گرفته است و تحت عنوان EFQM Model 2010 عرضه گردیده است. شایان ذکر است که فاکتورهای تجاری مدل در این نسخه کاملاً تحت تأثیر بازبینی ها قرار گرفته است. اجرای جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی از سال 1382 در کشور ما ایران آغاز گردیده است.

 

با مدل EFQM میتوان سازمانها را ارزیابی و عملکرد آنها را اندازه گیری نمود. این مدل به سازمانها کمک می کند تا با مقایسه وضعیت موجود و مطلوب خود تفاوتها را شناسایی نموده، و سپس با بررسی علل وقوع این تفاوتها، راه حلهای بهبود وضع موجود را کشف و آنها را اجرا نمایند.

 

هنگامیکه این مدل به عنوان ابزاری برای ارزیابی بکار گرفته شود، تصویری از میزان رقابت پذیری سازمان در مقایسه با یک سازمان مشابه و یا کاملاً متفاوت را ارائه می نماید. و هنگامیکه در شمایل یک مدل مدیریتی استفاده گردد، تعریف دقیقی از وضعیت ایده آل و یا بهبود وضع موجود را بر اساس ظرفیت و کارائی سازمان ارائه خواهد نمود.

با بکارگیری این مدل در سازمان خود ساختاری ایجاد خواهید نمود که منجر به بهبود عملکرد خواهد شد، و مبنایی برای تعالی پایدار در سازمان شما پایه گذاری خواهد گردید. از دیگر منافع استفاده از این مدل میتوان به موارد زیر اشاره نمود:

 

فراهم شدن چهارچوبی برای مدیریت بهتر سازمان.

امکان نگاه سخت گیرانه به سازمان توسط مدیران، تا به شناخت بهتری از عملکرد خود برسند.

امکان تعریف و تدوین فعالیت های بهبود در سازمان از طریق استفاده از یک روش سیستماتیک خود ارزیابی.

فراهم شدن امکان الگوبرداری و مقایسه فرآیندهای کاری و نتایج حاصله با دیگر سازمان ها و کاربران این مدل که آنرا مورد استفاده قرارداده اند.

فراهم شدن توانایی ردیابی و اندازه گیری پیشرفت امور با استفاده از یک سیستم اندازه گیری مطمئن و قوی.

امکان شرکت در برنامه جایزه ملی کیفیت و استفاده از مزایای آن.

 منبع : http://www.bestvision.ir/

نظرات ()



مدل تعالی سازمانی چیست ؟
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٤/٥

مدل تعالی سازمانی چیست ؟

آیا تا کنون به این فکر کرده اید که " عملکرد سازمانتان چگونه است؟ " . به راستی چگونه می توان فهمید سازمانی در مسیر پیشرفت و رشد متوازن است یا خیر ؟ EFQM مدل تعالی سازمانی است که سازمانها را ارزیابی و عملکرد آنها رااندازه گیری می کند. این مدل به سازمانها کمک می کند تا با مقایسه وضعیت موجود و مطلوب خود تفاوتها را شناسایی کنند ، سپس با بررسی علل وقوع این تفاوتها راه حلهای بهبود وضع موجود را پیدا و آنها را اجرا نمایند. EFQM ابتدای کلمات Foundation Quality Management European به معنی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت است. ساز مان EFQM در سال 1988 توسط 14 شرکت بزرگ اروپایی تشکیل شد و در حال حاضر 600 سازمان بزرگ چند ملیتی و ملی عضو آن هستند. برای بررسی بیشتر ابتدا با بعضی اصطلاحات آشنا می شویم .

 سازمان سرآمد:

 سازمانی سرآمد است که بتواند رضایت کلیه ذ ینفعان سازمان را برآورده نماید. ذینفعان سازمان عبارتند از کارکنان ، مشتریان ، جامعه ، سهامداران ، شرکای تجاری و کلیه افرادو سازمانهایی که از سود سازمان منتفع و از ضرر آن متضرر می گردند.

 اصول سرآمدی:

 اکثر مدلهای تعالی سازمانی به رشد متوازن سازمانها براساس دو معیا ر اصلی زیر توجه می کنند: • نتایج حاصل از عملکرد سازمان • رشد متوازن و مناسب اجزاء و عوامل تشکیل دهنده سازمان همین طور که می بینید ، آنچه که برای EFQM مهم است هم نتیجه و هم رشد عوامل تشکیل دهنده سازمان است. در زیر اصول اولیه تعالی سازمانی را بررسی می کنیم:

