چرخه مدیریت بهره وری

ابزارهای کلان مدیریت و مهندسی صنایع - چرخه مدیریت بهره وری

Productivity Cycle

چرخه بهره وری

چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در سال 1404 :
ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بین المللی.

تمدن ایران زمین، بار دیگر بنا دارد تا برخیزد و افتخارات گذشته را تکرار نماید. این اولین برداشتی است که می توان با بررسی تلاش ها، سیاست گذاریها و انگیزه ها در سطح خرد و کلان کشور بدان رسید. مطمئناً صرف داشتن چنین تفکر و دیدگاهی، خود به تنهایی منشاء و انگیزه حرکت به سمت تعالی است، ولی از سویی بدیهی است که شرط لازم است و نه کافی. بهترین شاهد برای این مدعا، سیر نزول تمدن ها و ملل بزرگ و تاثیرگذار تاریخ زندگی بشر است. شاید بتوان گفت که تنها عاملی که امروزه از تمدن های بزرگ ایران، مصر، روم و ... تنها سابقه و خاطره ای بزرگ و افتخارآمیز در اذهان باقی گذاشته است، همین بی توجهی به تمامی عوامل تاثیرگذار در بقای بلندمدت آنها بوده است.

به جرات می توان ادعا کرد که هیچ تمدن بزرگی در دنیا بوجود نیامد و برای مدت طولانی باقی نماند، مگر با تکیه بر سازمانهای متعالی و برتر خود. اگر در بهترین حالت این موضوع را بطور کامل بپذیریم، در این صورت با مساله ای از نوع دیگر روبرو می شویم. آمار می گوید که از بین 100 شرکت برتر دنیا در قرن 19،‌ تنها یک شرکت در سال 2000 باقی مانده است و سایر شرکت ها از بین رفتند، تجزیه شدند و یا در سایر شرکت ها ادغام گردیدند. این نرخ مرگ و میر برای سازمان ها بسیار غیرطبیعی است. تقریبا نمی توان مورد مشابه ای پیدا کرد که فاصله بین حداکثر امید به زندگی و مرگ اینقدر کوتاه باشد. آیا بقاء در قله موفقیت اینقدر مشکل است؟ یا از سوی دیگر آمار داخلی کشور ما بیان می کند که متوسط عمر سازمانهای ایرانی به عددی کمتر از 10 سال یعنی نصف متوسط جهانی تقلیل یافته است؟ سئوال اینجاست که مجموعه دلایل عدم موفقیت سازمانهای متعالی در برتر باقی ماندن و همچنین عدم دستیابی بسیاری از شرکت ها به تعالی در کجاست؟

شرکت های موفق از این منظر بقای چندانی بر قله موفقیت ندارند، چون افق برنامه ریزی آنها تنها بر حفظ وضع موجود استوار بوده و تصور می کنند: مجموعه دلایلی که آنها را به این سطح از موفقیت رسانده است، قابلیت باقی نگه داشتن آنها در همین سطح و یا حتی ادامه روند پیشرفت آنها را نیز دارا می باشند. لذا شتاب تغییرات به سرعت آنها را از گردونه رقابت حذف خواهد کرد.

شرکت های ناموفق از این جهت در مسیر رشد و تعالی مناسب قرار ندارند، چون:
تاثیر عوامل غیرقابل کنترل را در موفقیت یا عدم موفقیت خود بسیار بیشتر از عوامل قابل کنترل می دانند.
به کل سازمان بعنوان یک بدنه یکپارچه نمی نگرند. بدنه و ساختار چنین سازمانهایی معمولاً نامتناسب است.

به گواه منطقی مدل های تعالی مانند EFQM، یک سازمان متعالی نخواهد بود، مگر اینکه در تمامی جنبه ها و حوزه های کسب و کار خود متعالی باشد. و این همان نکته ای است که در بسیاری از سازمانهای ناموفق، مورد بی توجهی و غفلت قرار می گیرد. مهمترین نتیجه چنین بی توجهی و رویکردی نسبت به جنبه های مختلف سازمان،‌ ایجاد سازمانی نامتناسب است که ناشی از آن،‌ توان حرکتی خود را از دست می دهد. کم نیستند مثال هایی از سازمانی که علیرغم وجود ضعف های شدید و مزمن در حوزه مدیریت، کارکنان و سیستم ها و روشها، اقدام به سرمایه گذاری در زمینه زیرساخت ها و تجهیزات می نماید،‌ بدین امید که در مسیر رشد و تعالی قرار گیرد‌ و عموماً تنها سرعت پیشرفت خود در منحنی زوال را تقویت می نماید.

