آزمون فرآیند تربیت ارزیاب داخلی و ملی قسمت اول

 

نمای کلی مدل تعالی EFQM  را کشیده و عناصر آن را مشخص و ضرایب آن را مشخص نمایید

الف : جاگذاری نموده  و  امتیازات و ارتباطات معیارها را مشخص نمایید  .

ب: برداشت خود را از نمای کلی مدل ( بر اساس آنچه در قسمت الف تکمیل نمودید ) ، شرح دهید .

 

مدل تعالی EFQM یک چارچوب غیرتجویزی بر اساس نه معیار سنجش میباشد.

پنج عدد از این معیارها جزو توانمندسازها و چهار عدد دیگر آن جزو نتایج هستند.

500امتیاز از 1000امتیاز مربوط به توانمندسازها و500امتیاز از 1000امتیاز مربوط به نتایج هستند.

معیارهای مربوط به توانمندسازها ، کارهایی که یک سازمان باید انجام دهد را نشان می‌دهد و معیارهای مربوط به نتایج چیزهایی راکه سازمان باید به آن دست یابد مشخص می‌نماید. نتایج در واقع منتج از توانمندسازها هستند.

توانمندسازها با استفاده از بازخوردهای دریافتی از نتایج بهبود می‌یابند.

پیکان‌های نشان داده شده در شکل به طبیعت پویای مدل تأکید دارند.آنها نشان می‌دهند که یادگیری و نوآوری به بهبود توانمندسازها کمک می‌کنندواین به نوبه خود باعث هدایت به سمت نتایج بهبود یافته می‌شود.

 ذینفعان یک سازمان را نام ببرید :

  ذینفعان یک سازمان کسانی هستند، که  از سازمان اثر می پذیرند و بر روی سازمان اثر می گذارند ، و به پنج دسته ذیل تقسیم گردند :

مشتریان – سهامداران – کارکنان – شرکاء- جامعه

 

 

به شکل روبرو در خصوص بخش نتایج مدل توجه نمایید :

به نظر شما چرا در خصوص نتایج جامعه ( معیار هشتم )

نحوه تخصیص امتیاز به شاخصهای عملکردی(8b) و

شاخصهای شاخصهای ادراکی ( برداشتی ) (8a)

 درست برعکس معیارهای 7 و 6  مدل است ؟

دلایل خود را شرح دهید ؟

بر اساس تحقیقات انجام گرفته در اروپا ، نظرسنجی های بعمل آماده از جامعه که ممکن است در حقیقت هیچگونه ارتباط مستقیمی با سازمان نداشته باشند ، از خطای بالایی برخوردار است؛ و به نوعی، می توان گفت بسیاری از افرادی که در ترکیب این نظرسنجی قرار دارند ، اصولاً اطلاعات دقیقی از سازمان نداشته و اغلب ،  نظرات ایشان  بر مبنای شنیده ها و تحت تاثیر فضای جامعه می باشد .

2) از طرف دیگر هر چقدر جامعه آماری تحت نظرسنجی ، وسعت بیشتری داشته باشد ، امکان وجود خطا نیز در نتایج بدست آمده ، بالاتر است.  از اینرو نتایج بدست آمده ،  از نظرسنجی های  صورت گرفته از جامعه ، برخلاف کارکنان و مشتریان که ارتباط مستقیم و نزدیک با سازمان دارند ، از ارزش و امتیاز کــمتری برخوردار است و نتیجتاً تخصیص امتیاز به شــاخصهای ادراکی و عملکردی نیز در این معیار ، برخلاف معیارهای نتایج مشــتری و کارکنان می باشد .

 

به نظر شما چرا ، معیار دوم مدل تعالی ( خط مشی و راهبرد ) ، علیرغم اهمیت و تاثیر زیاد آن در سازمان ، از امتیاز کمتری نسبت به بقیه توانمندسازها برخوردار است ؟

از آنجاییکه ردپای خط مشی و استراتژی در تمامی توانمندسازها دیده می شود ، و به نوعی بر اساس مدل ،  تمام توانمندسازها عملکردشان باید در راستای خط مشی و استراتژی سازمان باشد ، لذا امتیاز این توانمندساز در دیگر توانمندسازهای مدل نیز دیده شده و از اینرو ، در راستای حفظ تعادل در امتیازدهی معیارهای مدل ، این معیار در جای خود از امتیاز کمتری برخوردار است .

 

       دلایل  استفاده از مدل تعالی سازمانی EFQMدر موسسه را نام ببرید..

      اعمال مدیریت صحیح بر سازمان

      سنجش میزان استقرار سیستم های مدیریتی

     

/ 1 نظر / 84 بازدید
ایلیا

بسیار مفید بود و نکات جالبی داشت.