1. نتیجه گرایی :از دیدگاه تعالی سازمانی یکی از ملزومات برتری ، کسب نتایج متوازن است که شامل نتایج حاصل برای تمام کارکنان ، مشتریان ، شرکاء ، تامین کنندگان و جامعه می باشد. یعنی بر خلاف مدلهایSO 9000 I که در آنها، تاکید بیشتر بر رضایت مشتری است ، در EFQM رضایتمندی و نتایج مربوط به همه ی ذینفعان مد نظر قرار می گیرد. نکته ی حائز اهمیت دیگر در مورد نتیجه گرایی این است که نتایج باید در اثر خط مشی و استراتژیهای ساز مان به دست آمده باشند نه عوامل تصادفی و خارج از اختیار سازمان . به طور مثال افزایش در آمدی که در اثر افزایش ناگهانی و پیش بینی نشده قیمت محصولات ، نفت و ... اتفاق می افتد نمی تواند نشانه ای از رشد سازمان باشد.

 2. مشتری گرایی:

 ادامه حیات یک سازمان به تامین نیاز ها و انتظارات مشتریان وابسته است وحفظ آنهادر کسب سهم بازار وپیشی گرفتن از رقبا بسیارمو ثراست.

 3. رهبری و ثبات هدف:

 رهبران سرآمد ارزش ها و ماموریت سازمان را مشخص می کنند وثبات هدف دارند اما در صورت نیاز قادرند مسیر سازمان را تغییر دهند و با تشخیص به موقع لزوم اصلاحات و تغییر سبک رهبری از خود انعطاف پذیری نشان می دهند .

 4. مدیریت بر پایه فرآیندها و واقعیا ت :

فعالیت های داخلی و ارتباطات سازمان باید شناخته شده و به طور سیستماتیک کنترل شوند. تصمیمات مرتبط با فعالیت های جاری و بهبود ها باید بر اساس اطلاعات مطمئنی اتخاذ شوند که شامل دیدگاه های همه ذینفعان باشد.

 5. توسعه مشارکت کارکنان:

سازمان سرآمد از کارکنان سرآمد تشکیل می شود، چنین سازمانهایی توانا ئیهای بالقوه کارکنان خود را در سطوح فردی، گروهی و سازمانی شکوفا می کنند،عدالت را رشد داده و کارکنان خود را در امور مشارکت می دهند. آنها کارکنان خود را مورد توجه قرار داده و مورد تشویق و قدر دانی قرار می دهند که منجر به ایجاد انگیزه و تعهد آنان به استفاده از مهارتها و دانش خود به سود سازمان می شود.

 6. بهبود، نوآوری و یادگیری مستمر:

استفاده از دانش ، نو آوری و یاد گیری ثروتی است که میتواند عامل برتری ساز مان باشد و در این میان سازمان هایی سرآمد هستند که به آموزش و توسعه دانش به چشم یک ضرورت بنگرند.

 7. توسعه شراکت ها:

 براساس دیدگاه تعالی سازمانی باید بین سازمان و شرکاء تجاری آن مثل تامین کنندگان (suppliers) و پیمانکاران (sub-contractors ) ارتباط سودمند و دو جانبه برقرار باشد.

 8. مسئولیت های اجتماعی سازمان:

 هر ساز مان وقتی در مسیر تعالی قرار می گیرد که به مسئو لیت های خود د ر برابر جامعه ومحیط زیست متعهد بوده و فعالیت هایش را با موازین اخلاقی و توقعات جامعه هماهنگ سازد.

معیار های مدل EFQM :

عوامل دخیل در مدل سرآمدی EFQM را در دو حوزه بررسی می کنند:

  • توانمند سازها

  • نتایج
 حوزه توانمند سازها شامل 5 معیار است که بیان کننده اجزا تشکیل دهنده یک ساز مان و چگونگی تعامل آنها با هم است. حوزه نتا یج نیز شامل 4 معیار است که دستاوردهای حاصل از عملکرد ساز مان را تشکیل می دهند.

همانطور که گفتیم مدل EFQM سعی می کند عملکرد سازمان ها را به عدد تبدیل کند . اکنون می خواهیم ببینیم این عدد چگونه محاسبه می شود. این امتیاز از 1000 در نظر گرفته می شود، به عبارت دیگر امتیاز سازمانهای متقاضی از 1000 محاسبه شده و سازمان های سرآمد معرفی می شوند که در حال حاضر بیشترین امتیاز متعلق به شرکت " نوکیا" است که 750 امتیاز کسب کرده ، درایران نیز" فولاد مبارکه" در سال 83 موفق به کسب 330 امتیاز شده است . در محاسبه امتیاز یک سازمان هر کدام از فاکتور های فوق ، تا ثیر مخصوص به خود را دارند .(نمی دانم اگر شرکتهای بخش نهادههای کشاورزی ارزیابی شوند چه نمره ای خواهند گرفت ؟! )

نتیجه گیری:

 ساز مان سر آمد از افراد سر آمد تشکیل شده است و حیات آن وابسته به وجود افراد متعالی خواه است. شاید یکی از بزرگ ترین موانع و مشکلات بر سر راه رشد و تعالی ساز مان ها و نهادهای ایرانی این است که متاسفانه تعداد زیادی از ما حتی در زندگی فردی و شخصی خود نیز تعالی جو نیستیم. به راستی چند در صد از ما روحیه ای مشارکت جو داریم ؟ در چه سطحی از خود شکوفایی و آرمان خواهی هستیم ؟ آیا اصلاً کیفیت کار برایمان مهم است ؟ . غالباً دیده می شود در ادارات و سازمانها از لحاظ کمّی کار زیادی انجام می شود اما این همه کار تاثیر کوچکی در رشد و تعالی سازمانی دارد. آیا در چنین شرایطی می توان مدل هایی مثل EFQM را پیاده کرد و حتی به فرض چنین اتفاقی آیا پیاده سازی ظاهری آن دردی را درمان خواهد کرد؟ به اعتقاد بنده تازمانی  که بهبود خواهی ، حرکت رو به رشد ، احساس نیاز به یاد گیری مستمر و فعال بودن به جای منفعل بودن بر اندیشه و ذهنیت تک تک ما مخصوصاً مدیران و رهبران حاکم نشود کاری از پیش نخواهیم برد. به امید روزی که تعالی خواهی جزئی ازاندیشه و تفکرهر ایرانی باشد وسازمان _ها ی خصوصی ودولتی ایرانی همگی سازمان هایی سرآمد باشند.

 

منبع :

http://raminsalek.blogfa.com

نظرات ()



European Foundation for Quality Management ) EFQM)
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٤/٥

European Foundation for Quality Management(EFQM)

 

هر سازمانی  صرف نظر از نوع فعالیت . اندازه. ساختار و یا میزان کامیابی در تامین اهداف سازمانی خود نیاز به مدلی دارد که بر اساس آن میزان موفقیت خود را در نیل به آرمانها  و راهبرد های کسب و کار خویش مورد سنجش و اندازه گیری قرار بدهد

مدل  های تعالی سازمانی ابزاری جهت کمک به سازمانها برای سنجش میزان قرار داشتن در مسیر تعالی سازمانی و رشد متوازن هستند این مدلها به سازمانها کمک می کنند  تا با مقایسه وضع موجود و مطلوب خود . تفاوت ها را شناسایی و سپس بر اساس این تفاوت ها و بررسی علل وقوع آنها راه حل های بهینه سازی  وضع موجود را شناسایی کرده و آنها را اجرانماییند

 لازم است سازمان ها ماقبل از اقدام به اجرای مدل های تعالی سازمانی . موجود بودن زیر ساخت های ضروری برای انجام این مهم به خصوص زیر ساخت های فکری. رفتاری و انسانی نسبت به اصول ک یفیت را بررسی و از موجود بودن آن نها در سازمان خود اطمینان حاصل نمایند .از این رو اجرای مدلهای تعالی سازمانهای ایرانی منوط به اجرای دو مرحله اصلی زیر است

•بررسی وجود زیر ساختهای لازم برای تعالی سازمانی و تعیین درجه بلوغ سازمانی

•عارضه یابی بر اساس یکی از مدلهای تعالی سازمانی و تعیین میزان فاصله از آن

یکی از معضلات ما در ساز مانهای ایرانی . موضوع سبک رهبری این سازمانها است بی شک در صورتی که ما ایرانیان انرژی و وقت لازم را برای ترمیم این قسمت از نقاط ضعف خود صرف کنیم می توانیم به تعالی کسب و کار خود امیدوار بلشیم 

اصول پایه کیفیت

•تمرکز بر مشتری و مشارکت و همکاری با مشتری

Øبازدید مرتب کارکنان با مشتری

Øدرک و شناخت کامل مشتریان

Øلحاظ کردن نیاز های مشتریان در فعالیت های جاری سازمان

Øفعالیت بیش از انتظار مشتری

Øارضاءمشتری بعنوان اولویت شماره یک

Øجمع آوری اطلاعات مرتبط به تغییرات حاصله در نیازهای مشتری بطور سیستماتیک وهدایت و بهبود سازمان در مسیر آن

Øجلوگیری از بروز شکایات مشتری و تلاش برای مراجعه به مشتری برای کسب نظرات وی

•مشارکت کلیه کارکنان

Ø مشارکت داوطلبانه کلیه کارکنان

Øوجود تیمهای که بر اساس ارتباطات باز.اعتماد و علاقه نسبت به یکدیگرهمکاری و معاضدت دارند