چرخه بهره وری

پس براستی چه باید کرد؟ می توان به صراحت ادعا کرد که در دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم،‌ تنها آنهایی در کنار بوده اند،‌ هستند و خواهند بود که برای بودن، رقابت کرده اند. توجه ویژه به روندهای اقتصادی نشان می دهد که سازمانها در مقاطع مختلف از حیات اقتصادی بشر، به طرق مختلف رقابت پذیر بوده اند. یعنی در برهه ای دارای بیشترین قدرت تولید بوده اند. در زمانی دیگر با کیفیت ترین کالا را داشته اند. در عصر بعد از آن، علاوه بر کیفیت بر قیمت نیز تمرکز کرده اند و در عصر حاضر برای ذینفعان خود تولید ارزش می نمایند.

در این راستا بنظر میرسد تنها سازمانهایی قابلیت بقای درازمدت را خواهند داشت که بتوانند با حفظ تناسب خود در تمامی جنبه ها،‌ در راستای تولید ارزش برای مشتریان خود موفق عمل نمایند و این نیز محقق نخواهد شد مگر آنکه یک سازمان بصورت مستمر، به شناسایی و تحلیل عوامل ایجاد شکاف بین وضعیت موجود و وضعیت ایده آل خود اقدام ورزد. خروجی این تحلیل و بررسی،‌ سازمان را یاری خواهد نمود تا با رفع قدم به قدم نقاط ضعف و تمرکز بر روی نقاط قوت، به سمت چشم انداز تدوین شده حرکت نماید.

استقرار چرخه بهره وری

موردی که خبرگان صنعت و دانشگاه این مرز و بوم، بارها و بارها نسبت به آن اظهار نگرانی نموده اند،‌ وضعیت بهره وری کشور در تمامی شاخص های خرد و کلان بهره وری در جنبه های مختلف آنست. وضعیت کلی شاخص ها در مقایسه با استانداردها و بهترین های جهانی چنان فاصله زیادی را نشان می دهد که لزوم شروع حرکت بلادرنگ در جهت پر کردن شکاف موجود را قطعی می سازد. اما چیزی که بیشتر بر نگرانی می افزاید، عمکلرد مقایسه ای کشور در مقابل کشورهایی است که در نگاه اول از لحاظ سطح توسعه یافتگی بسیار ضعیف تر از ما بنظر می رسند.

راه حل در کجاست؟ بنظر میرسد که عدم توسعه یافتگی کشور ما در تمام سطوح فردی، سازمانی و کلان جامعه اصلی ترین عامل برای عملکرد غیرقابل انتظار سازمانهای ایرانی در مقایسه با رقبای خارجی آنها باشد. چیزی که در کشورهایی حتی به مراتب کوچکتر و محروم تر از کشور ما در زمینه ثروت های ملی مورد توجه قرار گرفته است و در نتیجه فرهنگ غلط افزایش سرمایه گذاری برای ایجاد هر توسعه ای، به فرهنگ صحیح ایجاد توسعه از طریق استفاده بهینه تر از ظرفیت های منابع موجود تغییر پیدا نموده است و این یعنی بهبود بهره وری.

خوشبختانه با تحلیل وضعیت بهره وری کشور، زنگ خطر در سطح کلان کشور به صدا در آمده است، بنحویکه سمت و سوی بسیاری از قانون گذاریها و هدایت منابع مالی و حمایتی دولتی، در راستای توسعه کشور از طریق بهبود بهره وری انجام گشته است. ماده 5 برنامه چهارم توسعه،‌ شاهدی بر این مدعاست.

در راستای اهداف توسعه اقتصادی و اجتماعی برنامه های سوم و چهارم توسعه کشور و تدوین قانون نوسازی صنایع، شرکت نوسازی صنایع ایران –وابسته به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران- تاسیس و با وظایف و اهداف بنیادی کمک به بهسازی و نوسازی صنایع کشور، ماموریت یافت نسبت به تهیه و تدوین و اجرای سیاست های کمک به بهسازی و نوسازی و بهبود بهره وری صنایع کشور اقدام نماید.

در راستای این اهداف بطور عام و همچنین ارتقاء شاخص های بهره وری کشور در سطح کلان و صنایع کشور بطور خاص، شرکت نوسازی صنایع ایران اقدام به تعریف، استاندارد سازی،‌ تربیت مشاور و حمایت از واحدهای صنعتی کشور برای استقرار چرخه مدیریت بهره وری نموده است.

چرخه مدیریت بهره وری
/ 0 نظر / 40 بازدید