Øمهارتهای افراد بر اساس آموزش های مستمر و دایمی توسعه می یابد

Øتصمیم گیری لر اساس حقایق و واقعیات انجام می شود

Øامکان تحلیل شرایط موجود برای همه وجود دارد

Øسرمایه گذاری سازمان روی دانش

Øتقویت کارکنان

Øوجود نگرش کارآفرینی و توسعه مهارتهای رهبری در کلیه سطوح سازمانی

•نگرش فرایند مداری

Øرضایت مشتریان داخلی مورد نظر است

Øفرایندها مهمتر از نتایج هستند

Øاثر بخشی فرایندها اندازه گیری می شوند

Øنتایج مورد نر اندازه گیری شده اند

Øفرایند ها در قالب برنامه ها وروشهای کاری استاندارد مستند شده اند

Øفرهنگ تعالی خواهی به تامین کنندگان نیز توسعه داده شده است

Øکاهش مستمر تغییر پذیری فرایند مورد نظر است

•سازگاری بین اهداف

Øوجود آرمان وماموریت روشن در کلیه سطوح سازمان

Øتعیین وابلاغ اهداف معیین .قابل اندازه گیری.دست یافتنی.واقعی وزمان بندی شده به کلیه سطوح سازمانی

Øمتناسب بودن رفتار مدیران با اهداف تعیین شدهچ

Øوجود اطلاعات متناسب برای اهداف بهبود کیفیت فرایندها

Øتعهد مدیریت ارشد به این اهداف و اتقاء کیفیت

•عمل بر اساس واقعیات

 

Øانجام فعالیت ها وکارها بر اساس حقایق و نه بر احساسات

Øمسایل ریشه ای بر اساس اندازه گیری میزان واقعیات مورد تحلیل قرار می گیرد

Øاهدافی که بر اساس حقایق جمع آوری می شود تحلیل می شوند

Øهزینه های کیفیت مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد÷

•تمرکز روی بهبود مستمر

Øعملکرد کارکنان و توانایی های آنان وسایر توانایی های سازمان بهبود می یابند

Øبه مسایل به عنوان روشی برای بهبود وفرصت ارتقاء فرایندها نگریسته میشود

Øتاکید بر پیشگیری از وقوع مسایل تا اصلاح آنها

Øبهبودها بر اساس نگرشهای چند تخصصی .سازمان یافته و واقعی سازماندهی و اجرا می شوند

Øگروههای چند تخصصی در سازمان تشکیل شده اند

Øبهبود جامع مورد نظر است وبه آن به عنوان یک کار زود گذر نکاه نمی شود

 

مدل EFQMدر جایگاه یک ابزار عارضه یاب

توضیحات :

1- در تیم خود ارزیابی معمولا افرادی خارج از شرکت مثلا مشاوران نیز حضور دارند

2- روشهای معمول برای ارزیابی بر اساس مدل EFQMعبارتند از روش پرسشنامه .کارگاه . پروفرما.ماتریس و شبیه سازی جایزه

3- در جمع بندی نتایج و شناسایی نشانه ها معمولا به روشهای تصمیم گیری به روش عبارتند از روش پرسشنامه .کارگاه . پروفرما.ماتریس و شبیه سازی جایزه

3- در جمع بندی نتایج و شناسایی نشانه ها معمولا به روشهای تصمیم گیری به روش Expert choice عمل می شود

4- تعیین علل بروز مسئله مهمترین بخش در فرایند عارضه یابی است در واقع با شروع این مرحله عملا مدل عارضه یابی کنار می رود

5- اولویت بندی علل باید بر اساس روش علمی علمی و مهمول و پذیرفته شده باشد

 

6- در تعیین و شناسایی راهکارها باید میزان تاثیر گذاری آنها روی سایر نشانه ها و علل موجود در نظر گرفته شود

 

7- اولویت بندی راه کارها حداقل باید بر اساس معیارهایی مثل هزینه. زمان. تاثیر گذاری. اثر بخشی و غیره انجام شود

مهمترین رکن مدلEFQM بحث خودارزیابی آن می باشد در واقع فرایند خود ارزیابی که روشهای مختلفی برای آن در سازمان بیان شده است ضمانتی است برای اطمینان از نفذ مدل در سازمان

در این روش مدل در ابتدا روشهای ابتدایی و ساده تر را برای خود ارزیابی پیشنهاد می کند و در واقع سازمان را نسبت به مدل تست می کند و وقتی از رفع خطر دفع پیاده سازی مدل اطمینان حاصل شد . روشهایی که بیشتر سازمان را با خود درگیر می کند را ارایه می دهد.

روشهای خود ارزیابی در مدل EFQM

1- پرسشنامه

2- کارگاهی

3- ماتریسی

4- پروفرما

پیشنهاد می شود در سازمان هایی که برای اولین بار قصد خود ارزیابی دترند از روش پرسشنامه و کارگاهی به صورت توامان استفاده کنند. با توجه به اینکه اکثر سازمانهای داخل ایران دارای چنین شرایطی هستند . روش پرسشنامه تخصصی به همراه روش کارگاهی پیشنهاد شده است

نکته حایز اهمیت این است که فرایند خود ارزیابی همیشه در سازمان خواهد ماند و بر حسب نیاز سازمان هر چند مدت این ارزیابی تکرار میگردد

1- حوضه رهبری

معیارها:

üرهبران . ماموریت ها . آرمان ها و ارزشها.ی سازمانی را تعیین و خودشان الگوی فرهنگ برتری می باشند

üرهبران شخصا در ایجاد . توسعه و بکارگیری سیستمهای مدیریت و بهبود مستمر آنها مشارکت می نمایند

üرهبران با مشتریان و شرکاءو نمایندگان جامعه در تماس هستند

üرهبران با ایجاد انگیزه و حمایت از کارکنان از آنها قدردان می نمایند

üرهبران تحولات سازمانی را شناسایی واز آن حمایت می کنند

2- حوضه کارکنان

معیار ها:

üمنابع انسانی برنامه ریزی . مدیریت و بهبود می یابد

üدانش و شایستگی کار کنانان شناسایی.توسعه و پشتیبانی می شود

üکارکنان تشویق به مشارکت شده و توان آنها افزایش می یابد

üکارکنان و سازمانها دارای گفتمان هستند

üکارکنان ساعی شناسایی و مورد قدر دانی و توجه قرار می گیرند

3- حوضه خط مشی و راهبرد

معیارها:

üخط مشی و راهبرد سازمان بر اساس نیاز ها و انتظارات حال وآینده ذینفعان ایجاد شده است

üخط مشی و راهبرد سازمان بر اساس اطلاعات حاصل از اندازه گیری عملکرد . تحقیقات. یادگیری و خلاقیت های کاری ایجاد شده است

üخط مشی و راهبرد تهیه شده و به روز در می آیند

üخط مشی و راهبرد سازمان از طریق ساختار فرایند های کلیدی ایجاد شده بکار گرفته می شوند

4- حوضه شراکت و منابع

معیارها:

üمشارکت های خارجی مدیریت می شوند

üمنابع مالی مدیریت می شوند

üمدیریت بر ساختمانه . تجهیزات و مواد

üتکنلوژی مدیریت می شود

üاطلاعات و دانش مدیریت می شوند

5- حوضه فرایند ها

معیارها:

üفرایند ها به صورت سازمان یافته طراحی و مدیریت می شوند

üفرایندها با توجه به نیاز های بهبود یافته و از نو آوریها بر روی آنها برای تامین رضایت و ایجاد ارزش افزوده مشتریان و سایر ذینفعان استفاده می شود

üمحصولات و خدمات بر اساس نیاز مشتری طراحی و تو سعه داده می شوند

üمحصولات و خدمات تولید و تحویل شده و خدمات آنها ارایه می گردد

üارتباط با مشتریان سازمان .مدیریت و تقویت می شود

6- حوضه نتایج کارکنان

معیارها:

üبرداشت های کارکنان . معیارهاو نتایج مستقیم

•عوامل مرتبط با انگیزش

•عوامل مرتبط با رضایتمندی

üمعیارهای عملکردی

•دستاوردها

•انگیزه و مشارکت

•رضایت مندی

•خدمات ارایه شده به کارکنان سازمان

7- حوضه نتایج مشتری

معیارها:

üبرداشت های مشتری

•برداشت های کلی

•محصولات و خدمات

•پشتیبانی حین و بعد از فروش

•وفاداری

üمعیارهای عملکردی

•تصورات کلی

•محصولات و خدمات

•پشتیبانی حین و بعد از فروش

•وفاداری

8- حوضه نتایج جامعه

معیارها:

üبرداشت های اجتماعی. معیارها و نتایج مستقیم

•عملکرد سازمان به عنوان یک شهروند مسئول

•مشارکت با انجمنها و گروههای محلی

•فعالیتهای اجرایی جهت کاهش و جلوگیری از صدمات ناشی از عملیات تولیدی و کاهش خدمات طی چرخه عمر آن

•انجام فعالیت های زیست محیطی و حفظ منابع

üمعیارهای عملکردی:

•پوشش خبری

•رفتار مناسب با مسئولین

•تقدیر نامه وجوایز دریافتی

9- حوضه نتایج عملکرد

معیارها:

üنتایج و پیامد های عملکرد کلیدی

•پیامدهای مالی

•دستاورد های غیر مالی

üشاخص های عملکردهای غیر کلیدی

•فرایندها

•منابع خارجی از جمله مشارکت ها

•مالی

•ساختمانها.ماشین آلات و مواد

•تکنولوژی

•اطلاعات و دانش

 

منبع : http://sanaye-en.blogfa.com/post-2.aspx

نظرات ()



ماموریت EFQM چیست ؟
نویسنده: EF9M - ۱۳۸٩/٤/٤

 

 

ماموریت EFQM چیست ؟ 

به استناد ماهیت، فرآیند، اهداف و ویژگی‌های EFQM می‌توان دریافت که این تکنیک، یک تکنیک مدیریتی و مربوط به حوزه کنترل و ارزیابی در سازمان است. به منظور اثبات این مدعا، آشنایی با کنترل، تعریف و فرآیند آن و نیز EFQM ضرورت می‌یابد. در تئوری‌های مدیریت از دوره کلاسیک‌ها تاکنون، کنترل به عنوان، یکی از مراحل و یا اصول مدیریت، تعریف شده است. در نظریه POSDCORB 1 که مدیریت را شامل: برنامه‌ریزی، سازماندهی، کارگزینی، هدایت، هماهنگی، گزارش‌دهی و بودجه می‌داند، گزارش‌دهی و بودجه درحوزه کنترل جای گرفتند. بعدها هنری فایول، در اصول چهارده گانه خود،‌کنترل را بخشی از مدیریت معرفی کرد. اینک در میان صاحب‌نظران دانش مدیریت، کنترل یک اصل، یک مرحله و یا یک وظیفه مهم مدیریتی شمرده می‌شود. برخی اصول مدیریت را در پنج اصل برنامه‌ریزی، سازماندهی، تامین منابع، هدایت و کنترل خلاصه می‌کنند. عده‌ای همان اصول را تحت عنوان فرآیند مدیریت و گروهی نیز به عنوان وظایف آن می‌شناسند. در هر حال با فرض پذیرش هر کدام از این نظریات،‌کنترل آخرین گام در فرآیند مدیریت به حساب می‌آید. در دهه‌های اخیر نیز آقای دمینگ در چرخة معروف خود که به نام چرخة دمینگ شناخته می‌شود،‌ کنترل را تحت عنوان بررسی2 یا کنترل3 معرفی کرده است، که به چرخه PDCA نیز معروف است.

 

کنترل تقریباً از سوی همة کسانی که آن را به نام کنترل، چک، برسی یا ارزیابی نامیده‌اند به عنوان شناخت وضع موجود، مقایسه آن با اهداف و شاخص‌ها، درک کمبودها و عقب‌ماندگی‌ها و اصلاح آن تعریف شده است. براساس این تعریف، فرآیند کنترل عبارت است از:

 

1- شناخت یا تعیین اهداف و شاخص‌ها

2- شناخت وضع موجود

3- مقایسه وضع موجود با اهداف و شاخص‌ها

4- درک نواقص،‌کمبودها و عقب ماندگی‌ها

5- تلاش برای اصلاح

 

این پروسه همچنان در فرآیند مدیریت بصورت مستمر ادامه خواهد داشت و این همان اصلی است که در نظریات، مدل‌ها و تکنیک‌های جدید مدیریتی به نام "بهبود مستمر" شناخته شده است. حال اگر به EFQM بنگریم مشاهده خواهیم کرد نقشی که EFQM ایفا می‌کند،‌ نقش کنترل، ارزیابی و اصلاح مستمر است. براساس تعریف بانیان مدل سرآمدی، یعنی "الگوی تعالی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت"4، نه عنصر اصلی وجود دارد که پنج مورد آن توانمندساز (رهبری، استراتژی، کارکنان و منابع) و چهار مورد آن شامل نتایج (کارکنان، مشتریان، جامعه و نتایج کلیدی عملکرد) است. که اگر دقیقاً در این عناصر نگریسته شود و به فرآیند اعمال این مدل توجه شود، ماهیتاً همان پروسه PDCA و یا فرآیند کنترل است که پیشتر تعریف کردیم. در مدل سرآمدی اروپا (EFQM) تکنیک‌های متنوعی مورد استفاده قرار می‌گیرند که همگی، ماهیتاً نقش کنترلی ایفا می‌کنند از جمله در منطق رادار5 و خودارزیابی. در منطق رادار، ابتدا نتایج حول محورهای روند، اهداف، مقایسه و علت‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد، سپس رویکرد،‌ بکارگیری و ارزیابی و بازنگری. و این تقریباً همان چرخه دمینگ و فرآیند خودارزیابی است. در مورد فرآیند خودارزیابی هم به همین صورت.

 

مراحل خودارزیابی از ایجاد و تعهد به خودارزیابی شروع و با برنامه‌ریزی یا تعیین گروه، برگزاری ارتباط و هدایت آنها تداوم یافته و با تعیین برنامه‌های عملیاتی و اجرای برنامه‌ها و سرانجام بازبینی، خاتمه می‌یابد و این چرخه همچنان ادامه خواهد داشت. حال اگر فرآیند این سه تکنیک مهم را با فرآیند کنترل در مدیریت مقایسه کنیم در خواهیم یافت که همه آن مدل‌ها و تکنیک‌ها در حوزه کنترل قرار دارند

 

لذا می‌توان نتیجه گرفت که در مدل سرآمدی سازمان به استناد الگوی اروپایی آن، سازمان‌ها با ارزیابی خود (کنترل خود) ضمن اخذ باز خور مناسب و شناسایی نقاط قوت و ضعف، راه‌های بهبود و اصلاح (شناسایی نقاط قابل بهبود) مستمر را ارائه خواهند داد. این چرخه در مطالعات مدیریتی همانند فرآیند دمینگ یک اقدام کنترلی و بهبود مستمر تلقی می‌شود. بنابراین باید گفت: ماموریت EFQM براساس شناخت وضع موجود سازمان و مقایسه آن با اهداف، شاخص و استانداردهای عملکرد، بهبود مستمر عملکرد سازمان است.

 

منابع:

 - رضائیان ، علی ، اصول مدیریت، تهران، انتشارات سمت،1369

 - تعالی سازمان‌ها،(الگوی تعالی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت). محمد رضا گرامی، حمید رضا نور علیزاده، تهران. مطالعات بهره‌وری و منابع انسانی، 1384

 

 

www.dartmouth.edu/ogehome/CQI/PDCA.htm

http://quality.enr.state.nc.us/tools/pdca.htm

 ô دکترای مدیریت استراتژیک

زیرنویس:

1-     Planning , organizing, Staffing, Directing, Coordinating, Reporting, budgeting

2-     Check

3-     Control

4-     European Foundation Quality Management (EFQM)

5-     Results, Approach, Deployment, Assessment, Review (RADAR)

 

 

DOE

Design of Experiments

FMEA

 Failure Mode & Effects Analysis

MSA

 Measurement System Analysis

QFD 

Quality Function Deployment

QOS 

QUALITY OPERATING SYSTEM

SPC 

Statistical Process Control

SQC

statistical Quality Control

VA

VALUE ANALYSIS

VE

VALUE ENGINEERING

OEE

OVERALL EQUIPMENT EFFECTIVENESS

ANOVA

 ANALYSIS OF VARIANCE

ISO

INTERNATIONAL ORGANIZATION FOR STANDARDIZATION

EFQM

European Foundation Quality Management

process approach

رویکرد فرآیندی

value -adding activities

فعالیتهای ارزش افزا

Information flow

جریان اطلاعات

compatibility

سازگاری

Technical specification

مشخصه فنی

Scoop

هدف و دامنه کاربرد

general

کلیات

normative reference

مراجع الزامی

terms and definitions

اصطلاحات و تعاریف

automotive industry

صنعت خودرو

control plan

طرح کنترل

design responsible organization

سازمان مسئول طراحی

error proofing

خطاناپذیر سازی

laboratory

آزمایشگاه

Predictive maintenance

نگهداری پیش بینانه

preventive maintenance

نگهداری پیشگیرانه

manufacturing

ساخت

laboratory scope

دامنه کاربرد آزمایشگاه

premium freight

کرایه اضافی حمل

remote location

بخش های خارح از سایت

site

سایت

special characteristic

مشخصه ویژه

Supplemental

تکمیلی

documentation requirement

الزامات مربوط به مستندات

quality manual

نظامنامه کیفیت

control of documents

کنترل مدارک

engineering specification

مشخصه های مهندسی

control of records

کنترل سوابق

records retention

نگهداری سوابق

management responsibility

مستولیت مدیریت

management commitment

تعهد مدیریت

process efficiency

کارائی فرآیند

customer focus

مشتری محوری

quality policy

خط مشی کیفیت

planning

طرح ریزی

quality objectives

اهداف کیفیت

quality management system planning

طرح ریزی سیستم مدیریت کیفیت

authority

اختیار

 communication

انتفال اطلاعات

 

مسئولیت کیفیت

management representative

نماینده مدیریت

customer representative

نماینده مشتری

internal communication

انتقال اطلاعات در درون سازمان

management review

بازنگری مدیریت

quality management system performance

عملکرد سیستم مدیریت کیفیت

review input

دروندادهای بازنگری

review output

بروندادهای بازنگری

resource management

مدیریت منابع

provision of resources

فراهم کردن منابع

human resources

منابع انسانی

competence

شایستگی

awareness and training

آگاهی و آموزش

product design skills

مهارت های طراحی محصول

training

آموزش

 on the job training

آموزش حین کار

employee motivation and empowerment

 ایجاد انگیزه در کارکنان و تفویض اختیار

infrastructure

زیر ساخت

facility and equipment

تسهیلات و تجهیزات

contingency plans

طرح های اقتضایی

work environment

محیط کار

cleanliness of premises

پاکیزگی محیط کار

product realization

پدید آوری محصول

planning of product realization

طرح ریزی پدید آوری محصول

acceptance criteria

معیار پذیرش

confidentiality

رازداری

change control

کنترل تغییرات

customer related processes

فرایندهای مرتبط با مشتری

determination

تعیین

customer - designates special characteristics

مشخصه های ویژه  تعیین شده توسط مشتری

review of requirement related to the product

بازنگری الزامات و یا خواستهای مربوط به محصول

organization manufacturing feasibility

امکان سنجی ساخت سازمان

customer communication

تبادل اطلاعات با مشتری

design and development

طراحی و تکوین

multidisciplinary approach

رویکرد چند تخصصی

design and development input

دروندادهای طراحی و تکوین

product design input

درونداد طراحی محصول

manufacturing process design input

درونداد طراحی فرایند ساخت

design and development outputs

بروندادهای طراحی و تکوین

manufacturing process design input

برونداد طراحی فرایند ساخت

design and development

بازنگری طراحی و تکوین

monitoring

پایش

deign and development verification

تصدیق طراحی و تکوین

Design and development validation

صحه گذاری طراحی و تکوین

Prorotype programme

برنامه ساخت نمونه دست ساز

product approval process

فرآیند تایید محصول

control of design and development changes

کنترل تغییرات طراحی و تکوین

Purchasing process

فرآیند خرید

Regulatory Conformity

انطباق با مقررات

supplier quality management system development

توسعه سیستم مدیریت کیفیت تامین کننده

customer - approved sources

منابع مورد تایید مشتری

purchasing information

اطلاعات خرید

verification of purchased product

تصدیق محصول خریداری شده

incoming product quality

کیفیت اقلام دریافتی

supplier monitoring

پایش تامین کنندگان

production and service provision

تولید و ارائه خدمات

control plan

طرح کنترل

work instructions

دستور العمل های کاری

verification of job set- ups

تصدیق و تنظیم راه اندازی

preventive and predictive maintenance

نگهداری پیشگیرانه و پیش بینانه

management of production tooling

مدیریت ابزار آلات تولید

production scheduling

زمانبندی تولید

feedback of information from service

بازخور اطلاعات از خدمات

service agreement with customer

توافق خدمات با مشتری

validation of processes for production and service provision

صحه گذاری فرآیندهای تولید و ارائه خدمات

identification and traceability

شناسایی و قابلیت ردیابی

customer property

دارائی مشتری

customer - owned production tooling

ابزار تولید متعلق به مشتری

preservation of product

محافظت از محصول

storage and inventory

انبارش و موجودی

control of monitoring and measuring devices

کنترل وسایل پایش و اندازه گیری

measurement system analysis

تحلیل سیستم اندازه گیری

calibration / verification records

سوابق کالیبراسیون / تصدیق

identification of statistical tools

شناسایی ابزارهای آماری

knowledge of basic statistical concepts

آگاهی از مفاهیم آماری پایه

monitoring and measurement

پایش و اندازه گیری

customer satisfaction

رضایت مشتری

internal audit

ممیزی داخلی

manufacturing process audit

ممیزی فرآیند ساخت

product audit

ممیزی محصول

internal audit plans

برنامه های ممیزی داخلی

internal auditor qualification

صلاحیت ممیز داخلی

layout inspection and functional testing

بازرسی جانمایی و آزمون عملکردی

appearance items

اقلام تزئینی

control of non conforming product

کنترل محصول نامنطبق

control of reworked product

کنترل محصول دوباره کاری شده

customer waiver

مجوز مشتری

analysis and use of data

تحلیل و استفاده از داده ها

continual improvement of the organization

بهبود مداوم  سازمان

manufacturing process improvement

بهبود فرآیند ساخت

corrective action

اقدام اصلاحی

problem solving

حل مسئله

corrective action impact

تاثیر اقدام اصلاحی

rejected product test / analysis

آزمون / تحلیل محصول مرجوعی

preventive action

اقدام پیشگیرانه

phases of the control plan

فازهای طرح کنترل

prototype

نمونه دست ساز

pre - launch

پیش تولید

production

تولید

elements of the control plan

عناصر طرح کنترل

general data

داده های عمومی

product control

کنترل محصول

process control

کنترل فرایند

methods

روش ها

reaction plan and corrective actions

طرح واکنشی و اقدامات اصلاحی

 

منبع : http://vnbahoosh.blogfa.com/post-15.aspx

نظرات ()